به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


این بخش تحت قوانین : http://tarikhema.ir/iran-bastan می باشد.
لطفا جهت دریافت اطلاعات بیشتر از ایران باستان به آدرس بالا مراجعه فرمائید



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 34 پست ]  برو به صفحه 1, 2, 3  بعدي
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 14:56 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

با درود فراوان!

پس از ماه‌ها نوشتن درباره ی اسکندر مادی و دروغهای پیرامون آن در انجمن بر آن شدم که از تارنگار گفمان دروغ‌های تاریخ چیزهای ارزشمند و بنیادین تاریخ ایران رو بنویسم تا دوستان آشنا بشوند برای این کار نخست گیتای باستانی (جغرافیای تاریخی) ایران رو می‌نویسم::

   کوهها:

   کوههای غیر قابل عبور(
awardag)

- هارا کوه   (البرز!):  اوستا (hara) با صفت ( berezaiti) در پهلوی (harboz)

نخستین کوهی که از زمین روییده است. دگر کوهها از هارا فراز رستند به شمار
2244 کوه (بندهش).



1. هوگر (hu.kairya) بلند: آب اردوسیور (آناهیتا) از آن فرو می آید به بلندی هزار مرد است و به فراخگردمی ریزد. (بندهش)
2. تیرگ هوگر: چگاد دائیتی در میان آن است(/taera
terag) یکصد مرد بالاست. (بندهش)

3. ارزور گریوه: چگادی به در دوزخ است،  که همواره سکونت دیوان بدو است،  که همه دروغ ورزی آنجا کنند، (بندهش)

4. اوسیندام کوه:  از خماهن از گوهر آسمان است میان دریای فراخگرد است آب از هوگر برآن فرو ریزد


   کوه ابورسین (ابرسین):

- بزرگترین است کوه همه پارس(پارت
p ls)  بن او به سیستان( زرنک) وسرش در چینستان (hwcyst n)
و

تیغه ای از آن نیز به خراسان( خور آزمیا ) است. (بندهش)،  نام این کوه در اوستا (
upairi-saena) آمده است.

   در مورد این کوه یکی  از دو صورت زیر را می توان پذیرفت:


به تحلیل هایی که تا امروز شده است یک سر این کوه در کشور چین امروزی و سر دیگر ان در استان سیستان و بلوچستان کشور ایران امروزی است و تیغه ای از ان از استان خراسان امروزی در شرق ایران می گذرد. در این صورت اول باید بپذیرم که گذشتگان جغرافیا نمی دانسته اند دوم مرز های این کشور ها و استانها را انقدر زیاد و کم کنیم تا در ناحیه رشته کوههای هیمالیا به هم  برسند ! و در آخر از توضیح اولی که در بندهش با عنوان بزرگترین کوه پارس و پارت است صرفنظر کرده چه که کوههای هیمالیا نه در پارس است و نه در پارت ! همچنین نام اوستایی این کوه را که بیانگر سه نژاد مردمانی است که در این کوه بوده اند باید به کلی فراموش کنیم:

ایشکت – اوپ ایری  -  سئن

   لغت ایشکت ریشه از ایشکوزایی به معنی سکاها دارد.

   سکاها = ایشکوزائی به زبان آشوری و ایشکوزی به زبان عبری از کوههای قفقاز و تورس گذشته اند بازمانده آنها در 200  ق.م در جزیره کریمه در کنار دریای سیاه بوده اند.

   لغت اوپ دگرگون شده اروپه = تخمه تهمورث و ایری مردم ایر نژادی هستند که در شمال غربی ایران امروزی می زیسته اند.


  سئن و یا سین به نژاد مردمان جنوب بین النهرین می گویند،  که امروزه به صورت عربی السین و الصین در آمده است.

   ابرسین کوه بزرگترین کوه پارس و پارت است در غرب ایران امروز می باشد که بن آن در زرنک در حوالی کردستان امروزی و سرش در چین استان در ناحیه جنوبی بین النهرین امروزی و تیغه ای از آن نیز به خورآزمیا در نواحی کرمانشاه امروزی می باشد، لاجرم شمال این کوه در ناحیه ایشکوزی ها (سکاها) و جنوب آن در ناحیه مردمان سئن نژاد و تیغه ای از آن در محل ایر های اروپه نژاد در کرمانشاه بوده است،  و با نام اوستایی آن  ایشکت – اروپه, ایری -  سئن مطابقت دارد، و این کوه قسمتی از رشته کوههای زاگرس در غرب ایران امروزی است، و چنانچه این توضیخ مورد قبول باشد نه تنها تمامی کوههایی که از ابرسین رسته اند در غرب ایران امروزی اند که هارا کوه هوگر و تیرک هوگر که ابرسین جزئی از آن است نیز در غرب ایران امروزی و کشور ترکیه و ارمنستان می باشند.     

1. زرذز zeredaz)) (منوش کوه manusa): آن کوه که منوچهر بدان زاده شد به خراسان (کرمانشاه) به مرز ترکستان (آشور) است، به ابرسین پیوسته است.  (بندهش)

2. کوه ایر arazisa)):  به ماه (مرکند واژه مادی است که از دو واژه ( مر= ماه +  کند) است، شهری نزدیک به نخجوان در جنوب ارس, شمال باختری آذربایجان می باشد. (احمد حامی) و همدان (در کتیبه های آشوری هکمتانه پایتخت مادها است) تا خوارزم (خورآزمیا به ناحیت کرمانشاه) از کوه ابرسین رسته است. (بندهش)

3. کوه قاف (کپک): از ابرسین رسته است،  در ارمنی کهن کاپ (
kap) است. (بندهش)

- در پهلوی (
kof kapk/kof kap ) در ارمنی کهن (kap/kapk) آمده است.  نام قفقاز می تواند با این نام مربوط باشد.


4. کوه بس شگفت: آن که به پارس است از کوه ابرسین است. (بندهش)
5. کوه سیاهمند (syamaka): آنکه از ایشان کابل (وئه کرته) و آن ناحیت ها تا به ناحیه چین (hwcyst n) رسته است. (بندهش)  از شاخه های ابرسین است. (اوستا)

6. کوه برفمند(vafraya): آنکه از ایشان کابل (وئه کرته) و آن ناحیت ها تا به ناحیه چین (hwcyst n) رسته است. (بندهش)  از شاخه های ابرسین است. (اوستا)

   همانطور که می بینید وئه کرته که کابل امروزی ترجمه شده است،  در غرب ایران به ناحیت جنوب بین النهرین است.

کوههای زیر همه از ابرسین, منوش و دیگر کوهها که بر شمرده شد رسته اند، زیرا داواد کوه که به (hwcyst n) پیوسته است هم از ابرسین کوه است.

7. کوه گنابد: به همان پشت گشتاسپان است، آنجا به ریوند که خانه آذر برزین مهر است نه فرسنگ به خاوران سوی است. (بندهش)

8. کوه کومش:  را آمد به فریاد خوانند آن است، که گشتاسپ ارجاسپ را بدان شکست داد.  به پتشخوار پیوسته است. (بندهش)


9. کوه میان دشت: از کوه کومش گسسته است، گویند چون شکست به ایرانیان آمد، کوه میان شکست ایرانیان نجات پیدا کردند. (بندهش)


10. کوه اسپروز:  بالای چینستان (سئن) (hwcyst n) است. (بندهش)


-  در تاریخ بلعمی آمده است: کی کاوس به جنگ دیو سفید مزندری می رود و اسیر می شود. رستم از سیستان (زرنک) برای نجات و می آید که در شاهنامه فردوسی به هفتخوان رستم مشهور است، و به خوان ششم او به کوه اسپروز می رسد.

- شاهنامه پس از کشته شدن ارژنگ دیو:
   چو برگشت خورشید گیتی فروز             بیامد دمان تا به کوه اسپروز

11. کوه پهرگر:  به خراسان (خورآزمیا به ناحیت کرمانشاه امروزی) است. (بندهش)

12. کوه دنباوند: بیوراسپ (ضحاک) به آن بسته شده از پتشخوار است، کوه کومش و گرگان (هیرکان) بدان پیوسته اند. (بندهش)

      طبق اسناد آورده شده در این کتاب کارزار فریدون و ضحاک در ناحیه کردستان امروزی بوده است، همچنین کوه دنباوند به استناد بندهش از کوههای ابرسین است،  که برابر با رشته کوههای زاگرس در غرب ایران امروز فرض شده این کوه به کوههای هیرکان پیوسته است. هیرکان از یکسو همسایه آسوری ها (ارومیه) و مرز دیگرش به دریای کاسپین است، مردمش با اران ها هم پیمان می شدند. در آذربایجان خاوری است. گزنفون می نویسد: هیرکانی ها همسایه آشوری ها و لیدی ها بودند.  همچنین در کتیبه های آشوری از کوه بیکنی یا کوه بلورین در مکان دماوند امروزی یاد شده است،  دنباوند دماوند امروزی نیست.

13. کوه راوگ بشن: به زراود است، این جا را کلاد خوانند از دو سوی کوه و میان دره است دژ فرود آنجاست، به سبب دژ آنجا را کلاد خوانند در بوم سرخس (saraxz/siraxz/sylhc) است. (بندهش)

14. کوه دایباد (داواد): به پارس است. به (hwcyst n) پیوسته از ابرسین است. (بندهش)

15. کوه مرغ: به لاران است، (بندهش) به نظر میاید این کوه در ناحیه سئن ها بوده است، و لاران میتواند لارسا امروزی در بین النهرین جنوبی باشد.

16. کوه بهستون: به سپاهان کرمینشان (klmyns n-glmyns n) است. (بندهش)  

  کوه بیستون در کرمانشاه امروزی است.  چطور ممکن است که سپاهان در شرق ایران امروز باشد؟
17. کوه زرین: به ترکستان است (بندهش) کوه زرین در منطقه حکومت آشوریان است.
18. کوه کومش و گرگان! ( هیرکان ): به پتشخوار کوه پیوسته است.

19. اوسیندکوه :  به آذربایجان است (بندهش) اگر اوسیند کوه به آذربایجان است و از ابرسین کوه, چطور ممکن است یک سر ابرسین کوه در کشور چین امروزی و سر دیگر آن در سیستان و بلوچستان امروزی باشد؟

همانطور که مشاهده می فرمایید پتشخوار کوه از طریق کوههایی چون کوه دنباوند , کوه کومش , کوه هیرکان با کوه ابرسین مرتبط است و این کوه نمی تواند در شرق ایران امروز باشد.

20. پتشخوار کوه (patis-xwarh/mahist xwarrah) (مهست فرخواری کوه):به طبرستان و گیلان است. (بندهش)
- در فارسی با نام کوههای جنوبی طبرستان آمده است.

طبرستان به ناحیه جنوب غربی دریای کاسپین گفته می شود. منظور از گیلان نیز میتواند شهر گیلان غرب در استان کرمانشاه امروزی باشد.

21. کوه اسنوند (asnvant):  کوهی در آذربایجان که کیخسرو آتشکده آذرگشسب را بر آن بنا کرد در کنار دریاچه چیچست (ارومیه) است. (اوستا)
22. کوه کوئی راس(kaoirisa): بر ایران ویج است (بندهش) ایران ویج به ناحیت آذربایجان است. (بندهش)
23. کوه اسپندیار
(sp nto.data): بر دریاچه ریوند است. (بندهش)

24. کوه ریوند (
raevand):  آذر برزین مهر بر آن نشست، به خراسان (خور آزمیا در نواحی کرمانشاه) است. (بندهش)


25. اوشد اشتار(
usi.dam/usidar na): به سیستان (زرنک) است. (بندهش)

26. کوه کدروسپ (
kadrva.aspa) دارای اسپ کهربا:  کوهی است به توس (tws str) شهر که دریاچه سوبر (subar)
بر آن است، دریاچه سوبر به ابرشهر بوم (
abar sahr) بر سر کوه توس است. (بندهش)

   ابرشهر بوم در مرزهای فرمانروایی رستم است،  و باید در حوالی زرنک و نیمروز محل فرمانروایی سام و خاندانش باشد.

27. ارزور (
arazura): به ناحیت روم است، (بندهش) پایتخت روم رومیه = مدائن است.

28. بوم کوه
(bumya/bum.kof): آنکه بر آن بوم و خانه است. (بندهش)

29. رویشمند کوه
(royisnomand/rodita): آنکه گیاه بر آن روید. (بندهش)

30. بگیر کوه
(bagir/bakir): خانه افراسیاب تور به آن است. امروزه در آن شهر رام پیروز و ده هزار شهرستان است. (بندهش)

31. کوه بادغیس
(vaiti-gaesa): به مرز بادغیس ناحیه ای پر آب و درخت است. (بندهش)

  
دریا ها:


  فراخکرد:  واوروکش (اوستا و پیش نام سرزمینهای شمالی در اوستا است).

   به ناحیت نیمروز کناره هارا است،  که 3/1 این زمین را در بر دارد. از این رو فراخکرد نامیده شد که یکهزار دریا در او داشته شده است. باشد که آنها را چشمگان اردیسور و باشد که خانیگان دریا خوانند. هر دریا و آبخوان چنان است که مردی نیکو 40 روز اسب بتازد به دور آن گردد یکهزار و هشتصد فرسنگ بزرگ است. کوه اوسیندام میان دریای فراخکرد است. (بندهش)


   تعریف بالا نشانگر مجموعه ای از دریا هاست ( دریای عرب, خلیج عدن, دریای سرخ, دریای مدیترانه, دریای اژه, دریای آدریاتیک) که در شمال آنها رشته کوههایی (کوههای حجاز, کوه های لبنان, کوههای تورس و قره دنیز, کوههای آپنین) میباشند،  و در میان یکی از این دریا ها کوه یا بلندی موجود است. (شاید  قبرس)


   پودیگ
(puitika): از دریاهای شورمایه ور است از همه بزرگتر است در آن جزر و مد است هم ناحیت دریای فراخکرد است،  و به آن پیوسته است. (بندهش)  در دوره ساسانی نیز با خلیج فارس تطبیق داده شده است.

   سدویس: میان فراخکرد و پهلوی پودیگ را دریایی گرفته که دریای سدویس خوانند. بند این دریا به ماه و باد پیوسته است به افزایش و کاهش ماه بر آید و فرو رود. از آن روی که گردش آن به نیمروز است بند دریای سدویس نیز به سدویس ستاره بسته است،  که دریاها و ناحیت نیمروز در پاسبانی اوست. در دریای سدویس دو باد وزد یکی فورد آهنج و یکی بر آهنج است. (بندهش)  

   توضیحات بالا مطابق با دریای عمان امروزی می باشد.

  کمرود(kamrod): آن است که اباختر است به طبرستان (بندهش)، در دوره ساسانی  با دریای کاسپین تطبیق داده شده است.

   سیاه بن (
siyaw-bun): به روم است از دریاهای کوچک آن آبگیر و دریای کیانسه است که به سیستان است در آغاز مار و سوسمار و وزغ در آن نبود و آب آن شیرین بود (بندهش)،  در دوره ساسانی با دریای سیاه تطبیق داده شده است.

رودها:

1. ارنگ رود: آن است که گفته شد که از هارا کوه بتازد. آید به سغد بوم (به ناحیت دشت سوری مانشن آمده که با بین النهرین یکی است) که گام نیز خوانند اید و به گیپتوس بوم که مصر نیز خوانند بگذرد او را آنجا نیوگیپتوس خوانند. (بندهش)

   ارنگ رود و سغد بوم بی شک در غرب ایران امروزی هستند و منظور از مصر کشور مصر امروزی نیست احتمالا مرز های شرقی کشور مصر آن زمان همانطور که هرودوت نیز اشاره کرده است تا فلسطین امروزی بوده است. همچنین این رود از هارا کوه سرچشمه می گرفته پس هارا کوه به هیچ وجه نمی تواند رشته کوهای البرز در شمال ایران امروز باشد.

2. وه رود: به خراسان (خورآزمیا در حوالی کرمانشاه امروزی است) بگذرد به سند بوم شود به هندوگان به دریا ریزد. او را آنجا مهران رود نامند هندوگان رود نیز خوانند. (بندهش)


   در متون قدیم چون زاداسپرم نام وه رود (
vehبهرود) و اروند رود در کنار هم و در یک ناحیه آمده است   "از باختر کناره دو رود اروند و بهرود" به استناد اثبات آقای دکتر بهرام فره وشی در کتاب ایرانویج و شاهنامه فردوسی اروند رود دجله امروزی است. اگر پهلوانی ندانی زبان     بتازی تو اروند را دجله خوان وهرود در نزدیکی دجله و در غرب ایران امروزی است،  و شهرهایی که در کنار این رود از آنان نامبرده شده است: خراسان (خورآزمیا) سند بوم و هندوگان ( ساحل شمال غربی خلیج فارس) همگی در غرب ایران امروزی است.

3. فرات رود: آن را سرچشمه از روم است به آسورستان گذرد به دجله ریزد "ستایم فرات پر ماهی را که منوچهر برای روان خویش کند و آب بسته و بخورانید" (بندهش)

   منوچهر از رود جیحون رود های بسیار کند و رود فرات را به سوی مغرب روان کرد. (تاریخ بلعمی)

   توضیحات این رود با رود فرات امروزی مطابقت کامل دارد. در این صورت: 1- رود جیحون در تاریخ ایران با رود جیحون در استان خراسان امروزی هیچ ارتباطی ندارد. 2- لغت روم در تاریخ ایران با پایتخت کشور ایتالیا, رم هیچ ارتباطی ندارد.

4. دجله رود: از دیلمان (
dilmanنام سرزمینهای کهن در غرب دریاچه ارومیه تا وان) در خوزستان به دریا می ریزد. (بندهش)

5. دایئتی رود: از ایران ویج بیاید به (dwtdt n/gwtst n) بشود پر از سوسمار است. (بندهش)

ایران ویج به ناحیت آذربایجان است. (بندهش)

6. زنده رود: به کوه پنجستان  گذرد باز به ارنگ رود ریزد. (بندهش)

7. هریر رود: از ابرسین کوه است. (بندهش)، کوه ابرسین به نظر قسمتی از رشته کوههای زاگرس می باشد،  چطور ممکن است هریر رود در شرق ایران و مطابق با هری رود امروزی باشد؟

8. زیشمند رود: به ناحیه سغد (سوگود) به خجند رود باز ریزد. (بندهش)، سغد یا سوگود در بندهش به ناحیت دشت سوری مانشن آمده که با بین النهرین یکی است در این صورت زیشمند رود در بین النهرین است، و چون به خجند رود باز می ریزد خجند رود و اسامی که در اطراف آن آمده است همگی در نواحی بین النهرین می باشند.

9. خجندرود: به میان سمرقند و خرنمانه برود او را رود جخشر خوانند. (بندهش)، سمرقند و خرنمانه  اسامی از شهرهای بین النهرین بوده اند.


10. مرو رود: فرهمند به خراسان (خورآزمیا) است، از ابرسین کوه بتازد. ( بندهش)، ابرسین کوه = زاگرس است،  خراسان و مرو اسامی شهرهایی در نزدیکی کوههای زاگرس در غرب ایران امروز می باشند.

11. بخل رود: از ابرسین کوه (کوههای زاگرس ) بامیان آید به وهرود (وهرود نزدیک رود دجله است) ریزد. ( بندهش)

12. سپید رود: به آذربایجان است. (بندهش)

13. ترت رود:  ترتر رود که کور نیز خوانند از دریای سیراو (شاید سوان در ارمنستان) بیاید و به دریای گرگان! (هیرکان) ریزد. (بندهش)  

14. زهابک رود: رود دز آن است که از آذربایجان بیاید به پارسوا ریزد. (بندهش)

15. اوله رود: را سرچشمه از سپاهان است به خوزستان بگذرد به دجله فراز ریزد. او را در سپاهان مسرگان رود خوانند. (بندهش)

16. هراز رود: به طبرستان است آن را سرچشمه آبها از کوه دنباوند است. (بندهش)

17. تورمیه رود: به وهرود باز ریزد. (بندهش)

18. وندیش رود: آن است که به پارس است که سکان نیز خوانند.

19. کاسه رود: به آب توس شهر بیاید. آن را آنجا کسف رود خوانند. این همان رود وه است که آنجا کاسه خوانند. در سند نیز کاسه خوانند. (بندهش)، اگر کاسه رود همان رود وه است، باید در نزدیکی دجله باشد. لغت کاسه نیز که ریشه از نژاد کاس های ایرانی در شمال و غرب ایران امروز دارد، تائیدی بر غرب بودن این رود دارد. حال اگر کاسه رود از توس شهر و سند می گذشته پس هر دو شهر محلی در غرب ایران امروزی بوده اند.

20. واتئنی رود: به سیستان (زرنک) است، و سرچشمه آن کیانسه بود. (بندهش)

21. مهین رود: که چهرمهین آب است به گنگ دژ است. (بندهش)

22. دارابه رود: به ایران ویج است. (بندهش)

   مرزهای مشترک در تاریخ ایران

   مرز مشترک توران و روم:

   در تاریخ بلعمی آمده است: در جنگ کی خسرو و افراسیاب، افراسیاب بگریخت و از حد ترکستان به حد روم شد، (پس روم و ترکستان توران مرز مشترک داشتند، و تورانیان در غرب ایران بوده اند). شاهنامه فردوسی به زمانی که رستم و ایرانیان انتقام سیاوش را از تورانیان می گرفتند:

     همه غارت و کشتن اندر گرفت                همه بوم و بر دست بر سر گرفت

     زتوران زمین تا به سقلاب روم                ندیدند یک مرز آباد و بوم

            همچنین برای کاموس تورانی آمده است:

            ز مرز سپنجاب تا مرز روم              سپاهی که بود اندر آباد بوم

   بعد از کشته شدن افراسیاب کی خسرو سپاه را از آذربایگان بازگردانید، (آنجا چه کار می کرده اگر تورانیان در شرق ایران بوده اند؟ آذربایگان در شمال غربی ایران است.) و به پادشاهی و مملکت خویش بازآمد به خراسان (نجران) و به بلخ. (تاریخ بلعمی)

  مرز مشترک تورانیان با سلیمان در حجاز یمن و سبا:

      و از پس کیقباد پسرش بود کیکاوس و ملک عجم همه او داشت و حد مشرق از سوی ترکستان افراسیاب، (شرق ترکیه امروز) داشت.  و هر چه از پی آن بود همه تا ناحیت حجاز و سبا و یمن و حد مغرب سلیمان را بود. (تاریخ بلعمی)

   آب زره مرز مشترک مصر, بربر,مکران, توران:

   شاهنامه فردوسی  به زمان کی کاوس (آب زره):

             همی راند تا در میان سه شهر                    زگیتی برین گونه جوینده بهر


             به دست چپش مصر و بربر به راست            رهش در میانه بدانسو که خواست

             به پیش اندرون شهر هاماوران                   به هر کشوری در سپاهی گران

             خبر شد بدیشان که کاوس شاه                    بر آمد به آب زره با سپاه

   و جای دیگر زمانی که کی خسرو, افراسیاب را در توران زمین دنبال میکرد:

            مرز ایران --> جیحون --> سغد و کشانی + صد فرسنگ --> گل زر یون --> بهشت دژ --> چین -->  مکران --> آب زره (دریای ژرف) + هفت ماه --> کنگ دژ

   و نامه او به کی کاوس:


             کشیدم لشکر به ماچین و چین                     وزان روی رانم به مکران زمین

             و از آن پس از آب زره بگذرم                     اگر پاک یزدان بود یاورم

  (آب زره در میان سه کشور مصر و بربر و شام! = آب زره پس از چین و مکران!)

   همچنین کی کاووس :


             از ایران بشد تا به توران و چین                  گذر کرد از آن پس به مکران زمین

             ز مکران شد آراسته تا زره                       میان ها ندیدند بند و گره

             شه بربرستان بیاراست جنگ                      زمانه دگرگونه تر شد به رنگ

             چو آمدش از شهر بربر گذر                        سوی کوه قاف آمد و باختر

   (از تهران تا پکن حدود 6000 کیلوتر است + مکران + زره تا برسد به بربرستان این غیر ممکن است! مکران, بربر, چین و توران آب زره همه در غرب ایران امروز است).  بربر به زبان سومری نام آفتاب است بابلی ها به "ه تی ت" (کاسها) بربر میگفتند. (احمد حامی)
   توران و سکستان = سرزمین سکا ها به ناحیت دریای سیاه:


   تورانیان به زمان کینه کاموس می گویند :
             ز چین و ز بربر سپاه آوریم                        که کاموس را کینه خواه آوریم
             ز برگوش و سگسار و مازندران                 کس اریم با گرزهای گران

       مرزهای توران و تازیان شاهنامه فردوسی:
             رود تازیان سوی توران زمین!                    کند خارسان مرز ماچین و چین


   مهراب کابلی پدر رودابه زن رستم:


             آبا آنکه مهرآب از این پایه نیست                 بزرگ است و گرد و سبک مایه نیست



             همانست کز گوهر اژدهاست                       و گر چند بر تازیان پادشاست


   (مهراب کابلی پادشاه تازیان! پس کابل در غرب ایران است)



   مرز ایران و روم:


   لهراسب بخترشه میگویید ولایت زمین عراق و شام و یمن تا در مغرب همه تورا و اهواز نیز تا در روم همه تورا. (تاریخ بلعمی)


    به زمان ملک منوچهر، وجای ملک عجم به زمین بابل بود، آنجا که امروز بغداد است و شهرهای اهواز و کوه(کرد) و بصره و گروهی به زمین پارس نشستندی و زمین مصر از ملک او بیرون بود و از زمین شام و حجاز و یمن اندر ملک او بود. (تاریخ بلعمی)

   مرز هند, یمن و تورانیان به زمان ایرج:

    در زمان پادشاهی ایرج به یمن اندر ملکی بود او را رایش از بهر آن خواندندی که بسیار غنیمتها بیاورد و جنگها کرد و پادشاهی او تا زمین هندوستان برسید،  و با ایشان جنگ و کشتن کرد و خواسته ها و بردگان از زمین هندوستان بیاورد، (هند و یمن مرز مشترک داشتند). و باز از یمن به کوه طی بیرون آمد و به عراق آمد به ناحیت انبار و موصل و به آذربادگان شد و این زمینها همه به دست ترکان (تورانیان) اندر بود، (مرز یمن و تورانیان به زمان ایرج). (تاریخ بلعمی)

   مرز ارمنستان و توران:

   شاهنامه فردوسی دادخواهی ارمانیان (ارمنیان) از کی خسرو:

   سر مرز توران در شهر ماست                    به یک روی از ایشان به ما بر بلاست

   سوی شهر ایران یکی بیشه بود       که ما را بدان بیشه اندیشه بود

(ویراست صرفا نوشتاری توسط  sepasiانجام شد. علت اشکالات به خاطر کپی از متن wordبوده،  دوستان برای اینکه چنین اشکالاتی کیفیت کارشون رو پایین نیاره میتونید متن را از قبل در صفحات تالار تایپ کنید و سپس ارسال بفرمایید)

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


در کل 1 بار ویرایش شده. اخرین ویرایش توسط Ardavan در 14 خرداد 1391, 18:39 .

بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Ardavan به خاطر این پست تشکر کرده اند
soshiant (14 خرداد 1391, 16:06), Kourosh.Kiani (14 خرداد 1391, 16:09), sepasi (14 خرداد 1391, 16:19), taji (17 خرداد 1391, 02:12), anosha115 (24 خرداد 1391, 13:40), الف (20 مرداد 1391, 02:54), karin (21 مرداد 1391, 09:51)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 16:06 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

درود
زيبا بود
فقط كاش فواصل خطوط رو كمتر ميكردي تا حجم كمتري بگيرد و خواندن راحتتر شود
بدرود

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soshiant به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ardavan (14 خرداد 1391, 18:34)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 19:09 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

تجزیه و تحلیل  پروفسور بارنت (R.D.barnett)  در مورد لباس ها و مردمان:
  علاوه بر مادی ها پارس ها و اهالی شوش که شناختن انها محقق است:
3.  بابل  babiruviya(babilonians) :  با کلاه های مخروطی منگوله دار.
4.  آشور  (athra) :  این گروه که اغلب با عنوان آشوری اند با پاپوش به سبک اسیای صغیر و شنلی که روی شانه یک شرابه یا منگوله دار بشتر در مجسمه ایونی دیده می شود از نظر او اهل لیدی هستند.
5.  عرب ها  arabaya (arbians) :  عربها با جماز.
6.  مصر egyptians)mudraya ) :  تشخیص انها به علت شکستگی سنگ سخت است.
7.  سکا های کلاه نوک تیز (saka-tigrakhauda): طرز لباس پوشیدن انها از سبک مادی است با کمی تغییر در کلاه .
9.  یونانی ها  yauna)ionians ) : این گروه همان سبک شنل آشوری ها را دارند.
11.  آرمنی ها  armenians armina)) :  طرز لباس پوشیدن انها از سبک مادی است با کمی تغییر در کلاه یا اسلحه.  
12. کاپادوکیه capadocians) katpatuka) : با شنلهای قلابدار به سبک فریژی ( اقوام باستانی اسیای صغیر) تیز کلاه هستند
13.  پارت ها parthians) parthava) : طرز لباس پوشیدن انها از سبک مادی است با کمی تغییر در کلاه یا اسلحه.  
14.  درنگیان  drangianians : در مورد شناخت این اقوام شک و تردید وجود دارد.
15.  آیرها arians) haravia) : طرز لباس پوشیدن انها از سبک مادی است با کمی تغییر در کلاه یا اسلحه.  
16.  خوارازمی choresmians  : در مورد شناخت این اقوام شک و تردید وجود دارد.
17.  باکتریا bakhtrish  (bactrians) : سبک لباس پوشیدن انهابالا تنه مادی با شلوارهای کتان دهبانی یعنی گشاد و باد کرده است. (شلوار کردی!)
18.  سوگود sogdians (cilicians) : کیلیکی ها  cilician  که به تازگی انها را سغدیان شناختند.
19.  گاندارها gandarians : در مورد شناخت این اقوام شک و تردید وجود دارد.
20.  سگارتی asagartia: طرز لباس پوشیدن انها از سبک مادی است با کمی تغییر در کلاه یا اسلحه.  
24.  هند hindush (indians) : که سینه های برهنه دارند و هدیه از گرد طلا و الاغ های ممتاز به همراه دارند.
25.  حبشه kushiya (ethiopians) : با قیافه های سیاه پوستان و هدیه هایی از عاج و بچه زرافه  okapi.
26.  اسکادرا  skudra :از روی کلاه خودهای تراسی و اسلحه انها که با ذکر هرودوت جور است میتوان انها را شناخت.
27.  لیبیputaya  (libyan): با گوزن
    اسمهای واقعی را مشاهده کردید،  حال بگوید باختریش (به معنی غرب)  و سبک لباس مادی و شلوار کردی چه ارتباطی با بلخ در شرق ایران دارد؟  یا لغت زرک یا زرنگ چرا باید سیستان در شرق ایران معنی دهد؟  و یا چرا باید منظور از هیندوش ها با الاغ هندوستان امروزی باشد؟  باور بفرمایید که به همان مدارکی که این شهرها را در شرق ایران نوشته اند،  می توان به راحتی آنها را در غرب ایران تصور کرد.  تنها تفاوت آن اینکه تاریخ واقعی ایران مشخص خواهد شد و کیلومترها منطقی تر خواهد شد چه که 6000 کیلومتر مسافتی است که در قدیم به این راحتی که از آن سخن گفته شده قابل پیمودن نبوده,  که هر روز رستم از سیستان به چین سری زده باشد.  همچنین کویر های ایران و کوه های صعب العبور همالیا نیز محلی نبوده که بتوان به این سادگی هر روز از آنها گذر کرد.
   در این قسمت به اجبار بررسی کوتاهی در حد حوصله خوانندگان عزیز در مورد مکان ها انجام شد،  چرا که درهم ریختگی شرق و غرب این مکانها چه در روایات ایرانیان و چه در روایات دیگر اقوام در مورد ایران تاثیری منفی گذاشته و تاریخ ایران را درهم کرده است.  برای اطلاع بیشتر اسناد دیگری نیز از متون پهلوی و فارسی که آنان نیز بسیار جالب توجه و مورد بحث میباشند.
  


برداشت از کتاب پژوهشی در اساطیر ایران، استاد مهرداد بهار،  عکس شماره 6105 .

   گزیده های زادسپرم:  پس از باران بزرگ آغاز آفرینش ... زمین به شش پاره بگسست پاره ای به اندازه نیمه همه زمین,  از میانه جدا شد و نیمه دیگر که پیرامونش بود به شش پاره هم اندازه گسست که کشور خوانده میشوند .... خونیره که پاره میانه است,  آن شش کشور دیگر را مانند افسر اسر می باشد.  بخشی از دریای فراخگرد پیرامونش گردیده است.  میان آن و شش کشور دیگر در سوی نیمروز دریا و بیشه (بیابان؟) می باشد.  در اباختر (شمال) کوه هایی بلند سر بر آورده که از یکدیگر جدا و هویدا می گردند،  اورمزد در خونیره و شش امشاسپند بدان شش کشور آشکار شوند.
  سرزمین خونریث , خونیزس در مرکز عکس شماره 6107 . ((فرتور چند رَج پایین‌تر‌))


   جهان هفت گانه اوستا:
1.  خونریث, خونیرس:  مرکز ( پادشاه ان اشوزدنگهه پور وذاخشتی و دیگری پور سایوژدری).
2.  واوروبرشتی, وردبرشت:  شمال باختری (پادشاه آن خوسپ khosp).
3.  واوروجرشی, وروجرش:  شمال خاوری (پادشاه آن چخراواک  chatravat).
4.  ویدذنشو, ویددخش:  جنوب باختری (پادشاه آن ایریزراسپ اوسپوسیان  osposynan).
5.  فردذنشو, فردوخش: جنوب خاوری (پادشاه آن پیتوئیت اوسپوسینیان spitoeit o sposeynan).
6.  سوهی:  در باختر (پادشاه آن هوئزرکاخهر  hov arazo kachr,خوپریشترو  keva pari shtro).
7.  ارزهی:  (پادشاه آن اشاشه گهتی  asha shah gahti  ,نیونگدان  nivangdan)



   نژادهای اوستا:
ایریه = ایرانی
تویریه = تورانیان،  به معنی دلیر توریه (شاید توریت) نام مردمان آن سرزمین که به ایرانیان پیوند نزدیک داشتند خاندان های مشهور آنان:  دانو, خیون یا هیون (شاید یونی ها), فریان, ویسه ,....) آنها دیو پرست و دژدین بودند،  وبه آنها انیران (غیر ایرانی) گفته می شده است. ترک خوانده می شدند،  و ترکستان سرزمین توران خوانده شده است.
سیریم = هروم = روم،   نام اقوام و سرزمینی باستانی که بعدها نام سلم = سرم یکی از سه پسر فریدون از آن گرفته شده،  در ادبیات پهلوی هروم = روم جانشین آن شده است،  و در نوشته های ساسانی و اسلامی آسیای کوچک و سوریه را به این نام نوشته اند،  در شاهنامه فردوسی سلم شهریار روم است.
ساینی =  سرزمینی است که نتوانستند جای آن را تعیین کنند، ( شاید سئین مردمان چین استان).
داهی = سرزمین قبیله داهه در کرانه سیردریا.






   شانزده قسمت خونیرس در اوستا:
1. ایرانویج:  بر کرانه رود دایتا (افرینش اهرمن مار سرخ +10 ماه سرما 2 ماه گرما)  به ناحیت اذربایجان است (بندهش) ایران ویج میان خونیره به سوی اپاختر(شمال) است .در باره اینکه زرتشت کجا از هرمزد دین پذیرفت ... در ایران ویج در اذربایجان پذیرفت (روایت پهلوی) گوبد شاه در ایران ویج در کشور خونیره است و پادشاهشان سروش است (مینوی خرد)
2. جلگه سوگود: ( surig bum=suguda ) سغد! (آفرینش اهرمن خرفستری به نام سکیتیه بیافرید= مرگ در گله گاوان) داریوش شاه گوید: این شهریاری که من دارم از سکا ها که آنها آنطرف سغد هستند ... سکا ها شمال غربی ایران بودند،  پس سغد هم همان نواحی است. ارنگ رود: آن است که گفته شد که از هارا کوه بتازد. آید به سغد بوم (دشت سوری مانشن آمده که با بین النهرین یکی است) که گام نیز خوانند اید و به گیپتوس بوم که مصر نیز خوانند بگذرد او را آنجا نیوگیپتوس خوانند. گو = اسورستان = آشور.  
3. مرو:  نیرومند و پاک (آفرینش اهرمن: خواهش های گناه آلود) چون نسایه در ماد است،  مرو هم همانجا در شمال غربی ایران بوده است.
4. نسایه:  در میان مرو و باختریش است (آفرینش اهرمن: گناه سست باوری)  داریوش شاه گوید: من مغ گئومات را  در دژ سکا اوواتیش در ناحیه نسایه در ماد کشتم،  ماد در شمال غربی ایران امروزی بوده است.
5. باختریش: (baktris) بلخ!  زیبای افراشته درفش (آفرینش اهرمن: برور = مور دانه گش) حال که نسایه در سرزمین مادها بوده پس باختریش نیز در همان منطقه است،  همچنین سوگود در سنگ نوشته های نقش رستم از باکتریا بیش از 400 کیلومتر دور است.  سوگود نزدیک سکایان است و با 400 کیلومتر به مرزهای شرقی ایران نمی رسیم باختریش در شمال غربی ایران است.
6. هریو: هرئی و (haravia-arians) هرات!  ودریاچه اش (آفرینش اهرمن: سرشک و آبگونه پر مایع)
7. وئه کرته: کابل!  بد سایه (آفرینش اهرمن: پری خنثی تی را آفرید که به کرشاسپ پیوست) کابل = (که = کوه ) + (بل = فراوان) است،  و خود نامی باستانی است، ( احمد حامی) این نام به وئه کرته چه ارتباطی دارد؟
8. اورو:  دارای چراگاه (آفرینش اهرمن: خودکامگی و فریفتاری)
9. خننت: در هیرکان (آفرینش اهرمن: گناه کون مرزی) هیرکان از یکسو همسایه آسوری ها (ارومیه) و مرز دیگرش به دریای خزر است،  مردمش با اران ها هم پیمان می شدند.  در آذربایجان خاوری است. هنوز هم مکانهایی با نام هیر = کشتزار دهی در جنوب خاوری اردبیل و هیران دهی پیرامون آستارا موجود است. (احمد حامی)
10. هرهویتی: آراخوی (harauvatis) رخج!  زیبا (آفرینش اهرمن: گناه خاک سپاری مردگان)
11. هیرمند:  رایومند فره مند (آفرینش اهرمن: جادویی زیانبار جادووان)
12. رگا:  ری!  سه رد در آن فرمانروایند (آفرینش اهرمن: برانگیختن سست باوری)
13. چخر: نیرومند و پاک (آفرینش اهرمن: مردار سوزان)
14. ورن:  چهار گوشه بود که فریدون در آن زاده شد, عرصه کشمکش فریدون و اژدی هاک
(آفرینش اهرمن: دشتان نا به هنجار زنان و بیدادگری فرمانروایان بی گانه)
ورن نام دیو هوسهای جنسی است. سارگن سامه (2334- 2279) عنوان پادشاه چهار گوشه را داشت.  چهار گوشه یا چهارآب شاید منظور سرزمین میان چهار دریای: دریای خزر, خلیج فارس, مدیترانه و دریای سیاه باشد.         
15. هفت رود: (دشتان نابهنجار زنان و گرمای سخت).
16. سرزمین گرداگرد رود رنگها: (rangha = نینوا) جایی که مردمان بی سر زندگی میکنند (منظور بی سرور بی شاه است).


  عکس شماره 6110.


دنباله دارد...

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Ardavan به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (14 خرداد 1391, 19:23), sepasi (14 خرداد 1391, 21:55), taji (17 خرداد 1391, 02:13), anosha115 (24 خرداد 1391, 13:41), karin (21 مرداد 1391, 09:49)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 خرداد 1391, 01:15 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 23 فروردین 1391, 17:24

پست ها : 1199

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 3762 مرتبه
تشکر شده:
2821 مرتبه in 1063 پست

نام: taji

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: انا مسلم

علاقه‎مند به تمدن: اریایی

وبلاگ: http.//Bargozideha.blogfa.com

شعار: چوایران نباشد ..........من مباد

امتیاز: 162

بسیار سودمند است وبهرهءوافری بردم .سپاس

_________________
میخواهم امشب    
              چمدانم را          
                        که به اندازه ی پیراهن تنهایی من  
                                                       جادارد بردارم   و   به سمتی بروم

...................................................................................................                                                                                                                        
وینستون چرچیل:در دنیاهمیشه حکومتها درخور لیاقت ملتها هستند.

.................................................................................
    خليج فارس ، Persian Gulf ، الخليج الفارسي  
  مایهءفخر پارسیان
.................................................................................................................................................................
علم بدون مذهب لنگ است مذهب بدون علم کور است     (البرت انشتین)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 خرداد 1391, 13:12 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

شهرستان‌هاي ايران
نسك ارزشمند "شهرستانهاي ايران" رسالهء كوچكي است به زبان فارسي ميانه و تنها نسكي است يادگار از دوره ساسانيان و به زبان پهلوي كه موضوع آن منحصراً جغرافياي شهرهاست. تدوين نهايي اين رساله مانند اغلب آثار پهلوي كه امروز در دست داريم. احتمالاً در قرن سوم هجري (نهم ميلادي) صورت گرفته است. اما تدوين اوليهء آن احتمالاً به اواخر دورهء ساساني باز مي‏گردد، گرچه هستهء اساطيري بسياري از مطالب آن به دورانهاي بسيار قديمتر تعلق دارد.

در اين رساله ايرانشهر برحسب جهات اربعه به چهار ناحيهء شرق و غرب و جنوب و شمال تقسيم شده است , همانند اغلب آثار پهلوي، اسطوره‏ها و واقعيتهاي تاريخي درهم مي‏آميزند. انتساب بنيان بعضي از شهرها به شاهان اساطيري مانند جمشيد و ضحاك و فريدون و منتسب ميشود، اما از سوي ديگر انتساب بنيان بعضي از شهرهاي ديگر مانند گور / اردشير خُرّه و بيل‏آباد / جندي شاپور و غيره به پادشاهان ساساني حاكي از حقايق تاريخي است و از منابع ديگر تأييد مي‏شود.رساله به اضافهء كتيبه‏‌هاي ساساني و منابع سرياني و عربي و فارسي منابع اصلي ما در شناخت شهرهاي ايران دوران ساساني است. شادروان احمد تفضلي متن فوق را از پهلوي به فارسي امروزين ترجمه كرده و بهمن سوشيانت ويرايش آن را بر عهده داشته.





_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soshiant به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ardavan (20 خرداد 1391, 14:24), Kourosh.Kiani (21 خرداد 1391, 18:39)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 خرداد 1391, 02:46 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 5 بهمن 1390, 16:55

پست ها : 58
تشکر کرده اید: 2 مرتبه
تشکر شده:
24 مرتبه in 22 پست

نام: پرنیان حامد

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان

علاقه‎مند به تمدن: ایران باستان

وبلاگ: www.cae.blogfa.com

شعار: اسکندر تاریخ ایران , الکساندر یونانی نیست

امتیاز: 0

اردوان دوست گرامی
درود بر شما
ایا نمی خواهید به دوستان بگویید دارید مو به مو صفحات کدام کتاب را اینجا کپی می کنید ؟

اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست
پژوهش پرنیان حامد

.......................
soshiant
دوست من اردوان
گفته هاي شما از سايت پرنيان حامد سزچشمه ميگيرد
من مدتي نوشته هاي ايشان را خواندم
خودت را اسير او نكن كه گزافه گوست
او و امثال پورپيرار و كهلان مفرد و ... همه به دنبال شهرت هستند
و براي شهرت بهترين كار شنا كردن برخلاف جريان اب است
به همين دليل براي رسيدن به شهرت در حال تحريف و نابودي تاريخ ما هستند

خصمانه ننگر كه از روي برادري و دوست داشتن گفتم

بدرود عزيزم

_________________
خليج فارس ، Persian Gulf ، الخلیج الفارسي


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم پرنیان حامد به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ardavan (24 خرداد 1391, 13:05)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 خرداد 1391, 03:06 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 5 بهمن 1390, 16:55

پست ها : 58
تشکر کرده اید: 2 مرتبه
تشکر شده:
24 مرتبه in 22 پست

نام: پرنیان حامد

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان

علاقه‎مند به تمدن: ایران باستان

وبلاگ: www.cae.blogfa.com

شعار: اسکندر تاریخ ایران , الکساندر یونانی نیست

امتیاز: 0

جناب اقای soshiant
من از شما بابت لفظ اشتباه کثیف عذر خواهی می کنم
اما بزرگوار از شما تقاضا دارم از تفسیر کتاب نخوانده پرهیز کنید . این کتاب شامل اسنادی است که از فرهنگ 7000 ساله کشورمان دفاع می کند . و اینکه شما مرا با ناصر پورپیرار هم قطار بفرمایید از هر فحشی برای من بدتر است
باز هم از شما بابت لفظ زشت کثیف عذز می خواهم
پاینده باشید

_________________
خليج فارس ، Persian Gulf ، الخلیج الفارسي


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم پرنیان حامد به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (21 خرداد 1391, 18:43)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 13:12 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

یک بار در بالا گفتم که این نوشته‌ها رو از تارنگار گفتمان دروغ‌های تاریخ می‌نویسم ولی دوباره:

این نوشتارها برداشت از تارنگار یادشده به نویسندگی پژوهشگران ، انوش راوید و پرنیان حامد می‌نویسم که همه در نسکی با نام "اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست" به نویسندگی و پژوهش بانو پرنیان حامد به چاپ رسیده است.

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 14:48 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

پرنیان حامد نوشته است:
اردوان دوست گرامی
درود بر شما
ایا نمی خواهید به دوستان بگویید دارید مو به مو صفحات کدام کتاب را اینجا کپی می کنید ؟

اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست
پژوهش پرنیان حامد


اگر حرفي حق و گوينده هدفش جلوگيري از تحريف واقعيت باشد، پس فرقي نميكند كه سخنانش را با ذكر منبع ميگويند يا نه بل مهم اين است كه سخنان حق را ديگران بشنوند و ايمان بياورند
اما اين شخص (پرنيان حامد) چه در اين سايت و چه در ديگر تاپيكهاي تاريخ كه من سر زدم مدام ميايد و ميگويد منبع اينها كتاب من است و نويسنده اش من هستم! ا

اين خود بهترين گواه است كه ايشان هدفش از تحريف تاريخ و ساختن شخصيتهاي جديد جون اسكندر اشكاني مغان مادي (!) (كه در هيچ سكه يا كتيبه اي اين نام وجود خارجي ندارد و زاييده تخيلات ايشان است ) فقط رسيدن به پول و شهرت و فروش بيشتر كتابش است كه در همه جا به صورت تبليغاتي نام كتاب و نام خود را مينويسد:
اسکندر تاریخ ایران الکساندر یونانی نیست
پژوهش پرنیان حامد

نيك به گفته خود ايماني دارم :
كه براي شهرت بيشتر و فروش بيشتر بهترين راه شنا كردن بر خلاف جهت رودخانه است


آفتي هستند بر خاك پاك ايران زمين ،امثال پورپيرارها (با نابودي تاريخ و نفي شخصيتهاي تاريخي ) و كهلان مفردها (با ايراني كردن يهوديان و عبرانيان و يونانيان ساختن اعتقادات موهوم ) و اين خانوم پرنيان حامد ( با ساختن شخصيتهاي جعلي كه هرگز وجود تاريخي نداشته اند)

تكرار ميكنم گفته دوستي به نام بزرگمهر در فروم تاريخي ديگري :
امروز پورپيراري جديد تيشه بر ريشه اين تاريخ و اين مملكت ميزند. و او پرنيان حامد است كه زين پس بايد با نام خانوم پورپيرار2 بشناسيمشان!

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soshiant به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (24 خرداد 1391, 16:16)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 15:53 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

سوشیانت جان به گمونم بسی تند می‌روی!

آیا تو کتاب رو خوندی که رد می‌کنی؟

تویی که خودت نوشته‌های پهلوی رو می‌پسندی چرا این نوشته‌ها رو رد می‌کنی؟

من باور دارم که اسکندر الکساندر نیست و این نام اسکندر مادی یا اسکندر مغانی یا اسکندر مغ+دونی یا ... همه انگاشته است از نامی که کنون بر اون می‌گذارند

مگه کم از این آدما بودند که سالها پس از مرگشون نامشان را دگرگون کرده اند؟
همچنانکه شاهنشاه پسندیده ی شما(!) اردشیر پاپکان ، اسکندر رو دشمن خود و دشمن آیین مزدیسنا می‌دونسته پس در کارنامه اردشیر بابکتان نامش رو الاسکندر ارومی گجستک می‌خوانیم!
ولی شما پاسخ بنده درباره پیغامی که فرستادم هنوز ندادید  .

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 16:00 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

Ardavan نوشته است:
سوشیانت جان به گمونم بسی تند می‌روی!

آیا تو کتاب رو خوندی که رد می‌کنی؟

تویی که خودت نوشته‌های پهلوی رو می‌پسندی چرا این نوشته‌ها رو رد می‌کنی؟

من باور دارم که اسکندر الکساندر نیست و این نام اسکندر مادی یا اسکندر مغانی یا اسکندر مغ+دونی یا ... همه انگاشته است از نامی که کنون بر اون می‌گذارند

مگه کم از این آدما بودند که سالها پس از مرگشون نامشان را دگرگون کرده اند؟
همچنانکه شاهنشاه پسندیده ی شما(!) اردشیر پاپکان ، اسکندر رو دشمن خود و دشمن آیین مزدیسنا می‌دونسته پس در کارنامه اردشیر بابکتان نامش رو الاسکندر ارومی گجستک می‌خوانیم!
ولی شما پاسخ بنده درباره پیغامی که فرستادم هنوز ندادید  .


درود بر شما
اردوان عزيز
وقتي حتي يك سكه يا سك خشت نبشته يا يك پوست نبشته يا هزچيز ديگري از ان دوران كه نام اسكندر اشكاني را نوشته باشد وجود ندارد پس فرضيه شما اثبات نميشود و قابل استناد نيست
فقط يك شي چون سكه يا حتي استخوان نبشته از ان دوران ارائه دهيد تا اين نام در ان وجود داشته باشد
چيز غير منطقي خواستم؟
اگر هست ارائه كنيد و اگر نيست يعني همچنين شخصي وجود خارجي نداشته و ساخته ذهن اين خانوم است

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soshiant به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (24 خرداد 1391, 16:19)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 17:19 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

soshiant نوشته است:
Ardavan نوشته است:
سوشیانت جان به گمونم بسی تند می‌روی!

آیا تو کتاب رو خوندی که رد می‌کنی؟

تویی که خودت نوشته‌های پهلوی رو می‌پسندی چرا این نوشته‌ها رو رد می‌کنی؟

من باور دارم که اسکندر الکساندر نیست و این نام اسکندر مادی یا اسکندر مغانی یا اسکندر مغ+دونی یا ... همه انگاشته است از نامی که کنون بر اون می‌گذارند

مگه کم از این آدما بودند که سالها پس از مرگشون نامشان را دگرگون کرده اند؟
همچنانکه شاهنشاه پسندیده ی شما(!) اردشیر پاپکان ، اسکندر رو دشمن خود و دشمن آیین مزدیسنا می‌دونسته پس در کارنامه اردشیر بابکتان نامش رو الاسکندر ارومی گجستک می‌خوانیم!
ولی شما پاسخ بنده درباره پیغامی که فرستادم هنوز ندادید  .


درود بر شما
اردوان عزيز
وقتي حتي يك سكه يا سك خشت نبشته يا يك پوست نبشته يا هزچيز ديگري از ان دوران كه نام اسكندر اشكاني را نوشته باشد وجود ندارد پس فرضيه شما اثبات نميشود و قابل استناد نيست
فقط يك شي چون سكه يا حتي استخوان نبشته از ان دوران ارائه دهيد تا اين نام در ان وجود داشته باشد
چيز غير منطقي خواستم؟
اگر هست ارائه كنيد و اگر نيست يعني همچنين شخصي وجود خارجي نداشته و ساخته ذهن اين خانوم است


شاید در نخست همچین گَزَکی برای خواندن این نوشته ها و باورشان نداشتم ولی امروز فراوان دارم!
نیاز نمی‌بینم که وایسم برای شما بنویسم که آیا رد کنید یا نکنید
کار بیهوده ای ست اگر بنویسم و شما هی رد کنی
برای اینکه من به این رویداد چیرگی و چَربِش درستی ندارم که مو به مو براتون روشن کنم از شما می‌خوام با پیغام به ایشون بگید تا پاسخی اگر در این زمینه هست به شما بدهند.


راستی تو  نگفتی  که شاهنامه رو می‌پذیری یا افسانه می‌انگاری؟
پاسخ های من رو ندادی در پیغام ها


من هم تا عصای موسا رو نبینم باور نمیکنم خودش باشه چه برسه اینکه گوش‌درازانه باور کنم که اژدها میشده!
تو سند بیار که سلیمان بادسواری می‌کرده
سند بیار که عیسی مرده زنده می‌کرده و ابراهیم هم ایدون
سند بیار که نوح بوده
سند میاری یا همه رو آتیش بزنم!!!!!!!!


ذوالقرنین رو باور می‌کنی ؟
از دید تو چه کسی ذوالقرنینه؟  کوروش (عمرا!!!) ، کیخسرو ؟ (صد عمرا!!!) فریدون (فر+ایدون؟:فر اینچنینی؟) ؟؟  یا الکساندر یونانی ((صدهزار عمرا!!!!!)) ؟

من توی گفته هات دوگانگی رو بزیبایی می بینم (بی‌شوخی)

گفتم قرآن؟
گفتی قبول دارم

گفتم داستان های قرآن باور نکردنی است
گفتی اگه این چیزا نبود تا امروز دینی نمی‌موند!

گفتم ذوالقرنین؟
گفتی یه فرمانده عرب بود!

گفتم کوروش؟
گفتی من کوروش افسانه ای رو دوست ندارم کوروش هخامنشی رو می‌خوام
ولی نوشته هایی بی‌پایه کتزیاس رو درباره کودکی کوروش باور کردی و نوشتی ، هرودوت هم اینجوری نگفته بود!

گفتی اسکندر چه جوری تا اروپا رفته؟
گفتم این همه کیلومتر رو تو 14 سال رفته ، یه دیوار آهنی ساخته در انگلستان ، دستور ساخت یه شهر رو پیش از شاهنشاهی 14 سالش داده و به یادش سالهای پسین اسکندریه ساختند

پرسیدم  الکساندر توی 6 سال چه جوری اینهمه ویرون کرده و ساخته این همه آدم کشته و اینهمه اُرد داده؟
گفتی؟ هیچی نگفتی

میگم  اسکان+دین+آوی :اشکان دین آور  ، شما هیچی نمیگی

چرا!
میگی استاد غیاث آبادی فرمودند چرا نام کوروش در اوستا نیامده؟ در نوشته های سغدی و خاوری نیامده و در فلان جا نیامده!
همین بانو انگاره‌پردازی(به باور شما) که می‌فرمایید پاسختون رو توی تارنگار گفتمان دادند ولی

شما فرمودید که کوروش بابل رو ویرون کرد لیدی و ایلام و ... رو هم ایدون!
گفتم تیسپون 600 سال پایتخت ایران بوده (به تاریخ درهم اروپا این سالها به بیش از 800 سال می‌رسد!) ، بغداد در چند کیلومتری تیسپون هم بیش از 400 سال پایتخت بود! اینها چیه این فرهنگه یا لجنزاری هست که کوروش درست کرد؟

گفتم نام شاهان هخامنشی در دوران دارا در شاهنامه آمده بنام سوس و نشون میده داریوش سوم دارا نیست!
هیچی نگفتی!

بانو پرنیان گفتند که شاید رستم در شاهنامه نماد هخامنشیان باشند من هم پر بیراه ندیدم چون نام رستم تنها در شاهنامه اینهمه پردازش شده و سن و سال کیهانی پیدا کرده و گفتم که کوروش هم از نوادگان پرسه( یا پرسوس) پسر زئوس خدای یونی های آشور بوده گفتم شاید زئوس همون تور فریدون باشه!
گفتی افسانه پردازیه!

گفتی هوخشتره کیخسرو است گغتم درست! ولی تورانی که کیخسرو نابود کرده همون آشور بوده! تو هنوز هیچی نگفتی!


چند بار دیگه هم گفتم اگه به راستی دنبال راستی می‌گردی برو دست کم این تارنگار رو بخون سپس بیا رد کن و آفند بزن نه اینجوری از رو هوا و ناخونده!


من بی‌گمان 1٪ دانسته های تک تک شماها (کوروش کیانی-سوشیانت-اردشیرشاه-ایرج-...) هم نمی‌دونم ولی شاید یه "." در یک زمینه ((برای نمونه : زمین شناسی - شیمی ...)) بدونم که به رشته زبان های باستانی و تاریخ هیچ وابستگی نداره و شما شاید ندونید!  پس شما که در آلمان نزیستید و به اونجا هم نرفتید (اگه رفتی بگو) و سازه های باستانی رو از نزدیک ندیدید و با زبون آلمانی آشنایی ندارید ، بیگمان بسیاری از سازه های کشورمون رو هم ندید ،
من یک بار بدون بررسی سخن گفتم آموزه ای شد برایم که دیگر بدون بررسی و خوندن و ... چیزی نگویم! و نمی‌گویم!

این رو بدون هیچ کسی چیزی به این بزرگی رو نمیتونه همینجوری آبکی بگه و هیچی در پشت نداشته باشه چشم داشت پیروزی هم داشته باشه (با اینکه ایشون ندارند!)
همین نویسنده 12 قرن سکون (یا سکوت؟) سرور ناصر پورپیرار هم روی هوا اون همه نوشته رو ننوشته پشتش فرنودهایی برای خود دارد که گروهی را بدنبال کشیده
یا همین سرور انوش راوید همینجوری ننوشته ،  روی آب که نمیشه چیزی نوشت و به دیگران نشون داد!

شاید بانو حامد هم نادرست نوشته باشند ولی شما دوست دارید یک پژوهشی کنید و سپس به فرنود دوست نداشتن یک گروه(!) بدون باز شدن کتابتون در دست استادها و کارشناسان ، رد بشه؟
من خودم اون 19 برگه رو خوندم ولی پاسخ درخوری از بزرگمهر نیافتم همچنانکه ایشون از زیر پاسخ ها رندانه می‌گریختند! و تنها یک سری واژه ی ناشایست و دشنام‌ سربسته را در آغاز نوشته شان می‌آوردند که من خواننده گمراه شوم ولی کور خوندن!


مهمون داریم ، نمیتونم دیگه بیش از این بنویسم
با اینکه بیش از اندازه چنه (chena:chene:چانه:فک) زدم!


مرگ ِ من پاسخ خردمندانه بده  از بیخ نزن!
نگو افسانه ست
فرنود بیار!

دوستدار ایران و ایرانی
اردوانی در آرزوی رستاخیز فرهنگی.

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 17:37 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

بنده اين همه پاسخ نخواستم از شما
چون هيچ كدوم به دردم نميخوره

بنده فقط و فقط يك سكه يا نوشته قديمي ميخواهم كه نشان دهد اسكندر مادي وجود داشته

نوح و سليمان و ده ها اسمي كه نام بردي همه در تورات با 2تا4هزار سال قدمت و انجيل با 1800سال قدمت و قران با 1400 سال قدمت آمده لازم نيس عصاي موسي را ببينم تا باور كنم ، بلكه همينكه تورات با 3000سال قدمت از او نام ميبرد برايم سند است كه موسي وجود داشته

به شما هم نگفتم خود اسكندر مادي اشكاني را براي من بياوريد. گفتم يك سند قديمي رو كنيد. شما حتي فقط يك برگ كاغذ 1500ساله بياوريد تا ببينيم اسم او در نوشته هاي قدما امده، سپس ميفهميم پژوهش هايتان بن و اساس تاريخي دارد

اما وقتي حتي يك سكه يا يك اجر پخته قديمي كه نام اين شخطژص را ثبت كرده باشد نميتوانيد نشان دهيد پس يعني اساس اين داستان ساخته حدس و گمان است و از درجه اعتبار ساقط
بدرود

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 18:17 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 آبان 1390, 13:28

پست ها : 929

محل سکونت: در چشم باد
تشکر کرده اید: 1480 مرتبه
تشکر شده:
1238 مرتبه in 592 پست

نام: اردوان رستاخیزگر (تیردات پیشین!)

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: خداشناسی

علاقه‎مند به تمدن: شاهنامه‌گرایی - هرچی فرهنگ دانشپرور

شعار: من سلام تازی پرتاب کردم سوی تاز /// بازگردانم درود و روزخوش را سرفراز

امتیاز: 38

دمت گرم داداش نیم سایه(هالم از عربی به هم میخوره:سایة >ساعة) زمان گذاشتم که اینا رو بنویسی


گمونم دارم زمان ارزنده بازنیافتنی را از دست می‌دهم هنگامی که در این باره با کسی گفتگو دارم.

برداشت از افسانه ای کهن:
ایسا به دینش موسا به دینش


به من چه خودم رو میندازم تو بازی گاهی از این کارهای پَستی که انجام میدم و برای کسی زمان می‌گذارم تا بهش یه چیز رو بگم  هالم به هم میخوره
با اینکه دروغه اگه بگم دیگه این انجمن نمیام ولی دیگه دوست ندارم با کسانی که واسه سخن و زمان آدم ارزش نمی‌ذارن گفتگو کنم بویژه با سوشیانتی که برای پاسخ نگفتن به پرسش های بیشمار روبرویی  چیزهای  بی‌پایه سَنَدنَما می‌سازه که بپیچونه

ولی من  کاری به شما ندارم امیدوارم بیش از این زمانی برای گفتگو با جنابتان (وادار به عربی گفتن شدم) نگذارم چون سودی ندارد نه برای شما نه من.


پاسخ شما سه واژه و یک نشان است:::
از نویسنده بپرس!


اینجور که فهمیده بودم و امروز بر من نمایان شد شما تنها سخن خودتان را پذیرا هستید وگرنه هرکس هر چی گفت چرنده مگر اینکه شما سودی در آن داشته باشید
یک فرنود هم برای این کار داری:
از اینکه پس‌ماندگی کشورت و شاید جایگاه کشورت رو در جهان پایین می‌بینی دوست داری همیشه یه گزَک داشته باشی که خدا رو سپاس سه چهار تا داری:
الکساندر بخت برگشته
عمر و سربازان عربی هیچکاره
چنگیز منگل
تیمور لنگ
جَمعِ حوری های ایسلامیا
و شاید چند گروه بیگناه و بدبخت دیگر!

همچنین برای اینکه نشون بدی میهنت بارها زمین خورده و بلند شده و به خودت امید بیهوده بدی و بگی ایران آشوریان رو نابود کرد گیر کوروش افتاد داریوش بزرگترین شاه همه دوران(!) ننگ کوروش رو شست و الکساندر اومد و سلوکیان ولی ما زبونمون بزرگتر از اینی بود که بخواد یونانی بشه چون ما ایرانی هستیم و بزرگزاده بهترین آفریده های خدا و ...   سر انجام کشور ما بارها از بیگانه شکست خورد ولی نمُرد و بلند شد پس بچه های ایرانی میتونیم از چنگ جمع هوری هم بیرون بیایم تنها یک دستگی نیازه و ...

ولی من خوشهالم که توی این دوران جمع هوری ایسلامیا  زاده شدم با هر کم  و کاستی که بود  ما امروز آزادیم شاید با شاهنشاهی سوادکویی ها (په.لوی)  امروز بسی پایین تر از این بودیم.

هنوز آزاد آزاد نیستیم ولی من گذشته رو ندیدم مادربزرگم که دیده بابابزرگم بابام و ... دیدن و ...  ولی ما (خانوادمون) نه امروز به جایی رسیدیم نه اون زمان ...

بگذریم زیاد فک زدم و تو هم زمانت پرارزش تر از ایناس باید بگردی دنبال سوتی از نگره اسکندر ایرانی و ...


راستی گاهی هم برخی شاهان رو می‌کوبی تا بگی من افراط و تفریط نمیکنم و بیگمان از بابک و ماه‌یزد‌یار (مازیار) و سربه‌داران و ... بسی خوشت میاد چون که بر پاد دژخیمان عرب و مغول  برخاستند و خون دادند و از شاپور شانه‌سُنب  خوشنودی فراوان چون عربها رو از شونه به هم بست و به دریای پارس انداخت . از بهرام گور خوشت نمیاد چون با کمک پادشاه حیره اومد شاهنشاهی پدری‌ش رو پس گرفت و ...


این من مُردنا از اونا نیست
دیگه کاری با من نداشته باش من دوست دارم افسانه‌آفرینی کنم!

دوست خودم میدونمت ولی گاهی باید دوست رو رها کرد تا توفان بیآرامه و ویرانی رخ نده.
بدرود.

_________________
باور نابودی هخامنشیان به دست الکساندر و چیرگی عربان و مغولان بر میهنم بسی دشوارست
اسکندر شاهنامه=ژولیوس سزار شاهنشاه اشکانی در 73پ.م است
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را*یک یک ببینم هم ثابت و سیارگانت را
باید سیاحت ها کنم در زهره و در مشتری* شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان در دل آن اختران*ز آنچه میجوید بشر ذره ای یابم نشان
جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان*با شهپر اندیشه ها بر قله عرشم رسان
"ر.م. کرمانشاهی"
مرا مشت خاکَت ترازان مباد/به خشکی به دریا به ابر و به باد
بخوانم همی این سخن در نهاد/چو ایران نباشد تن من مباد
چو رفت از یادمان سوگ سیاوش / دیدید دید دی دیدید دید دی دیدی دَش
"اردوان"
چه صبورانه تحمل میکنی غفلت بی‌رحم ما رو دخترک
ما داریم گلاتُ آتیش می‌زنیم تو داری با التماس میگی کمک؟
روزبه بمانی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 24 خرداد 1391, 19:27 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3924 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

وبلاگ: www.TarikhBook.ir

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

عزيز من چرا عصباني ميشي

من يك بار پاسخ مفصل و كاملي ميدهم
يقين دارم با خوندن اين كامنت ميفهمي كه من منظورم چيه و چرا وجود اين اسكندرخان اشكاني رو قبول نميكنم

ببين دوست من خوب توجه كن به اين مثال:

من ميخوام امروز درباره ايشتوويگو (استياگ) شاه ماد تحقيق كنم
بايد 3 گام بردارم

گام نخست: اول ميام ميبينم سنگ نگاره اي كه نام اون روش نوشته شده باشه وجود داره يا نه
ميبينم در دو كتيبه بابلي و يك كتيبه يافته شده از زاگرس جنوبي نام ايشتوويگو آمده

اينجا متوجه ميشم كه وجود خارجي داشته


گام دوم : براي تشخيص خلق و خوي او و سياستهاي او جنگها و كارهاي ديگرش از نوشتارهاي دوران اشكاني يا ساساني جوياي ايشتوويگو ميشم
اگر نام او در ميان اين نوشتارها بود كه شروع به پژوهش ميكنم
اگر نبود به دنبال نام او در متون مانوي و سغدي و ... ميكنم
اگر باز هم نام او نبود اين فرضيه را ميدهم كه در متون صدر اسلام حتما از او نامي بوده پس با اين اعتماد ، به سراغ آثار نويسندگان دوره اسلامي مثل طبري و مسعودي ميروم

اينجا تا حدودي با او و كارهايش اشنا ميشوم




گام سوم: پس از يافتن آثاري درباره او و تطبيق آثار مختلف با هم فرضيه من تبديل به نظريه ميشود و ميتوانم اثبات كنم كه ايشتوويگو چنين كرد و چنان

_______________________________________________________________________

حالا شايد بپرسي چرا اين مثال رو زدم
در تاريخ ارشد گرايش باستان مبحثي داريم تحت عنوان اثبات اشخاص واقعي ، و براي تثبيت وجود يك شخص بايد از سه گام بالا كه نام بردم بگذريم

سوال من از شما اين بود : (كه بارها هم پرسيدم اما يك جواب نداشت)
كتيبه اي يا سكه اي يا پوست نوشته اي يا هرچيز ديگري از آن دوران وجود دارد كه نام اسكندر ميترايي مادي اشكاني را به يادگار گذاشته باشد؟

شما در پاسخ من متنهاي طولا ني تايپ ميكنيد ( و من سپاسگذارم بخاطر وقت گذاشتن شما) اما دوست خوب من اگر يك كتيبه يا سنگ نبشه يا سكه موجود بود كه نام اورا نوشته بود ديگر احتياجي به مطالب بلند بالا نبود.

فقط مينوشتيد فلان موزه فلان بخش فلا مثلا سكه را دارد كه نام اورا اورده
من يك همچنين پاسخي از شما ميخواستم
اما ثابت شد كه هيچ يادگاري از ان دوران مبني بر وجود اين شخص موجود نيست

حال به بالا برميگرديم

گام اول پژوهش اثبات وجود شخص تاريخي است. يك بار ديگر گام اول را اينجا مرور ميكنيم:
گام نخست: اول بايد ديد نام شخص مورد نظر در يك سنگ نگاره يا سكه يا پاپيروس يا استخوان نوشته يا هرچيز ديگري وجود دارد يا نه

ما هنوز گام اول را رد نكرديم و هيچ چيزي پيدا نكرده ايم كه وجود اسكندر اشكاني را اثبات كند. حال چگونه به سراغ گامهاي دوم و سوم (كاري كه پرنيان حامد كرد) برويم و شخصيت اسكندر اشكاني را بررسي كنيم
بايد اول اثبات شود او وجود داشته يا نه و بعد بياييم كل تاريخ را عوض كنيم



-------------------------------

مورد بعدي اينكه شما گفتيد اينها را از خودش بپرسم

من امروز صبح اين پيغام خصوصي را به ايشان دادم:
soshiant نوشته است:
يك پرسشي داشتم
يا بهتر بگويم يك درخواست دارم
يك سند تاريخي از اسكندر اشكاني به من ميدهيد؟
به دنبال نوشتار بلند بالا نيستم چون واقعا وقت بحثهاي طولاني ندارم من لابلاي زمانم به اين سايت سر ميزنم
فقط يك سكه يا كتيبه يا نسك پهلوي يا هر چيزي از همان دوره اشكاني براي من ارائه كنيد
با سپاس بيكران بانو پرنيان عزيز
بدرود


پيغام در بخش درحال ارسال نيست بلكه در بخش پيامهاي ارسال شده است
اين يعني ايشان پيغام من را باز كردند و خوانده اند
اما همچنان منتظر پاسخشان هستم اما بيم دارم اين انتظار تا پايان دنيا ادامه داشته باشد چون ايشان حتي يك سكه هم به عنوان مدرك ندارد كه رويش نام اسكندر اشكاني امده باشد

______________________________________________________________________-

از دوستان ديگر ميخواهم اگر اين كامنت را خوند فقط بگن منطقي بود يا نه چون واقعا واسم قابل هضم نيست اردوان عزيز بخاطر اينكه من سند خواستم مبني بر وجود اين شخص مجهولالحال از دست من ناراحت بشه

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 34 پست ]  برو به صفحه 1, 2, 3  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان آموزش نصب سانترال ورمی کمپوست