به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 اسفند 1389, 20:41 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

کلمات بزرگترین اختراع انسانند .

به وسیله آنها فهم می کنیم تفهیم می کنیم و به تفاهم می رسیم .

ولی نباید غافل بود که کلمات می توانند بزرگترین عامل سئوتفاهم و مشکل مهمی در فهم هم باشند .

کلمات ایده آلیسم و رئالیسم دچار چنین دردی هستند .

ما در ادبیات مصطلح خود کلماتی داریم چون واقعبین و آیده آل گرا .

من می خواه بگویم که اینگونه ترجمه از اصطلاحاتی به این حد مهم و ریشه ای  مشکل مهمی در فهم فلسفی ما ایجاد کرده .

توضیح خواهم داد .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
mortozpasha (14 مرداد 1391, 08:33)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 اسفند 1389, 20:51 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

دوستاران فلسفه خوب می دانند که نگاه فلسفی نگاهی شکاکانه در دانسته های بدیهی انگار شده مردم است .

من می خواهم تذکر بدهم که علم معرفت شناسی ( اپیستمولوژی ) علمی است با نگاه شکاکانه در دانسته های بدیهی انگار شده  فلسفی .

و ایده آلیسم و رئالیسم دو دیدگاه اصلی اپیستمولوژی هستند .

خوب سعی داشتم اهمیت این دو اصطلاح را توضیح بدهم تا بعد برسیم به اینکه چگونه این دو واژه حیاتی  در فرهنگ گفناری ما از محتوی تهی شده اند .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 اسفند 1389, 21:14 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

واژه های ایده آلیسم و رئالیسم با فلسفه متولد شده اند .

داستان تولدشان هم اینگونه بود که در زمان یونان باستان سخنوری علم مهمی بشمار می آمد ( مردم در  انتخابان یا در مجالس و دادگاه ها شرکت داشتند ) و مدنیتی حاکم بود که سخنوری را ارزش می دانست .

این ارزشمندی به نوعی افراطی گری در سخنوری منجر شد یعنی خلایقی پیدا شدند که کار اصلیشان شد سخنوری و اینقدر در این کار مهارت پیدا کردند که مردم برای اینکه چیزی را در دادگاه ثابت کنند یا در انتخابات مزیت و مضرت کسی را ثابت کنند نزد ایشان می آمدند تا ایشان به علم سخنوری و با آب و تاب دادن سیاه را سفید و روز را شب نشان می دادند ( به قول معروف سفسطه می کردند ) و حرفی را فارق از اینکه درست بود یا غلط بر کرسی می نشاندند و پولشان را می گرفتند .

اینها کم کم خودشان هم باورشان شد که درست و غلطی نیست هر چه در عالم خارج است سفسطه  است و درست و غلط در دست ماست که چگونه نگاه کنیم و چگونه بیان کنیم اینها کسانی شدند که بعدها سوفیسطایی لقب گرفتند که می شود همان دانا و حکیم خودمان .

یعنی ما حکم می کنیم چه چیز درست است چه چیز غلط حالا هر چه می خواهد در واقعیت باشد .

این نگاه عالم واقع را در مقابل عالم ذهن بی ارزش می کرد  و این اعتباری که برای ذهن در مقابل عین قائل شدند باعث شد فرقه ای ذهن گرا درست کنند .

همه چیز کار ذهن ماست و درست و غلطی وجود ندارد ذهن ما با تردستی چیزی را درست با غلط معرفی میکند .

اینها به جای واقعیت ( ریل ) از کلمه ایده استفاده می کردند ( یعنی آنچه ذهن برای خود ساخته ) .

اما در مقابل چه تفکری عرض اندام کرد ؟

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 اسفند 1389, 21:30 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

در مقابل سقراط مدعی شد که اگر از منطق و عقل به صورت روشمندی استفاده شود و گفتمان دیالکتیک به جای حاشیه پردازی و سفسطه کاری قرار بگیرد حکمت و دانایی قابل دسترسیست .

او واقع گرا بود و معتقد بود تشخیص درست از  غلط  با روشهای هدایت ذهن ممکن است .

او خود را دانا و حکیم ننامید خود را حکمت دوست و دانایی دوست نامید او یک فیلسوف بود .

فرق عظیمیست بین حکیم و حکمت دوست .

حکیم بودن یعنی ادعای به دانستن و  حکمت دوست بودن یعنی نوعی اعتراف به نادانی .

تمامی تحله های فلسفی نهایتا از همین دو گونه نگرش ناشی شدند .



این بحث ادامه دارد اما دوستان اگر نظری تا این پایه دارند بفرمایند این بحث خیلی خسته کننده نشه


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 اسفند 1389, 01:22 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 12 دی 1389, 01:12

پست ها : 1791
تشکر کرده اید: 6275 مرتبه
تشکر شده:
4686 مرتبه in 1480 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

امتیاز: 180

JOOYA نوشته است:
در مقابل سقراط مدعی شد که اگر از منطق و عقل به صورت روشمندی استفاده شود و گفتمان دیالکتیک به جای حاشیه پردازی و سفسطه کاری قرار بگیرد حکمت و دانایی قابل دسترسیست .

او واقع گرا بود و معتقد بود تشخیص درست از  غلط  با روشهای هدایت ذهن ممکن است .

او خود را دانا و حکیم ننامید خود را حکمت دوست و دانایی دوست نامید او یک فیلسوف بود .

فرق عظیمیست بین حکیم و حکمت دوست .

حکیم بودن یعنی ادعای به دانستن و  حکمت دوست بودن یعنی نوعی اعتراف به نادانی .

تمامی تحله های فلسفی نهایتا از همین دو گونه نگرش ناشی شدند .



این بحث ادامه دارد اما دوستان اگر نظری تا این پایه دارند بفرمایند این بحث خیلی خسته کننده نشه



سلام و درود بر جویا

حقیقتاً من دنبال نوشته های شما با حرص و ولع تمام اومدم که به آخر نوشته شما رسیدم و نظری که از دوستان خواستید

نمی دونم اعضاء دیگر انجمن اگه این پست منو بخونن چه فکری در مورد من میکنن (شاید فکر میکنن بخاطر دل به دست آوردن یا خود شیرینی است و شاید عده ای ترحمی کنند و تخفیفی دهند و به عنوان پیام بازرگانی ازش یاد کنند )

ولی دلیل ارسال این پست

اولاً تشکر از شماست

که به نظر من یکی از با استعداد ترین اعضاء این انجمن هستید و این استعداد شما در راه کسب دانش و اطلاعات تا بحال بسیار برای من مفید بوده و از این بابت از شما ممنونم

دوماً میخواستم اگه ممکنه این بحث رو ادامه بدی چون خدا میدونه با اینکه امضاء کاربریم از جمله های سقراطه ولی تا بحال هیچی ازش نمیدونستم و اولین باریه که این کلمات سخت رئالیسم و ایده آلیسم برام اینهمه ساده قابل فهم شدند

سوماً از همین جا بعنوان یکی از اعضاء ساده انجمن (که همدیگه رو نمیشناسیم ولی زیبائیش به اینجاست که ممکنه یکمون رفتگر باشیم یکی دیگه وزیر کشور ولی در اینجا فقط یک عضو ساده انجمن هستیم و مثل روز اول تولد برابر با هم و فقط انسان ) از شما آقای جویا و سایر اعضاء درخواست کنم  مطالب ارزشمند خودمون (از لحاظ دینی که بهش معتقدیم ، کشوری که میهن ماست ، شهری که زادگاه ماست ، ونژادی که اصالت ماست) رو در اختیار همدیگه قرار بدیم و با این کار اگر بالفرض نژادمون کمبودی داشت اونو با شیوه درست نژاد دیگه حل کنیم چون واقعیت اینه که ما هیچکدوم کامل نیستیم یعنی هیچ انسانی به تنهائی کامل نیست همانطور که هیچ نژادی کامل نیست همانطور که هیچ دینی کامل نیست همانطور که هیچ کشوری کامل نیست و این فقط حکمت خداست که ما را مکمل همدیگر قرار داده ولی متاسفانه وقتی مکملها با هم دشمنی می کنند و با هم تضاد دارند هیچوقت به کمال نمی رسند همانطور که تکه های پازل

_________________
رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود...




همیشه نبودنها و نداشتنها عزیز بودند...


افسوس از بودن ها و داشتنهای از یاد رفتنی...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 25 اسفند 1389, 19:45 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

خوب تا اینجا دو مالفه ای که فیلسوفان را از سوفیسطائیان جدا می کرد یکی اعتراف به نادانی در مقابل ادعای به دانایی بود و یکی اصالت دادن به واقعیت خارجی در مقابل اصالت دادن به ذهن بود .

از این دو مالفه .مالفه اول  یعنی ادعای به دانایی در مقابل اعتراف به نادانی  منشا جدایی سیستم های اومانیستی اصلاح گرا در مقابل سیستم های توتالیتریستی آرمان گرا شد

و مالفه دوم یعنی واقع گرایی در مقابل ذهن گرایی  مبانی معرفت شناسی  مکاتب مختلف و مکاتب هنری رئالیسم در مقابل ایده آلیسم گشت  .

ما اون مالفه اول را پی می گیم شاید بفهمیم این آرمانگرایی که دوستان آن را مطرح می کنند چه دال و دلیل و نتایجی دارد و آن را با اصلاح گرایی اومانیستی مقایسه خواهیم کرد .
جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 26 اسفند 1389, 23:58 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1032

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 476 مرتبه
تشکر شده:
2479 مرتبه in 806 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 104

شاید باور کردنش آسان نباشد اما اعتراف به نادانی مبنا و وجه تمایز فرهنگ و تمدن جدید را تشکیل می دهد .

این معنایش این نیست که تمدن و فرهنگ جدید مبنایی بر نادانی دارد بلکه  بنیادش را بزرگترین دانش او  که اعتراف به نادانیست تشکیل می دهد  .

بگذارید ادامه داستانمان را برویم

سالهای درخشان فلسفه  در حدود 1600 سال پیش جایگاه خود را به دوران تاریک قرون وسطا و سلطه همه جانبه کلیسا بر سرنوشت بشر داد .

کلیسا مدعی بود که واجد تمام اطلاعات مربوط به سعادت بشریست .

این شما را یاد چه می اندازد ؟ ادعا به دانایی ؟ بله خودش است .

اما کلیسا دنیای خارج را باور داشت از این جهت رئالیسم بود با این حال  مدعی داشتن اطلاعات کامل در مورد سعادت بشری نیز بود بنابر این آرمانگرا نیز بود .

یک کشف جدید اینکه رئالیسم با آرمانگرایی چندان منافاتی ندارد می توان مکتبی را پیرو رئالیسم آرمانگرا نامید .

رئالیسم آرمانگرا چه نتایجی داشت .

ببینیم

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 1 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان رستوران ته دیگ