به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


http://tarikhema.ir/philosophy



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 6 پست ] 
نويسنده پيغام
 موضوع پست: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 شهریور 1391, 15:10 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 16 اردیبهشت 1391, 15:57

پست ها : 174

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 464 مرتبه
تشکر شده:
407 مرتبه in 136 پست

نام: فرنوش

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: زرتشت آتشی

علاقه‎مند به تمدن: هخامنش

شعار: ترجیح می دهم با کفش هایم راه بروم و خدا راعبادت کنم تا اینکه در مسجد باشم و نگران کفش هایم باشم

امتیاز: 54

«هرمنوتیک‏» واژه‏اى یونانى است و به معنى «هنر تفسیر» یا «تفسیر متن‏» مى‏باشد. گاهى گفته مى‏شود این واژه از نظر ریشه‏ى لغوى با «هرمس‏» پیامبر خدایان، بى‏ارتباط نیست.و در حقیقت «مفسر» کار «هرمس‏» را انجام مى‏دهد و مى‏کوشد تا هرمس گونه معناى سخن را کشف کند، همان گونه که هرمس پیام آور و مفسر پیام خدایان بود.
تفسیر متن خواه متن دینى و یا تاریخى و یا علمى، واقعیتى است که ابعاد سه‏گانه دارد:
الف: متنى که در اختیار مفسر قرار دارد.
ب: مقصدى که نویسنده‏ى متن آن را تعقیب مى‏کند.
ج: مفسرى که مى‏خواهد با ابزار و ادوات خاص به تفسیر آن بپردازد.
و هنر مفسر این است: از روش‏هاى صحیح براى فهم کامل متن کمک بگیرد و از این طریق به مقصد و یا مقاصد نویسنده برسد.
از این جهت مى‏بینیم برخى از غربیان مانند اگوست ولف (2) آن را به معنى علم به قواعد کشف اندیشه‏ى مؤلف و گوینده به کار برده است. و «شلایر ماخر» (3) (1768 - 1834) آن را به مثابه روش جهت جلوگیرى از خطر بد فهمى یا سوء فهم معرفى مى‏کند. تا آنجا که ویلهم دیلتاى (4) (1833 - 1911) کوشش کرد که متد جامع و فراگیرى براى تفسیر تمام پدیده‏هاى انسانى پدید آورد، همان طورى که براى فهم علوم طبیعى، شیوه‏ى فهم خاص وجود دارد. و در حقیقت آن را یک نوع روش شناسى علوم انسانى، در مقابل روش شناسى علوم طبیعى به کار گرفت.
پل ریکو که یکى از برجسته‏ترین نمایندگان هرمنوتیک معاصر است آن را نظریه‏ى عمل فهم در جریان روابطش با تفسیر متون تعریف کرده است، یعنى هرمنوتیک دانشى است که به شیوه‏ى فهم و مکانیزم تفسیر متون مى‏پردازد. (5) در هر حال آنچه که از تفسیر متون در گذشته و تا چندى قبل مطرح بوده، جنبه‏ى روشى داشته است و هرگز جزء مسایل کلامى و یا فلسفى نبوده است، و کسانى که درباره‏ى تفسیر متون یا به تعبیر غربى «هرمنوتیک‏» سخن گفته‏اند، هدف این بود که روشى را ارایه دهند تا در سایه آن، (1889 - 1976) و گادامر (7) (1900 ...) هرمنوتیک از بخش روش شناسى خارج شده و در قلمرو مسایل فلسفى قرار گرفته است، حالا آنان با چه اندیشه به این تحول دست زده‏اند و چگونه مساله‏اى را که در شمار مسایل روش شناسى بود، وارد قلمرو مسایل فلسفى کرده‏اند، بعدا آن را متذکر خواهیم شد.
روى این اساس که هرمنوتیک از نظر واقعیت دو تفسیر مختلف دارد:
1. هرمنوتیک روش شناسى.
2. هرمنوتیک فلسفى.
ما هر دو تفسیر را به طور جداگانه مطرح مى‏کنیم:
پیش از آن که به توضیح بخش نخست وارد شویم، از تذکر نکته‏اى ناگزیریم و آن این که در زبان علمى امروز، «هرمنوتیک‏» از دایره‏ى تفسیر یک متن پا فراتر نهاده و در مورد فهم تاریخ (حوادث تاریخى) به ویژه با توجه به فاصله زمانى مفسر با آن حوادث (هرمنوتیک تاریخى) فهم عواطف و احساسات (هرمنوتیک روانشناختى) و به طور کلى فهم جهان بیرون از خود، دسترسى بر جهات درونى دیگران، از طریق علایم و الفاظ و اصوات، به کار مى‏رود.تو گویى هرمنوتیک جریان و مکانیزم فهمیدن را مى‏آموزد، بنابراین تعجب نخواهید کرد که در مورد تفسیر یک تصویر نقاشى، و یا یک مجسمه نیز به کار مى‏رود.
ولى آنچه که براى ما در این بحث مطرح است همان دایره‏ى محدود، به نام تفسیر متون وبالاخص متون دینى است هر چند ملاک در همه جا یکسان است.

هرمنوتیک روش شناسى
مؤلفى که متنى را از خود به یادگار مى‏گذارد، حامل پیامى است‏به نسل حاضر و آینده، طبعا هدف مفسر نیز کشف واقعیت این پیام است و هرگز نمى‏توان تفسیر را از کشف پیام جدا کرد.
در این قسمت متون علمى و یا متون دینى با دیگر متون تاریخى و اجتماعى فرقى ندارند و در همه، سعى و کوشش مى‏شود پیام مؤلف به دست آید.
بالاخص کتابهاى آسمانى که پیام آن سعادت آفرینى براى انسان‏هاست، در تفسیر آن سعى بر این است که مقصود واقعى از متن به دست آید; زیرا انحراف از آن واقعیت، جز غلتیدن در وادى ضلالت چیزى نیست . چنان که مى‏فرماید:
«ان‏هذا القرآن یهدى للتى هى اقوم...» (اسراء/9) .
«قطعا این قرآن انسانها را به آیین استوار راهنمایى مى‏کند» .
کتاب آسمانى ما مؤمنان را به اندیشیدن در آیات قرآنى دعوت مى‏کند تا از این طریق به مفاهیم عالى قرآن راه یابند و آنها را از نظر اندیشه و رفتار به کار ببندند.
«اگفلا یتدبرون القرآن...» (نساء/82) .
«آیا در آیات قرآن نمى‏اندیشید» .
و در آیه‏ى دیگر مى‏فرماید:
«کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته و لیتذکر اولوا الالباب‏» (ص/29) .
«کتابى است که آن را فرو فرستادیم تا در آیات آن بیندیشید، و صاحبان خرد متذکر گردند» .
این آیات و نظایر آنها که در کتابهاى آسمانى به فراوانى وجود دارند همگى ما را به یک حقیقت دعوت مى‏کنند و آن این که این کتاب براى آن فرو فرستاده شده که افراد با ایمان با تدبر و اندیشه به مقاصد کتاب که مقاصد فرستنده‏ى آن نیز در آن نهفته است پى ببرند، و آنها را به کار گیرند. بنابراین، تلاش مفسر باید در مسیر کشف مقاصد مؤلف باشد و در غیر این صورت هدایت تحقق نپذیرفته و تدبر به ثمر نمى‏رسد.
از آنجا که تفسیر متن نزد عالمان اسلامى جنبه‏ى روشى داشته است نه فلسفى، مفسران بزرگى براى مفسر شروطى قایل شده‏اند تا بتوانند در پرتو فراهم ساختن این شروط، مقاصد الهى را به دست آورند، و همه آنها حاکى از آن است که مفسران اسلامى به تفسیر به دیده‏ى «روشى‏» مى‏نگریسته‏اند. ما به عنوان نمونه برخى از مفسران را که شرایط تفسیر صحیح را به صورت روشن مطرح کرده‏اند، ذکر مى‏کنیم.
الف) حسین بن محمد بن المفضل ابو القاسم معروف به راغب اصفهانى (م‏502ه) در کتاب گران‏سنگ خود به نام مقدمه «جامع التفاسیر» شرحى درباره‏ى شرایط تفسیر و مفسر آورده که اجمال آن را از نظر شما مى‏گذرانیم.
او مى‏گوید: تفسیر کتاب الهى جز در سایه‏ى یک رشته علوم لفظى و عقلى و موهبت الهى امکان پذیر نیست، او این علوم را چنین بر مى‏شمرد:
1. شناخت الفاظ که متکفل آن علم لغت است.
2. مناسبت‏برخى از الفاظ با برخى دیگر که بیانگر آن، علم اشتقاق است.
3. شناسایى عوارض الفاظ یعنى صیغه سازى و اعراب آخر کلمه که بیانگر آن علم صرف و نحو است.
4. شناسایى قرائات مختلف.
5. شان نزول آیات بالاخص آنچه که مربوط به سرگذشت پیشینیان است و از آن به نام «علم آثار و اخبار» نام مى‏برند.
6. آنچه که از رسول خدا درباره‏ى مجملات و مبهمات قرآن نقل گشته است. مانند گفتار رسول خدا درباره نماز و زکات که شرح آنها در سنت پیامبر است.
7. شناسایى ناسخ و منسوخ، عام و خاص، و مسایل اجماعى و اختلافى که از آنها در علم اصول بحث مى‏شود.
8. شناسایى احکام دین و آداب آن و سیاست‏هاى اسلامى که «علم فقه‏» از آنها بحث مى‏کند.
9. شناسایى ادله و براهین عقلى که از آنها در علم کلام گفتگو مى‏شود.
10. علم موهبتى که خدا آن را در اختیار کسى قرار مى‏دهد که بداند و عمل کند، سپس از امیرمؤمنان على علیه السلام نقل مى‏کند که حکمت روزى به سخن درآمد و چنین گفت: «من ارادنى فلیعمل باحسن ما علم‏» : «هر کس خواهان حکمت است‏به آنچه که مى‏داند به نحو احسن عمل کند» .
سپس مى‏گوید: این موهبت الهى در سایه انجام کارهاى صالح رخ مى‏دهد و لذا قرآن مى‏فرماید:
«والذین اهتدوا زادهم هدى...» (محمد/17) .
«کسانى که هدایت‏یافته‏اند و به آنچه که مى‏دانند عمل کرده‏اند بر هدایتشان مى‏افزاییم‏» .
آنگاه راغب مى‏افزاید: آگاهى از این علوم به اضافه موهبت الهى سبب مى‏شود که مفسر از هر نوع تفسیر به راى (تفسیر به صورت پیشداورى) بیرون آید.
تفسیر به راى از آن گروهى است که این ابزار و ادوات (امور دهگانه) نزد او فراهم نباشد، این گروه طبعا راه تخمین و گمان پیش مى‏گیرد و یک چنین فرد، خطاکار است هرچند به واقع برسد; زیرا قرآن مجید گروهى را تصدیق مى‏کند که به حقیقت در عین آگاهى گواهى دهند چنان که مى‏فرماید:
«...الامن شهد بالحق وهم یعلمون‏» (زخرف/86) .
«کسانى که به حقیقت در عین آگاهى از آن، گواهى مى‏دهند» (8) و (9) هدف از ترجمه گفتار راغب اصفهانى ارایه‏ى این حقیقت است که در طول تاریخ تفسیر، مفسران بر این عقیده بودند که از راه‏هاى خطا ناپذیر یا کم خطاپذیر به تفسیر قرآن مى‏پردازند و مقاصد الهى را به دست مى‏آورند.
ب) بدرالدین محمد بن عبد الله زرکشى (745 794) در کتاب گران‏سنگ خود «البرهان فى علوم القرآن‏» بحثى گسترده در این مورد دارد.. (10) ج) جلال الدین سیوطى (848 911) مؤلف کتاب «الاتقان فی علوم القرآن‏» روش صحیح تفسیر قرآن را به صورت گسترده مطرح کرده و از گفتارهاى راغب اصفهانى و زرکشى بهره گرفته است. (11) د) خوشه چین علوم دانشمندان اسلامى نگارنده این سطور فصلى درباره آداب این تفسیر و شیوه صحیح در کتاب «منشور جاوید» (12) گشوده که نقل آنها مایه‏ى اطاله‏ى سخن است.
این نه تنها قرآن است که مفسران عالى مقام، درباره‏ى روش صحیح آن سخن گفته‏اند، بلکه تفسیر حدیث پیامبر و دیگر معصومان از این اصل جدا نیست، تفسیر حدیث‏بر دو پایه استوار است:
الف) صدور حدیث از معصوم با سند صحیح نقل شده باشد.
ب) متن آن با توجه، به کار بردن دستور زبان و دیگر شرایط که در علم الحدیث گفته‏اند، تفسیر شود.
از علومى که با طلوع اسلام پى‏ریزى شد، علاوه بر گردآورى حدیث معصوم، نگارش کتابهاى تفسیرى در باره حدیث‏شد، اگر صحیح بخارى و صحیح مسلم از شروحى برخوردار مى‏باشند، کتب اربعه امامیه ما نیز از شروح زیادى برخوردار است.
مرحوم مجلسى (1038 1110) کافى کلینى را در 25 جلد به نام «مرآة العقول‏» تفسیر کرده است، همچنان که «تهذیب‏» شیخ طوسى را در ده جلد به نام «ملاذ الاخیار» تفسیر نموده است.
ذکر این شواهد براى این است که در شرق اسلامى در میان مسلمین، مفسران کتب آسمانى قبل از طرح «هرمنوتیک جدید» انگیزه‏اى جز کشف واقعیات و اهداف مؤلف نداشته‏اند.

تفسیر به راى یا پیش‏داورى
از آنجا که هدف از تفسیر متن جز واقع‏گرایى چیزى نبوده، پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم امت‏خود را از تفسیر به راى برحذر داشته و از آن سخت جلوگیرى کرده است، و آنان را که با پیش‏داورى به تفسیر قرآن مى‏پردازند به عذاب الهى نوید داده است، و غالبا مفسران این حدیث را در کتابهاى خود نقل مى‏کنند; پیامبر فرمود: «من فسر القرآن برایه فاصاب فقد اخطا» (13) : «هر کس قرآن را به راى خود تفسیر کند هر چند به واقع برسد، راه خطا پیموده است.

قرآن و تفسیر به باطن
مفسران اسلامى چنان که یادآور شدیم براى تفسیر قرآن ضوابطى معین کرده تا مفسر از آنها پا فراتر ننهد. یکى از آن ضوابط این است : مفاهیمى که آیات قرآن بر آن دلالت ندارند بر آیه تحمیل نشود، تحمیل چنین معنى که براى آن در خود آیه و آیات دیگر شاهدى نیست، تفسیر به باطن است که از نظر قواعد تفسیر کاملا ممنوع مى‏باشد و گشودن این باب به روى مفسر یک نوع بازى با وحى الهى است.
این سخن به آن معنا نیست که در آیات قرآن دقت و تدبر نکنیم و بر حقایق نهفته‏ى بر آن دست نیابیم بلکه امعان و تدبر یکى از وظایف مفسر است ولى باید بر آنچه که آیه را با آن تفسیر مى‏کند نوعى شاهد و گواه در آیه و یا آیات دیگر داشته باشد ولى هرگاه به تفسیر آیه‏اى بدون ارایه‏ى هیچ نوع شاهدى پرداخت و در نتیجه اندیشه‏هاى خود را بر قرآن تحمیل کرد نوعى تفسیر به راى انجام داده که مظهر کامل آن تفسیر گروه «باطنیه‏» است. آنها معتقدند که قرآن ظاهرى دارد و باطنى و نسبت‏باطن آن به ظاهر آن، نسبت مغز به پوست است، و هرگاه ما به باطن قرآن راه یابیم دیگر نیازى به عبادت و پرستش نخواهیم داشت. و آیه «واعبدربک حتى یاتیک الیقین‏» (حجر/99) : «خداى خود را بپرست تا لحظه‏ى یقین‏» را شاهد گفتار خود مى‏دانند، براى روشن شدن بى‏پایگى این نوع تفسیر، نمونه‏هایى یادآور مى‏شویم:
الف) «صلاة‏» در آیه مبارکه «...ان الصلاة تنهى عن الفحشاء والمنکر...» (عنکبوت/45) رسول خداست که مردم را با ارشادات خود از بدیها باز مى‏دارد.
ب) «زکات‏» در آیات قرآنى، تزکیه نفس از طریق شناسایى معارف دینى است.
ج) «جنت‏» در آیات قرآنى، موقعى است که انسان به یقین برسد و انسان خود را از مشقت تکالیف برهاند. (14) گشودن چنین بابى در تفسیر قرآن، جز مایه‏ى به هم ریختن کتاب آسمانى و نوعى بازیگرى با وحى چیز دیگرى نیست در این صورت است هر کس تحت عنوان «قرائت جدید از دین‏» آیه را به نوعى تفسیر مى‏کند.
در اینجا سؤالى ممکن است مطرح شود و آن این که پیامبر در یکى از خطبه‏هاى خود از ظاهر و باطن قرآن گزارش داده و او را چنین ستوده است «و له ظهر وبطن، فظاهره حکم وباطنه علم، ظاهره انیق وباطنه عمیق‏» . (15) قرآن داراى ظاهر و باطنى است، ظاهر آن حکم و فرمان، درون آن علم و دانش است، ظاهر آن زیباست و باطن آن عمیق و ژرف است.
بنابراین چگونه مفسر مى‏تواند به باطن قرآن برسد، اگر تفسیر به باطن ممنوع است چرا رسول گرامى صلى الله علیه و آله و سلم براى قرآن ظاهرى و باطنى را معرفى مى‏کند.
پاسخ این سؤال روشن است، مقصود از باطن، معانى تو در توى به اصطلاح «سلسله دار» آیه است که مى‏توان از معنى نخست‏به معنى دوم که عمیق‏تر و ژرف‏تر است پى برد ولى در عین حال همه این معانى تو در تو که به صورت لازم و ملزوم به هم پیوسته‏اند و همگى در ظاهر آیه ریشه دارند و لفظى و یا جمله‏اى از آیه بر آن گواهى مى‏دهد، مسلما این نوع تفسیر به باطن، ممنوع نبوده بلکه مجاز و به یک معنا گواه بر عظمت قرآن مى‏باشد.
ما براى روشن شدن این حقیقت مثالى مى‏آوریم که قرآن براهین ابراهیم را در مورد ابطال ربوبیت‏ستاره و ماه و آفتاب پرستان مى‏فرماید:
«فلما جن علیه اللیل راى کوکبا قال هذا ربى فلما افل قال لا احب الافلین‏» (انعام/76) .
«آنگاه که (تاریکى) شب او را پوشانید ستاره را دید گفت: این پروردگار من است ولى آنگاه که ستاره به افول گرایید و از دیدگاه غایب گشت، گفت : مردم من غروب کنندگان را دوست نمى‏دارم‏» .
او عین این برهان را درباره‏ى ماه و ستاره، آنگاه که غایب شدند تکرار کرد. همین دلیل ابراهیم را مى‏توان به صورت معانى تو در تو تفسیر کرد که دومى از اولى و سومى از دومى عمق بیشترى دارد، و این معانى در سایه‏ى تدبر در مفاد آیات به دست مى‏آید. اینک به این معانى اشاره مى‏کنیم:
1. رب انسان از آن نظر که سرنوشت وى در دست او و پیوسته از او فیض مى‏گیرد باید حاضر و ناظر باشد و رب غایب و آفل که از مربوب خود بى اطلاع است چگونه مى‏تواند از نیازهاى او آگاه باشد و از او رفع نیاز کند «فلما افل قال لا احب الافلین‏» .
2. رب، آن موجود قاهر و والایى است که فرمانرواى انسان و جهان مى‏باشد و مقهوریت و تسخیر به ساحت او راه ندارد در حالى که ستاره و ماه و خورشید با آن حرکت مستمر پیوسته مقهور قدرت بالا بوده که آنها را به زنجیر تسخیر کشیده و پیوسته فرمانبر مقام بالاترى هستند; پس لازم است‏به آن نقطه‏ى بالاتر متوجه شویم «فلما افل قال لا احب الافلین‏» .
3. حرکت این اجرام آسمانى نمى‏تواند بى غایت‏باشد. این حرکت‏یا از نقص به کمال است‏یا از کمال به نقص، دومى در حرکت متصور نیست و اولى نیز در شان رب نمى‏باشد; زیرا خود ناقص و ناتوان است و از این حرکت مى‏خواهد کمالى را به دست آورد، پس چگونه مى‏تواند رب انسان و جهان باشد؟
دقت در این معانى سه‏گانه، روشن مى‏کند که این معانى در عین این که باطن آیه به شمار مى‏روند ولى باطن به آن معنا نیست که در ظاهر ریشه‏اى نداشته باشد و یا معنى ظاهرى آیه را نفى کند در حالى که باطن آیه در مکتب باطنى گرى مفاد آیه را نفى مى‏کند و آن را کنار مى‏گذارد.
یکى از عرفاى معروف مدعى است که آیه «الم تر الى ربک کیف مد الظل و لو شاء لجعله ساکنا...» (فرقان/45) صریح در وجود منبسط است، وجودى که بر هیکل ماهیات پوشانیده شده و آنها را وارد صحنه پیش نموده است، مسلما تفسیر این آیه به وجود منبسط یک نوع تفسیر به راى ممنوع است که هیچ پایگاهى در ظاهر آیه ندارد.
بررسى خود آیه و آیات ما قبل و ما بعد آن، کوچکترین جاى شکى براى ظاهر آیه نمى‏گذارد تا ما آن را به چنین مضمونى تفسیر کنیم.
بر تفاسیر بسیارى از عرفا نمى‏توان صحه نهاد; آنان مى‏گویند: مراد از جبرئیل عقل فعال، و از میکائیل روح فلک ششم، و اسرافیل روح فلک چهارم و عزرائیل روح فلک هفتم مى‏باشد.
این که قرآن مى‏فرماید: «مرج البحرین یلتقیان. بینهما برزخ لا یبغیان‏» : «دو دریا را به گونه‏اى روان کرد که با هم برخورد کنند میان آن دو حد و فاصل است که به هم تجاوز نمى‏کنند» . مقصود از دو دریا، دریاى هیولاى جسمانى است که در حقیقت‏شور و تلخ است، و دریاى روح مجرد است و آن دریاى شیرین و گواراست که در وجود انسانى به هم مى‏رسند و میان هیولاى جسمانى و روح مجرد، برزخى است‏به نام «نفس حیوانى‏» که به صفا و لطافت روح مجرد را دارد و نه کثرت اجساد هیولانى را. (16) این نوع تفسیر، مصداق بارز تفسیر به راى است که هیچ‏گونه ارزش علمى ندارد.
این گروه قبلا به هر علتى داراى نظریاتى مى‏باشند و به دنبال شاهد و گواه بر صحت آنها مى‏روند. غالبا این نوع تفسیرهاى باطنى در کتابهاى فرقه اسماعیلیه فراوان است و ما برخى از آنها را در جلد هفتم «بحوث فى الملل والنحل‏» آورده‏ایم.
کتاب مرآة الانوار و مشکوة الاسرار که آن را به نادرست‏به عبداللطیف کازرونى نسبت مى‏دهند نگارش ابوالحسن بن محمد نباتى فتونى (م‏1139) تفسیرى است‏بر قرآن در سه مقدمه و یک خاتمه که مقدمه نخست آن مشتمل بر سه مقاله، و دوم بر دو مقاله، در مقدمه نخست کوشش کرده از تاویل و باطن قرآن سخن بگوید و مى‏رساند که تمام ظواهر آیات قرآن باطنى دارد که تاویل قرآن است، وباطن آن اشاره به ولایت پیشوایان و یا مخالفان آنها است و در مقدمه سوم نمونه‏هایى را ارائه نموده است. (17) این نوع تفسیر به باطن دست دشمنان را باز مى‏گذارد که آنان نیز، آیات قرآن را به گونه‏ى دیگر تفسیر کنند.
شایسته یک مفسر اسلامى این است که از این تاویلات که ریشه در ظاهر قرآن ندارد، بپرهیزد، مگر این که دلیل قطعى از راسخان در علم قرآن در اختیار داشته باشد و باید به همان مقدار که دلیل قطعى بر آن است اکتفا نماید، و آن را یک تفسیر مربوط به خاصان که این نوع تفسیر را، درک مى‏کنند، تلقى کند، نه یک تفسیر عمومى.

_________________
چو رخت خویش بربستم از این خاک/همه گفتند با ما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر/چه گفت و با که گفت و از کجا بود (اقبال لاهوری.شاعر و متفکر پاکستانی)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم greatgirl به خاطر این پست تشکر کرده اند
g.cyrus (9 شهریور 1391, 16:49), odise (9 شهریور 1391, 17:19), SARV (9 شهریور 1391, 18:23)
 موضوع پست: Re: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 شهریور 1391, 16:48 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 15 مرداد 1391, 13:05

پست ها : 159

محل سکونت: 761
تشکر کرده اید: 638 مرتبه
تشکر شده:
381 مرتبه in 139 پست

نام: Cyrus

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: مظلوم بزرگ (.Cg)

شعار: سایت ^ موسسه حمایت از کودکان سرطانی

امتیاز: 32

درود

یک پیشنهاد:
اگه میشه جستارها رو در چند بخش کوچکتر بزارید

باتشکر

_________________
یه شب مهتاب

ماه می‌آد تو خواب

منو می‌بره
...
                                                                               شبانه 2 ( شهیدان شهر )
                                                                                                    ترانه سرا : احمد شاملو
                                                                                                                     با صدای : فرهاد مهراد
                                                                                                   


                                                                                 *** Viva Aluminium Hormozgan FC ***

                                                                                زنده باد باشگاه فوتبـــــــال آلومینیوم هرمزگان


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم g.cyrus به خاطر این پست تشکر کرده اند
SARV (9 شهریور 1391, 18:23)
 موضوع پست: Re: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 شهریور 1391, 17:20 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 18 خرداد 1390, 11:42

پست ها : 1715

محل سکونت: ثابت نیستم
تشکر کرده اید: 2263 مرتبه
تشکر شده:
3305 مرتبه in 1186 پست

نام: امید

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: www.oriad.ir

شعار: دشوار زندگی بی رزم مشترک درمان نمی شود
لطفا منابع + اسناد+عکس+ تاریخچه و .... را در پایین متن و جداگانه ذکر کنید .
سپاس
سوال:
می شود قران را در هرمونوتیک تفسیر کرد؟

_________________
برای شناخت خدا به دنبال فلسفه و برهان بودن اگر خطا نباشد راهی طولانی است.
خدا را در دل میتوان یافت نه در مغز.
عشق ، امید،عرفان


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم odise به خاطر این پست تشکر کرده اند
g.cyrus (9 شهریور 1391, 18:06), SARV (9 شهریور 1391, 18:23), greatgirl (10 شهریور 1391, 12:06)
 موضوع پست: Re: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 شهریور 1391, 19:43 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 دی 1389, 00:10

پست ها : 816

محل سکونت: شيراز
تشکر کرده اید: 842 مرتبه
تشکر شده:
2003 مرتبه in 676 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: در اين دايره سرگردانم

علاقه‎مند به تمدن: پارس

وبلاگ: تاريخ ما دات اي آر اسلش فروم

شعار: تنها و آزاد باش چون واست مفيده

امتیاز: 136

هرمنوتیک به عنوان یک روش از تأویل متون مقدس (تورات و انجیل) آغاز شد..
زیرا نیاز به فهم صحیح متون برای درک آنها مشهود بود.برای پی بردن به تفسیری که به واقعیت کلام نزدیک باشد نه تنها آشنایی کامل به زبان متن بلکه تسلط و آشنایی مبسوط به نحوه گفتار و لهجه نیز دارای اهمیت و احتیاج است.

شهید مطهری می‌گوید: «کنت گوبینو» که در زمان ناصر الدین شاه در ایران اقامت داشته و زبان فارسی را خوب تکلم می کرده، در کتابی به نام «سه سال در ایران» به زبان فرانسه منتشر کرده و به فارسی ترجمه شده است، آن جا که کیفیت احوال پرسی ایرانیان را شرح می دهد، می‌گوید:پس از آن که شما و صاحب خانه و جمیع حضار نشستید، شما به طرف صاحب خانه رو  می کنید و می گویید ،آیا دماغ شما فربه است؟صاحب خانه می‌گوید: در سایه توجهات باری تعالی بینی من فربه است. بینی شما چطور است؟ ... من در بعضی مجالس دیده ام که حتی پنچ مرتبه این را از  یک نفر سؤال کرده اند و او پاسخ داده است، وحتی شنیدم در توصیف یکی از علمای تهران می گفتند که از بزرگترین خصائصش این بود که وقتی به ملاقات یکی از بزرگان می رفت، نه تنها در خصوص بینی وی و متعلقان وی پرسش می‌نمود، بلکه راجع به بینی تمام نوکرها و حتی دربان استفسار می کرد.

ملاحظه کنید این مرد در اثر عدم آشنایی به تعبیرات فارسی و گمان این که در جملة «دماغ شما چاق است.»منظور از کلمه دماغ، بینی و منظور از چاقی، فربهی است (در صورتی که این جمله برای احوال پرسی است) دچار چه اشتباهی شده و به چه صورتِ مسخره آمیزی آن را نقل کرده است.

قطعاً «کنت گوبینو» در بیان این جمله غرض سویی نداشته و تنها عدم آشنایی کامل به تعبیرات فارسی او را به این اشتباه انداخته است»

_________________
اختري كو كه در اين شام سياه،
راه بنمايد و تابد به سرم؟
همدمي كو كه در اين وحشت سرد،
سر بگوش آرد و گيرد خبرم؟
همه جا شب،همه جا شب،
همه جا گرد و غبار!
همه جا نعش عزيزان فرومرده به خاك،  
نه نشاني ز كسي،
نه نسيم نفسي،
نه در اين باديه فرياد،نه فرياد رسي!
                                                                                


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Nariman s به خاطر این پست تشکر کرده اند
odise (9 شهریور 1391, 23:30), greatgirl (10 شهریور 1391, 12:13)
 موضوع پست: Re: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 10 شهریور 1391, 12:07 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 16 اردیبهشت 1391, 15:57

پست ها : 174

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 464 مرتبه
تشکر شده:
407 مرتبه in 136 پست

نام: فرنوش

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: زرتشت آتشی

علاقه‎مند به تمدن: هخامنش

شعار: ترجیح می دهم با کفش هایم راه بروم و خدا راعبادت کنم تا اینکه در مسجد باشم و نگران کفش هایم باشم

امتیاز: 54

odise نوشته است:
لطفا منابع + اسناد+عکس+ تاریخچه و .... را در پایین متن و جداگانه ذکر کنید .
سپاس
سوال:
می شود قران را در هرمونوتیک تفسیر کرد؟


بله هم می شود اسلام را سوسیالیستی تعبیر کرد و هم قرآن را در هرمنوتیک تفسیر کرد

_________________
چو رخت خویش بربستم از این خاک/همه گفتند با ما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر/چه گفت و با که گفت و از کجا بود (اقبال لاهوری.شاعر و متفکر پاکستانی)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: هرمنوتیک چیست
پست خوانده نشدهارسال شده در: 10 شهریور 1391, 12:40 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 18 خرداد 1390, 11:42

پست ها : 1715

محل سکونت: ثابت نیستم
تشکر کرده اید: 2263 مرتبه
تشکر شده:
3305 مرتبه in 1186 پست

نام: امید

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: www.oriad.ir

شعار: دشوار زندگی بی رزم مشترک درمان نمی شود
greatgirl نوشته است:
odise نوشته است:
لطفا منابع + اسناد+عکس+ تاریخچه و .... را در پایین متن و جداگانه ذکر کنید .
سپاس
سوال:
می شود قران را در هرمونوتیک تفسیر کرد؟


بله هم می شود اسلام را سوسیالیستی تعبیر کرد و هم قرآن را در هرمنوتیک تفسیر کرد

روی چه حسابی میشود؟
توضیح بدهید

_________________
برای شناخت خدا به دنبال فلسفه و برهان بودن اگر خطا نباشد راهی طولانی است.
خدا را در دل میتوان یافت نه در مغز.
عشق ، امید،عرفان


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 6 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان آموزش نصب سانترال ورمی کمپوست