به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


این بخش تحت قوانین : http://tarikhema.ir/iran-bastan می باشد.
لطفا جهت دریافت اطلاعات بیشتر از ایران باستان به آدرس بالا مراجعه فرمائید



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 تیر 1391, 23:23 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 14 اردیبهشت 1391, 00:16

پست ها : 156

محل سکونت: همدان
تشکر کرده اید: 345 مرتبه
تشکر شده:
362 مرتبه in 140 پست

نام: اهورا آذر بد

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: زرتشت

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: کوروشا بهرتوباشدکزاین سرزمین خوشی رافزون شدن

امتیاز: 54

سامانیان با حمله به برخی از مناطق ترکنشین عده‌ای را اسیر کرده و از آنها به عنوان نیروی جنگی و خدمتکار استفاده نمودند..به تدریج برخی از این جنگ آوران توانستند

ترقی کنند و به مقامهای فرماندهی سپاه و یا سپهسالاری ارتقا یابند.

همزمان با افزایش قدرت سپهسالاران ترک، روند ورود ترکان به ایران تسریع شد و تعدادی از قبایل ترک در ماوراءالنهر و خراسان استقرار یافتند.سپهسالاران و روسای قبایل

ترک در فاصله قرون چهارم تا هفتم هجری قمری سه حکومت در ایران تشکیل دادند که عبارتند از:

    غزنویان
    سلجوقیان
    خوارزمشاهیان

به همین علت این دوره از تاریخ ایران را عصر حکومت ترکان در ایران مینامند.در باره تاریخ اولیه اقوام ترک اطلاعات کاملا دقیقی در دسترس نیست و فقط همان اندازه

مشخص است که ترکان در سرزمینی که از شرق به چین و از غرب به رود سیحون محدود می‌گشته ٬سکنی داشته‌اند.به همین علت است که این محدوده به ترکستان مشهور

است.تا حدود قرن ششم میلادی ترکان بیشتر به صورت قبایل بیابانگرد و پراکنده زندگی می‌کردند و از نظر سیاسی تمرکزی نداشتند.که همزمان اتحادیه از قبایل ترک بوجود

آمد و در پی آن ترکان به سرزمین‌های همجوار با ترکستان از جمله مرزهای ایران حمله کردند.که این حملات از طرف ساسانیان دفع شد.پس از ظهور اسلام و در جریان

پیشروی مسلمانان در شمال شرقی ایران آنها به مرزهای ترکستان و ایران رسیدند.با تشکیل سلسله سامانی در قرن سوم هجری در ماوراءالنهر این حکومت مسئول حفاظت از

مرزهای مسلمین در برابر تاخت و تاز ترکان که آن زمان اسلام نیاورده بودند و از نظر مسلمین کافر به حساب می‌آمدند شد.

فرضیه ی دگری نیز هست که:

در صده‌های نخستین اسلامی و آشفتگی ایران، قبایل ترکمن آسیای میانه و تاتارهای ماورای قفقاز (عرب ها به غلط آنها را خزر می نامیدند و ایرانیان نیز به غلط همه شان را

ترک می خواندند) مجدد تلاش‌های خود را برای ورود به درون نواحی اران و آذربایجان از سرگرفتند.

همانند دوران ساسانیان، چندین تلاشِ آنها توسط سپاهیان خلافت عربی عقب رانده شد. در سال ۱۷۸ خورشیدی یک جمع بزرگ از آنان از گذرگاههای قفقاز به درون اران

سرازیر شدند و دست به تخریب و کشتار زدند. خازم ابن خزیمه را هارون الرشید به منطقه فرستاد و او آنها را بیرون راند و دربندهای کوهستانی قفقاز را بازسازی کرد. این

حمله را ناشی از تحریکات دولت بیزانس (روم شرقی) درجهت ایجاد دردسر برای خلیفه در مرزهای شمالی کشورش هم می‌دانند و آن را با تلاشهای رومیها برای بازپس

گیری ارمنستان و بخش‌هائی از آناتولی که در اشغال عربهای مسلمان بود ارتباط می‌دهند.

نوشته تارخ نویسان سده‌های چهارم و پتجم هجری مانند بیهقی و ابن اثیر نشان می‌دهی که ترکان غُز در اواخر قرن چهارم در آذربایجان بوده‌اند. این گروه ترکان را سلطان

محمود ابتدا از آنسوی سیحون به خراسان آورده بود و ابتدا هواداری وی می‌کردند و سپس سر به شورش و نافرمانی برداشتند. گردریزی می‌نویسد: «ارسلان به سلطان

گفت:این خطا بود که کردی، اکنون که آوردی همه رابُکش و یا به من دِه، انگشتهای نر ایشان را ببُرم تا تیر نتوانند انداخت.» به هر روی ایشان از خراسان رانده شدند و پس

از چند سال آوردگی در ایران و زد و خوردهای فراوان در نواحی دیگر ایران به آذربایجان رسیدند هم چنین چامچیان تاریخ نگار ارمنی درباره جنگی که بین ایلات غُز و

شهریاران محلی آذربایجان (واسپورگان) در سالهای ۴۱۱ و ۴۱۲ هجری قمری در گرفته‌ است می‌نویسد:«در این سال ترکان که همچون سیل به آذربایگان رسیده بودند روی

به نواحی ارمنستان آورده به واسپورگان درآمدند دست به تاراج و تالان بگشاده بسیار جاها پایمال ساختند»

دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن قبایل ترک به آذربایجان درِ کتاب (نظری به تاریخ آذربایجان، ج ۱، تهران ۱۳۳۹، ص ۱۵۲) مینویسد: حوادث متناوب یکی بعد از

دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان

آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.

در زمان سلجوقیان ترک‌های بیشتری به آذربایجان روی آورده‌اند. با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترک‌ها در آن سرزمین فزونی یافت و مآلاً زبان ترکی

رونق بیشتری گرفت. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ‌ها و

عصیان‌هایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان، پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر علت شد و زبان

ترکی جدیدی که ترکی آذری می تواند نامیده شود، را در آن سرزمین رونق بخشید.

بدون ترديد يکي از بزرگترين مهاجرتهاي تاريخ بشري به خصوص در دوره اي که تاريخ آن ثبت و ضبط شده مهاجرت ترکان از شرق به غرب است. مهاجرتي که آثار

بسيار عميقي در جهان به خصوص جهان اسلام از خود برجاي نهاده است.

_________________
باور من این است كه همه كارها را خداوند روبراه می كند و آن خدای قادر و متعال هیچ نیازی به توصیه و راهنمایی من ندارد؛

در این صورت دلیلی برای نگرانی وجود ندارد.

هنری فورد فقید

خلیج فارس - Persian gulf - خلیج الفارسی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم اهورا آذر بد به خاطر این پست تشکر کرده اند
Nariman s (5 تیر 1391, 00:30), soshiant (5 تیر 1391, 01:08), greatgirl (6 تیر 1391, 11:16), Kourosh.Kiani (6 تیر 1391, 15:09)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 تیر 1391, 23:33 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 16 اردیبهشت 1391, 15:57

پست ها : 174

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 464 مرتبه
تشکر شده:
407 مرتبه in 136 پست

نام: فرنوش

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: زرتشت آتشی

علاقه‎مند به تمدن: هخامنش

شعار: ترجیح می دهم با کفش هایم راه بروم و خدا راعبادت کنم تا اینکه در مسجد باشم و نگران کفش هایم باشم

امتیاز: 54

این نوشته حقیقتا به روشن شدن سوشیانت کمک می کند!!!!!!تا برای ذره ای هم شده اطلاعاتی کسب کند!!!!!

_________________
چو رخت خویش بربستم از این خاک/همه گفتند با ما آشنا بود
ولیکن کس ندانست این مسافر/چه گفت و با که گفت و از کجا بود (اقبال لاهوری.شاعر و متفکر پاکستانی)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم greatgirl به خاطر این پست تشکر کرده اند
soshiant (5 تیر 1391, 00:20), Kourosh.Kiani (6 تیر 1391, 15:10)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 تیر 1391, 00:27 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3925 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

greatgirl نوشته است:
این نوشته حقیقتا به روشن شدن سوشیانت کمک می کند!!!!!!تا برای ذره ای هم شده اطلاعاتی کسب کند!!!!!


مرسي از راهنماييتون
در پست (عكسهاي جديد آرامگاه كوروش و عسكالعمل...) بنده را محكوم كردند به پان عرب بودن و زدن سنگ اعراب به سينه!

در اين پست نيز بنده به پان تورك بودن متهم شدم!

تمام اينها فقط يك دليل دارد:

با استناد به نوشته هاي گزنفون (كه در لشكر كوروش حضور داشت) و كتزياس (كه در دوره اي كوتاه پس از مرگ كوروش ميزيست) و منشور حقوق بشر(!) كوروش كه در آن اقرار به بت پرستي و مردوك پرستي كرده است ، ثابت كردم كه كوروش هيچ فرقي با يك انسان معمولي ندارد و بستن القاب دروغين چون ذوالقرنين و مصلح بشريت(!) براي او جايز نيست


اما معمولا كساني كه نتوانند پاسخ بدهند (چون پاسخي ندارند) شروع به تهمت زدن ميكنند

مسلماني قرن 21 است ديگر !! تهمت و افترا چون وعده غذايي ، نياز آدميان شده است

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soshiant به خاطر این پست تشکر کرده اند
aysan (6 تیر 1391, 15:15)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 تیر 1391, 00:33 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 30 آبان 1390, 00:50

پست ها : 1565

محل سکونت: ايران
تشکر کرده اید: 2944 مرتبه
تشکر شده:
3925 مرتبه in 1374 پست

نام: بهمن سوشيانت

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اساطير ايراني

شعار: تاريخ مادر تمام علوم است.

امتیاز: 221

در ضمن دوست عزيزم greatgirl

شما در امضايتان سه واژه پهلوي :هوخت هومت هورشت، را يادداشت كرديد
كه يقينا مفهوم آن همانطور كه همه ميدانند : گفتار نيك، كردار نيك و انديشه (پندار) نيك است

گفتار نيك يعني دوري از توهين و تهمت.
شما نه تا بحال من را ديده ايد ، نه من را ميشناسيد و نه از خانواده و نژاد من خبر داريد، و با اينحال من را به پان توركها ميچسبانيد!


اميدوارم چم گفتار نيك ايني كه شما در پيش گرفتيد (تهمت و افترا) نباشد كه دنيا شديد نابسامان ميشود

بدرود

_________________
مسلمانان-محمد(ص): قیامت به پا نمی شود، تا روزي كه مهدي موعود ظهور کند. هر کس او را پیروی کند نجات می یابد و هرکس از او سرباز زند نابود می شود... به او بپیوندید، حتی اگر لازم باشد افتان و خیزان خود را بر روی برف بکشید. همانا او جانشین من است.
كتاب‌عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق ص 65

زرتشتیان-زرتشت(ع): ای مزدا؛ کی سپیده دم نيك بختي فرا خواهد رسيد و مردمان به سوي راستی روی خواهند نمود. کی سوشیانت با آمورشهاي پر خرد و فزايش بخش خويش مردمان را رهبري خواهند كرد ؟ کدامند کسانی که وَهومن(نام فرشته‌اي) به یاریشان آید؟
گاتها، يسنا اشتودگات هات 46، بند 3

مسیحیان- عيسي(ع): وقتي فارقليط پاك كه سرچشمه همه راستيها و پاكيهاست بيايد، تمام حقيقت بر شما آشكار خواهد شد. او ياوران مومنان است. به زودي خواهم رفت و ديگر من را نخواهيد ديد اما پس از روزگاري باز خواهم گشت. آنگاه مومنان شاد خواهند شد.
عهد جديد، انجيل يوحنا، باب 16 ايه‌هاي 13 تا 23

یهودیان- اشعيا به نقل از موسي(ع): يهوه ميگويد كه مي‌آيد، مي‌آيد خدمتگزار برگزیده من که از او خشنودم. مسيح منجي عدالت وانصاف را برای قوم های جهان به ارمغان آورد... دلسرد و ناامید نخواهد شد و عدالت را بر زمین استوار خواهد ساخت.
عهد عتيق، اشعيا، باب 42، آيه هاي 1 تا 20


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 تیر 1391, 00:57 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 دی 1389, 00:10

پست ها : 816

محل سکونت: شيراز
تشکر کرده اید: 842 مرتبه
تشکر شده:
2003 مرتبه in 676 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: در اين دايره سرگردانم

علاقه‎مند به تمدن: پارس

وبلاگ: تاريخ ما دات اي آر اسلش فروم

شعار: تنها و آزاد باش چون واست مفيده

امتیاز: 136

خزش تركان به فلات ايران و آناتولي همواره با تاخت و تاز و خونريزيهاي بسياري همراه بود و چپاولگري تركان تا اندازه اي زيانبار مينمود كه از قبل آن واژه اي همچو تركتازي وارد ادبيات و زبان فارسي گشت.با اينهمه اين خزشها آثار ديگري نيز در پي داشت كه از آن ميان، تاثير عقايد تركان كه از باورهاي نياپرستي و دين "شمني" ايشان نشات ميگرفت را ميتوان بر دين اسلام بوضوح يافت.
تركان كه مردگان خود را با غلو ستايش ميكردند وبراي بزرگان و جادوگران خويش قدرتي ماوراءزميني متصور بودند ،بعد از اسلام آوردنشان همين باورها و عقايد را با شدت و حدت بسيار به دين اسلام درآميختند و براي زعماي مذهبي معاصر و بزرگان دين اسلام همان ارج و قرب و قدرت را قائل ميشدند كه براي جادوگرانشان در گذشته قائل بودند.
از همين رو است كه تصوف و بزرگان صوفي در دوران حكومت تركان به بالاترين درجه اقتدار و بيشترين حد توجه دست يافتند(از ميان ايشان "ابوسعيد" را ميتوان مثال آورد) و براي صوفيگري خانقاهاي فراوان و بزرگي بنا گرديد كه درآمدشان از طريق املاك وقفي حاصل ميگشت؛املاكي كه تركان به زور شمشير از دهقانان ايراني مصادره كرده بودند.
جالب است كه اولين گنبد و بارگاه براي حرم امام رضا در مشهد توسط يكي از امراي ترك با درآمد املاك وقفي بنا گرديد.
عقيده به دخالت و دخل تصرف مردگان در امور و كارهاي دنيوي زندگان هرگز تا پيش از خزش تركان در ميان ايرانيان مرسوم نبود و اين باورها بعد از روي كار آمدن تركان است كه كم كم مورد توجه عموم و گستردگي فراوان يافت.

http://www.tarikhema.ir/forum/topic-t2653.html
براي آشنايي بيشتر با تصوف در دوره مغول و خزش تركان به آدرس فوق ميتوانيد مراجعه كنيد.

_________________
اختري كو كه در اين شام سياه،
راه بنمايد و تابد به سرم؟
همدمي كو كه در اين وحشت سرد،
سر بگوش آرد و گيرد خبرم؟
همه جا شب،همه جا شب،
همه جا گرد و غبار!
همه جا نعش عزيزان فرومرده به خاك،  
نه نشاني ز كسي،
نه نسيم نفسي،
نه در اين باديه فرياد،نه فرياد رسي!
                                                                                


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Nariman s به خاطر این پست تشکر کرده اند
soshiant (5 تیر 1391, 01:09), greatgirl (6 تیر 1391, 12:23), Kourosh.Kiani (6 تیر 1391, 15:10)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 6 تیر 1391, 14:58 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 دی 1389, 00:10

پست ها : 816

محل سکونت: شيراز
تشکر کرده اید: 842 مرتبه
تشکر شده:
2003 مرتبه in 676 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: در اين دايره سرگردانم

علاقه‎مند به تمدن: پارس

وبلاگ: تاريخ ما دات اي آر اسلش فروم

شعار: تنها و آزاد باش چون واست مفيده

امتیاز: 136

درباره‌ی خاستگاهِ اقوام ترك اطلاعات بسنده‌ئی از منابع تاريخی دردست است. اين منابع می‌گويند كه سرزمينهای ترك‌نشين در قرنهای هفتم و هشتم ميلادی در ماورای مرزهای شرقی و شمالی ايران، يعنی سرزمينهای آن‌سوی سيردريا (سيحون) و اطراف درياچه‌ی خوارزم (آرال) و بيابانهای شرقی و شمالی دريای مازندران (خزر) و سرزمينهای ماورای قفقاز بوده است، و ايرانی‌ها همه‌ی آن سرزمينها را «تركستان» می‌ناميده‌اند. در قرن اول هجری كه ايران در سلطه‌ی عربها بوده فقط در سرزمينهای شرق سيردريا با مركزيت كاشغر (اكنون غرب چين)، و سرزمينِ كوچكی در شمال كوههای قفقاز از وجود دولت گزارش به دست داده شده است. بقيه‌ی جماعات ترك در سرزمينهای پهناورشان در قبايل پراكنده و بيابانگرد و متنقل می‌زيسته‌اند و هيچ نظام سياسی منسجمی نداشته‌ و دارای هيچ وطن مشخصی نبوده‌اند.

لفظ «ترك» در منابع اوليه‌ی عربی كه از فتوحات عرب درايران سخن گفته‌اند بر قومی اطلاق شده كه اكنون پشتون ناميده می‌شوند، و اين اسم در ارتباط با كابل و كابلشاه زندپيل و مردم كابلستان آمده است. البته اين خلط نام از يك اشتباه گزارشگران عرب آمده كه «توران» و «تركان» را شنيده و با هم اشتباه گرفته‌اند؛ زيرا پشتون‌ها كه در كابلستان از حد كابل و قندهار تا پشاور و كويته‌ی امروزی جاگير بوده‌اند و دنباله‌هايشان به شهری می‌رسيده كه در منابع عربی با نام «قصدار» ازآن ياد شده (و تلفظ اصليش گم شده) را ايرانی‌ها «توران» می‌ناميده‌اند؛ و به‌نظر می‌رسد كه بخشی از همان آريائی‌های موسوم به «توره‌يا» (توره+ علامت جمع) بوده باشند كه در تواريخ داستانی ما ازآنها سخن رفته است. بعدها كه عربها سيستان تا غزنی را گرفتند و بر سرزمين سِند نيز دست يافتند با تورانی‌های پشتون‌ آشنائی بيشتر يافته اشتباهشان را تصحيح كردند، و مردمی كه در منطقه‌ی شمالغرب پاكستان امروزی ساكن بودند را به درستی توران ناميدند. در تقسيمات جغرافيائی كه عربها از سرزمينهای تحت سلطه‌شان كردند، قصدار مركز سرزمين توران بود؛ و اين همان قصدار است كه رابعه‌ی قصداری ازآن برخاسته است (دوشيزه‌ی نامدار ادبيات عرفانی ما، بزرگ‌زاده‌ئی كه به جرم عاشقی به گرمابه‌اش افكندند و رگ دستش را زدند تا بميرد؛ و او انگشتش را قلم و خونش را مركب كرد و بر ديوارِ گرمابه سرودِ سرخِ عشق نگاشت).

اين توضيح را ازآن‌رو آوردم تا اشتباه اديبان فارسی‌زبانِ خودمان را نيز بازنموده باشم كه در اواخر عهد سامانی «توران» و «تركان» را به تأثير از منابعِ اوليه‌ی عربها به‌جای هم به‌كار برده‌اند، تا جائی كه فردوسی نيز دچار اين درهم‌آميزی نامها شده است؛ و ازآن‌پس تا امروز توران را به مفهوم نژاد ترك به‌كار می‌برند.

٢
منابع تاريخی به ما اطلاع می‌دهند كه همراه با حمله‌ی عرب به ايران و فروپاشی شاهنشاهی ساسانی نخستين خزشهای جماعات ترك به درون سرزمينِ ايرانی‌نشينِ سغد از ماورای سيردريا (سيحون) از يك‌سو، و به درون سرزمينِ ايرانی‌نشينِ هيركانيا (كه اكنون نيمی از تركمنستان را شامل می‌شود) از سوی ديگر رخ داد. در همين زمان تركان ماورای قفقاز- كه ارانی‌ها به‌آنها خزر می‌گفتند- تلاشهائی برای خزش به درون سرزمينِ ايرانی‌نشينِ اران و شروان (جمهوری آذربايجانِ كنونی) انجام دادند، و چند تلاشِ آنها توسط سپاهيان خلافتِ عربی به‌كمكِ خودِ ايرانی‌ها به عقب زده شد. بعنوان نمونه‌ئی از تلاش يك خزش بزرگ به درون اران و شروان گزارشی می‌گويد كه درسال ١٧٨ هجری خورشيدی يك جمع بزرگ از خزرها كه رئيسشان خاقان ناميده می‌شد از گذرگاههای قفقاز به‌درون اران سرازير شدند و دست به تخريب وكشتار زدند. خازم ابن خُزَيمه را هارون‌الرشيد به منطقه فرستاد و او آنها را بيرون راند و دربندهای كوهستانی قفقاز را بازسازی كرد. اين گزارش را می‌توان در ارتباط با تحريكات دولت بيزانس (روم شرقی) درجهت ايجادِ دردسر برای خليفه در مرزهای شمالی كشورش بازخوانی كرد كه داستانش دراز می‌شود، و می‌توان آن‌را با تلاشهای رومی‌ها برای بازپس گيری ارمنستان و بخشهائی از آناتولی كه در اشغال عربهای مسلمان بود ارتباط داد.

اما در سمتِ ديگر ايران، درپی نابسامانی‌های ناشی از فروپاشی دولت ساسانی و بی‌دفاع ماندنِ مرزهای شرقی و شمالی كشور، تا اواخر قرن نخست هجری بخشهائی از سرزمينهای ايرانی‌نشين در شرق سغد تا سمرقند، و بخش بزرگی از هيركانيا تا نزديكی‌های گرگانِ كنونی به اشغال تركانِ خزنده درآمده بود. در قرنهای سوم و چهارم هجری چندين مهاجرت جماعات مسلمان‌شده‌ی ترك از ماورای سيحون و اطراف درياچه‌ی خوارزم به درون سغد و خوارزم و هيركانيا گزارش شده است، كه در يك‌مورد سخن از صدهزار خرگاه است كه خود را به امير سامانی می‌فروشند و با اجازه‌ی امير سامانی در بيابانهای سغد و خوارزم و هيركانيا اسكان می‌يابند و فرزندانشان به‌عنوان غلام و مملوك وارد ارتش سامانی می‌شوند. پس ازآن خزش بزرگ تركان به درون سغد در اواخر دوران سامانی صورت گرفت كه به براندازی دولت سامانی توسط مهاجمان ترك و تشكيل حاكميتِ ترك در سرزمينهای ايرانی‌نشينِ سمرقند و بخارا انجاميد. داستانهای كهنِ ايرانی كه از جنگهای ايرانيان و تركان سخن می‌گويند مربوط به تلاشهای تركانِ ماورای سيحون و بيابانهای شرقی دريای مازندران (خزر) به خزش به درون سغد و هيركانيا، و بازدارندگی آنها توسط نيروهای پارتيان و سپس ساسانيان است. و اين تلاشها سرانجام درزمان اميرانِ سامانی كامياب شد.

با تشكيل سلطنت غزنوی كه برای ادامه‌ی «جهاد» در هندوستان به سرباز ترك نياز داشت، مرزهای ايران بيش ازپيش بر خزشهای تركان گشوده شد. هم در زمان محمود غزنوی بود كه طوايف بزرگ اوغوز درياچه‌ی خوارزم را دور زده به بيايانهای غربی آمودريا (اكنون اواسطِ تركمنستان) وارد شدند. در اواخر سلطنت محمود غزنوی يك‌دسته‌ی چندهزارنفری از اوغوزها از راه استراباد و ری تا اصفهان رفتند و ازآنجا برگشته راه شمال در پيش گرفته به آذربايجان رسيدند. اما در رخدادهای بعدی از حضور اينها در آذربايجان خبری به‌دست داده نشده است، و چه بسا كه آنها آذربايجان را زيرِ پا نهاده وارد آناتولی شده باشند؛ زيرا كه در سرزمينهای مسيحی‌نشين آناتولی امكان جهاد فراهم بود، و از راه جهاد می‌شد زمين و ثروت و زن و دختر حاصل كرد. (داستان جهاد تركانِ مهاجر در آناتولی از قرن پنجم هجری تا تشكيل و تحكيمِ دولت عثمانی داستان كشتارها و كشتارها است كه سرانجام به مسلمان و ترك‌زبان شدنِ بقايای بوميان آناتولی انجاميد.) مشخصا و به‌طور قطع، تا پايان قرن چهارم هجری خورشيدی هيچ نشانی از وجود تركان در آذربايجان و اران و شروان نيست. گزارشهای بسيار زيادی از جنگها و درگيريها برسر رياست در آذربايجان در قرنهای سوم و چهارم هجری دردست است با نام و نشان سرانِ سپاه و نيز رقيبان قدرت، ولی در هيچ‌كدام سخنی از حضور هيچ عنصر ترك به ميان نيامده است. تنها موردی كه از حضور ترك در اوائل قرن سوم هجری به دست داده شده كه در ارتباط با قيام بابك خرم‌دين است. يعنی چون چندين لشكر را بابك در عرض چند سال درهم كوبيده بود خليفه معتصم تصميم گرفت كه سپاه غلامان ترك خودش را همراه يك از غلامانش به نام بغا كه افسر بلندپايه‌ئی شده بود اعزام كند. و اين نيز درجای خود خبر از آن دارد كه ايرانی‌های ارتش خليفه نمی‌خواسته‌اند بابك كه ايرانی و ايرانی‌نژاد بوده و برضد عرب می‌جنگيده از ميان برداشته شود، و عربهای ارتش نيز چونكه وقتی شكست می‌يافته‌اند بابك همه‌شان را می‌كشته است خليفه به‌ناچار غلامان ترك خودش را گسيل كرده است. اين تنها گزارش از حضور موقتِ ترك در آذربايجانِ پيش از عهد سلجوقی است كه اين نيز كوتاهمدت بوده، يعنی لشكر اعزامی بوده و در آذربايجان ماندگار نشده و به‌زودی به بغداد برگشته است.

در زمان مسعود پسر محمود غزنوی خزش بزرگ طوايف اوغوز به درون بيابانهای غربی آمودريا صورت گرفت كه به زودی به مرو و سرخس رسيدند، و چيزی نگذشت كه خراسان را ازدست مسعود گرفته در نيشابور سلطنت سلجوقی را بنياد نهادند، و به‌زودی سراسر ايران را گرفتند. با تشكيل امپراتوری پهناور سلجوقی كه ايران و عراق و شام و نيمی از آناتولی را شامل می‌شد، خزش متوالی جماعات ترك از بيابانهای دور به درون مرزهای ايران استمرار يافت؛ و ازآنجا كه آذربايجان و اران و شروان حاصلخيزترين سرزمينهای ايران بود جهتِ مهاجرت جماعتهای خزنده‌ی ترك بيشتر به سوی اين سرزمينها بود. از همين‌راه بود كه جماعتهای انبوهی از تركانِ مهاجر به‌طور پيوسته و مداوم به درون آناتولی سرازير شدند؛ و همينها بودند كه درآينده دولتكهای موسوم به سلجوقی‌های روم را تشكيل دادند، و زمينه‌ساز تشكيل دولت اوغوزهای عثمانی شدند كه قبيله‌شان در زمانی از قرن هفتم هجری به درون آناتولی رسيد.

بنا بر رسمی كه از زمان سامانی‌ها معمول شده بود، تركان مهاجر و نومسلمان پس ازآنكه درجائی از ايران اسكان می‌يافتند، رؤسايشان فرزندانشان را به معلمان ايرانی می‌سپردند تا زبان ايرانی را به آنها بياموزند؛ و معمولا برروی فرزندانشان كه در ايران به دنيا می‌آمدند اسم ايرانی می‌نهادند. ازاين‌رو ما وقتی گزارشهای تاريخی مهاجرتهای تركان به درون ايران را دنبال می‌كنيم، می‌بينيم كه نخستين مهاجرها اسمهای تركی دارند و نومسلمانند، ولی فرزندانشان اسمهای ايرانی دارند، و فرزندان رؤسايشان باسواد شده‌اند و به زبان فارسی سخن می‌گويند. اين وضعيت در تمام دوران دوقرنه‌ی سلطنت اوغوزها تا يورش مغولان برقرار بود؛ و تركان مهاجر برای آنكه ايرانی شوند اسلام و زبان ايرانی و اسم ايرانی (نامهای شاهنامه‌ئی يا نامهای اسلامی) اتخاذ می‌كردند. همه‌ی منابع تاريخی كه درباره‌ی دوران سلطنت سلجوقی‌ها تا حمله‌ی مغول دردست است شاهد اين مدعا است.

تركان مغول كه قرن هفتم هجری خورشيدی با تهاجمِ آنها به ايران آغاز شد، در آغاز نه به قصد مهاجرت به درون ايران بلكه به قصد تاراجگری و بازگشت به ديار خودشان آمده بودند، و به همين خاطر هم از زمان حمله‌ی چنگيز به ايران برای بيش از سه دهه همواره مشغول آمدن و برگشتن و تخريب و كشتار و تاراج بودند؛ و اين تنها هدفی بود كه برای يورشهای خود تعيين كرده بودند.

با دومين يورشِ بزرگ مغولان به همراه هولاكوخان (كه سومين‌دورِ خزش بزرگ ترك به درون ايران بود) ماندگاری مغولان درايران آغاز شد. ايرانی‌ها كه در خلال نزديك به چهار دهه همه‌ی هستی خويش را به مغولان باخته بودند و از چندين مركز بزرگ تمدنی‌شان جز داستان و سوگنامه نمانده بود، تنها راه نجات آنچه برايشان مانده بود را در فرمان‌بری اجباری از هولاكو و تشويقِ او به تشكيل سلطنت در ايران می‌ديدند، و به اين ترتيب سلطنت تركان مغول درايران آغاز شد كه به‌زودی عراق را نيز ضميمه‌ی قلمرو خويش كرده خلافت عباسی را به بايگانی تاريخ سپرد.

كارگزارانِ صلاح‌انديش و باتدبير ايرانی به زودی اربابانِ ناخواسته و زوركی مغول را برای تمدن‌پذيری و رهاسازی راه و رسم بيابانی آماده كردند، و چيزی نگذشت كه همان رسم پذيرش اسلام و زبان و فرهنگ ايرانی توسط مغولهائی كه برمسند پادشاهی می‌نشستند مرسوم گرديد، و اباقاخان پسر هولاكوخان رسما مسلمان شده نام احمد برخود نهاد (احمد تكودار). جانشينان اينها تا پايان دوران ايلخانی فارسی‌زبان شده با تمدن و فرهنگ ايرانی خوگير شدند، تا جائی كه ياد گرفتند كه رونق‌بخش تمدن و فرهنگ و ادب ايرانی باشند. در اين‌زمينه كافی است كه به سياهه‌ی بلندبالای آثار سخنوران، تاريخ‌نگاران، دانشمندان، و هنرمندانِ دوران يك‌ونيم‌قرنه‌ی سلطنت مغولان و ايلخانان بر ايران نظری بيفكنيم، يا دستِ كم نامهای پرآوازه‌ی بزرگانی كه در اين عرصه‌ها كميت راندند را به ياد بياوريم.

چهارمين ‌دورِ خزش بزرگ طوايف ترك به همراه تيمور گوركانی آغاز شد؛ و چنانكه می‌دانيم تيمور پيش از لشكركشی به درون ايران زبان و ادبيات ايرانی را فراگرفته بود؛ و دراين‌باره داستانها دردست است. تيموری‌ها به نوبه‌ی خود چنان در تمدن و فرهنگ ايرانی حل شدند كه در آينده فرهنگ و ادبيات ايران را به شبه قاره‌ی هند بردند و سلطنت درازمدتِ تيموريان هندوستان را بنياد نهادند كه زبان رسميش فارسی بود و صدها اثر ارزشمند فارسی از دورانشان دردست است، و از دربارهايشان كه رسوم شاهان باستانی ايران درآنها معمول بود داستانها دركتابهای تاريخی هندوستان كه عموما به زبان فارسی است بازمانده است كه بارزترينش اكبرنامه است. تنها كس از شاهان تيموری هند كه زبانش تركی و ادبش فارسی بود بابر بود (بنيانگذارِ سلطنت تيموری هند). فرزندان او عموما فارسی‌زبان شدند، و هيچ چيزی از ميراث تركی برای تيموری‌های هند باقی نماند.

همراه با تشكيل دولت صفوی يك خزش بزرگ ديگر از قبايل و طوايف ترك به درون ايران، اين بار از جانب غرب و از بيابانهای آناتولی رخ داد. همين تازه‌واردانِ بيابانی بودند كه هفت طايفه‌ی مشهور قزلباش را تشكيل دادند. به دنبال آن، تحريكات شاه اسماعيل در كشور عثمانی و سپس خصومت و جنگهای درازمدت عثمانی و ايران آغاز شد، نيمه‌ی غربی آذربايجان و سپس بخش اعظم كردستان به اشغال عثمانی‌ها درآمد، جريان تاريخ و نقش تأثيرگذارنده‌ی زبان و فرهنگ ايرانی در منطقه متوقف گرديد، مهاجرتهای مداوم طوايف ترك از آناتولی به درون ايران توسط قزلباشان تشويق شد، در آذربايجان و اران و شروان عنصر ترك در اكثريت قرار گرفت و چيزين نگذشت كه اين سرزمينِ ايرانی‌نشين تغيير ماهيت داد و زبان تركی زبان مسلط در اين منطقه از ايران شد. ما نمی‌دانيم كه در دوران صفوی، به‌خصوص در دوران اشغال درازمدت آذربايجان و اران و شروان توسط عثمانی‌ها چه انبوهی از جماعات ترك به درون آذربايجان و اران و شروان خزيده باشند و بوميان آذربايجان در چه وضعيتی كشتار يا تارانده می‌شده‌اند و بازماندگانشان در چه وضعيتی خود را مجبور ديده‌اند كه زبانشان را تغيير دهند تا بتوانند به زندگی ادامه بدهند. همچنانكه ديگر نمی‌توان پی برد كه چه نسبت از جمعيت كنونی آذربايجانِ ترك‌زبان‌شده از بوميان تغييرزبان‌داده، و چه نسبتشان از تركان مهاجرند.

كوته‌سخن آنكه تا اوائل قرن پنجم هجری كه دسته‌ئی از اوغوزها وارد آذربايجان شدند هيچ عنصر ترك در آذربايجان و اران و شروان نمی‌زيسته است و جمعيت سراسر اين سرزمينها را مردم بومی از نوادگان ايرانيانِ باستانی و همچنين عربهای ايرانی‌شده تشكيل می‌داده‌اند (كه اين دومی‌ها به همراه فتوحات اسلامی وارد آذربايجان شده ماندگار و محلی شده بودند). گويش آذری كه ازگويشهای زبان ايرانی بوده، هنوز در مناطقی از آذربايجان قابل بازشناسی است، و جالب است بدانيم كه با گويش لارستانی كه در انتهای جنوب ايران است مشتركات بسيار دارد. (شادروان كسروی كه خود آذربايجانی ترك‌زبان بوده پژوهش ارزنده‌ئی درباره‌ی گويش آذری انجام داده كه در كتابچه‌ئی با عنوان «آذری يا زبان باستان آذربايجان» انتشار يافته است.)

جماعات ترك، هرچند كه در ابتدای ورودشان به ايران حالت جماعات مهاجم و غارتگر را داشتند و خسارتهای تاريخی جبران‌ناپذيری به ايران و ايرانی زدند و تخريبها از شهرها و مراكز تمدنی، و كشتارها از مردم ايران كردند (كه در گزارشهای تاريخی بازنموده شده است)، ولی به‌زودی ايرانی شدند، و امروزه يكی از سه‌قوم بزرگ تشكيل‌دهنده‌ی ملت ايرانند، كه سابقه‌ی اسكان نخستين طوايفشان در ايران (اگر ترك‌زبان مانده باشند) به حدود ٩ قرن می‌رسد، و در بيش از هشت قرن از اين زمان طولانی (جز دوران زنديه و پهلوی) سلطنت ازآنِ ايشان بوده است؛ و همواره در فراز و نشيب رخدادهای سياسی و اجتماعی ايران سهيم بوده‌اند.

_________________
اختري كو كه در اين شام سياه،
راه بنمايد و تابد به سرم؟
همدمي كو كه در اين وحشت سرد،
سر بگوش آرد و گيرد خبرم؟
همه جا شب،همه جا شب،
همه جا گرد و غبار!
همه جا نعش عزيزان فرومرده به خاك،  
نه نشاني ز كسي،
نه نسيم نفسي،
نه در اين باديه فرياد،نه فرياد رسي!
                                                                                


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Nariman s به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (6 تیر 1391, 15:09), soshiant (6 تیر 1391, 15:21)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 6 تیر 1391, 15:10 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 9 اسفند 1390, 23:18

پست ها : 1286

محل سکونت: هنگ مـادان (همـدان)
تشکر کرده اید: 3222 مرتبه
تشکر شده:
2941 مرتبه in 1031 پست

نام: علیرضا كياني

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مـزداپرست

علاقه‎مند به تمدن: مـادیـان، هخامنشیـان، ساسانیـان

شعار: هرگز مخواب كوروش اي مهر آريايي، بي‌نام تو وطن نيز نام و نشان ندارد...

امتیاز: 145

( تُرک هرکه باشد به من دشمن است .................... کژ اندیش و زرد پوست و اهریمن است )

_________________


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Kourosh.Kiani به خاطر این پست تشکر کرده اند
Nariman s (6 تیر 1391, 15:38), greatgirl (6 تیر 1391, 16:54)
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 7 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان آموزش نصب سانترال ورمی کمپوست