به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 14 پست ] 
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 12 خرداد 1391, 12:09 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 29 بهمن 1390, 21:22

پست ها : 40
تشکر کرده اید: 78 مرتبه
تشکر شده:
60 مرتبه in 29 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: shia

علاقه‎مند به تمدن: تمدن بشری

شعار: هر دانشی را دانایی است.

امتیاز: 3

با سلام

موضوع این تاپیک یکی از سؤالات اساسی در ذهن بسیاری از فیلسوفان مسلمان و غیرمسلمان بوده است. اهمیت این مطلب از آنجایی است که آگاهی انسان از تفاوت ها و شباهت های او و دیگر موجودات میتواند جایگاه و نسبت او را با هستی مشخص کند و او را در مسیر خودشناسی یاری رساند. این موضوع را میتوان از زوایای مختلف بررسی کرد. برخی این موضوع را از منظرگاه غایی دینی بررسی کرده اند مانند شهید مطهری. او با توجه به غایتی که برای خلقت انسان در ذهن دارد تفاوت عمده انسان با دیگر جانداران در دو حوزه میداند: 1. بینش ها 2. گرایش ها. در ناحیه بنیش و آگاهی، آگاهی حیوان تنها به وسیله حواس ظاهری است و از این رو سطحی و ظاهری است و همچنین محدود به منطقة خاص و زمان خاصی است که حیوان در آن زندگی می کند. در ناحیه گرایش، نیز خواسته های حیوان در محدوده ای خاص محصور می باشد زیرا اولاً مادی است یعنی از محدود خوردن و آشامیدن و خوابیدن و بازی کردن و استفاده از جنس مخالف بالاتر نمی رود ثانیاً شخصی و فردی است و ثالثاً محدود به زمان و مکانی است که حیوان در آن قرار دارد. اما انسان: در ناحیه بینش و معرفت، دارای شناختی عمیق است که از ظاهر اشیاء عبور کرده و تا درون ذات آنها نفوذ می کند و به زمان و مکان خاصی هم محدود نیست. در ناحیه گرایش هم خواسته های  انسان می تواند سطح مطلوب و والایی داشته باشد زیرا انسان موجودی ارزش جو و آرمان خواه است و آرمان هایی را جستجو می کند که محدود به خود و خانواده اش نیست و به محدوده خاصی از زمان و مکان محصور نمی شود.

مسئله دیگری که در این باب به آن توجه شده است تفاوت انسان و حیوان از جهت فلسفه جبر و اختیار است. عده بسیاری معتقدند اختیار از مشخصات انسان است و حیوان از این خصلت برخوردار نیست. اما آیا بواقع اینگونه است؟ خداوند در سوره تکویر میگوید: و وحوش حشرت. برخی مفسران از جمله علامه طباطبایی باستناد این آیه معتقدند حشر فقط مخصوص انسان نیست و حیوانات نیز در عالم قیامت مورد مؤاخذه قرار میگیرند. سؤال مهمی که در اینجا پیش می‏آید و تا آن حل نشود تفسیر آیه فوق روشن نخواهد شد این است که آیا میتوانیم قبول کنیم که حیوانات تکالیفی دارند با اینکه یکی از شرائط مسلم تکلیف عقل است. آیا حیوانات دارای چنان عقلی هستند که مورد تکلیف واقع شوند؟

اما خارج از حوزه مباحث دینی بحث انسان و حیوان در میان فلاسفه مغرب زمین نیز رواج بسیار داشته است. دکارت انسان را حیوان متفکر میدانست. او در تلاش فکری و فلسفی خود در راه دستیابی به یک نظام و سامان اندیشه ای مطمئن و اعتمادپذیر، بر آن شد که می باید در همه چیز شک کرد. اما او در این عمل متهورانه یعنی شک کردن در همه چیز نکته ای را دریافت که پایگاه رسیدن او به هدف شد و آن نکته از این قرار بود که دکارت با خود گفت من اگر در همه چیز شک کنم در این نکته نمی توانم شک کنم که شک می کنم پس چون شک می کنم در نتیجه می اندیشم و چون می اندیشم پس هستم. دکارت بر پایه چنین استدلالی بود که در برابر این پرسش که گوهر انسانیت در چیست پاسخ می داد گوهر انسانیت در اندیشیدن است. اما هگل انسان را حیوان خودآگاه میدانست. او معتقد بود: «انسان خودآگاهی است.او از خویشتن و از واقعیت و از شایستگی انسانی خویشتن، آگاه است و فرق اساسی او با حیوان، که از مرحله احساس ساده خود یا نفس فراتر نمی رود در همین است.انسان هنگامی از خویشتن آگاه می شود که نخست بار می گوید: من» (هگل، خدایگان و بنده: 25). بدین گونه هگل با دیدی عمقی تر گوهر انسانیت را در خودآگاهی او می داند، گوهری که سرچشمه خواست های اساسی و رفتار اجتماعی انسان قرار می گیرد.

اما اگر از فراز فلسفه فرود آییم و وارد دنیای بیولوژی شویم می بینیم تفاوت های انسان و حیوان بسیار کمرنگ میشود تا آنجا که در نظریه داروین تمام اختلافات اساسی بین انسان و حیوانات نفی می شود. بطور کلی نظریه داروین انسان را نوع تکامل یافته‌ای از حیوانات ناقص تر می داند. اختلافات میان انسان و حیوان اساسی نیست و به همین دلیل است که یک حیوان ناقص می تواند به انسان تبدیل شود. در نظریه داروین حتی مغز و هوش انسانی نیز حالت تکامل یافته مغز میمون است. سیر تکامل چنین است که میمون در مرحله نخست به انسان های بدوی تبدیل می شود و انسان بدوی به انسان دارای هوش و خرد تبدیل می شود. داروین با توجه به شباهت های جسمی و روانی میان انسان و میمون نتیجه گرفت که هیچ دلیلی وجود ندارد انسان را از مجموعه موجودات طبیعی‌ استثنا کنیم و او را یک موجود استثنایی بر شمریم. دانشمندان دیگری که بر رفتار حیوانات متمرکزند رفتارهایی چون نوع دوستی را نیز به حیوانات منتسب میدانند. اما این دیدگاه در مقابل دیدگاه دینی قرار دارد که معتقد است تمامی جهان و موجوداتش آفریده شده اند تا مخلوق ویژه خداوند (انسان) به سوی تعالی حرکت کند. به بیان دیگر در دیدگاه دینی، جهان برای انسان و انسان برای رسیدن به کمال آفریده شده است.

اما حقیقتاً انسان چیست و تفاوت او با حیوان در کجاست؟ انسانی که در بدو تولد بسیار ناتوان تر از یک حیوان است اما امروزه این قابلیت را یافته که جهانی را دگرگون کند. این بحث بی منتها را با بیان دیدگاه مولوی در خصوص جایگاه انسان در نظام آفرینش به پایان میبرم.

از جمادی مردم و نامی شدم/وز نما مردم به حیوان برزدم

مردم از حیوانی و آدم شدم/پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم

حملهٔ دیگر بمیرم از بشر/تا بر آرم از ملایک پر و سر

وز ملک هم بایدم جستن ز جو/کل شیء هالک الا وجهه

بار دیگر از ملک قربان شوم/آنچه اندر وهم ناید آن شوم

پس عدم گردم عدم چون ارغنون/گویدم که انا الیه راجعون

_________________
                                                                                                                      ....خــلوت بی مدعـــی،سفـــره ی بی انتـــــظار...



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم zarbolmasal به خاطر این پست تشکر کرده اند
moridenoor (12 خرداد 1391, 15:20)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 12 خرداد 1391, 14:09 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1044

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
2507 مرتبه in 818 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

سلام  

بسیاری از شواهدی که در ادعای تفاوت ماهیتی انسان از حیوان طرح می شوند در حد ادعا  هستند .

این که  انسان واجد اختیار است یا جبر او در بین تعدد و غیر قابل شمارش بودن محرکهای محیطی او مخفیست ؟

این که آیا اندیشه او به ذات اشیا وارد می شود و در سطح نمی ماند یا اینکه انسان توهم شناخت دارد و ابزار شناخت او فقط در سطح ها باقی می مانند ؟

این که اخلاقیات وجه مشخصه او از حیوان است یا اینکه اخلاقیات نوعی غریزه زندگی جمعیست و با غرایز دیگر تفاوتی ندارد ؟


اینها همه محل مناقشه است و  حتی شواهد بیشتر بر ضد ادعای مدعیان است تا در راستای آن .

من شواهد کافی برای جدا کردن انسانها از حیوانات دیگر و در جزیره مخصوص قرار دادن او پیدا نکرده ام .


جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
Kourosh.Kiani (12 خرداد 1391, 14:39), moridenoor (12 خرداد 1391, 15:20), ramon (13 خرداد 1391, 22:00), zarbolmasal (14 خرداد 1391, 09:33), حنیف (15 مهر 1392, 17:02)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 خرداد 1391, 18:02 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 29 بهمن 1390, 21:22

پست ها : 40
تشکر کرده اید: 78 مرتبه
تشکر شده:
60 مرتبه in 29 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: shia

علاقه‎مند به تمدن: تمدن بشری

شعار: هر دانشی را دانایی است.

امتیاز: 3

باسلام
JOOYA نوشته است:
این که  انسان واجد اختیار است یا جبر او در بین تعدد و غیر قابل شمارش بودن محرکهای محیطی او مخفیست ؟

اینکه انسان تحت جبر است یا اختیار خود بحث مفصلی است و به این بستگی دارد که چه معنایی از جبر و اختیار در ذهن داریم. اما برخی از این جهت که عامل غریزه را در رفتار حیوانات قوی میدانند و انسان را حاکم بر غرائزش میشمارند، انسان را در مقابل حیوان مختار میدانند به این معنا که او میتواند انتخاب کند مطابق غرائزش عمل کند یا نه.

نقل قول:
این که اخلاقیات وجه مشخصه او از حیوان است یا اینکه اخلاقیات نوعی غریزه زندگی جمعیست و با غرایز دیگر تفاوتی ندارد ؟


منظورتان از این سؤال را دقیقاً متوجه نشدم. اگر منظورتان این است که اخلاقیات ناشی از غریزه زندگی جمعیست هم درست است هم غلط. بخش اعظم اخلاقیات مربوط به روابط انسان با انسان است از این رو تعریف اجتماعی دارد، اما ما اخلاقیات الهی هم داریم که در رابطه انسان با خداوند شکل میگیرد. اما «غریزه زندگی جمعی» نمیتواند منشأ اخلاقیات باشد چون مورچگان هم این غریزه را دارند ولی اخلاق جمعی ندارند.

نقل قول:
این که آیا اندیشه او به ذات اشیا وارد می شود و در سطح نمی ماند یا اینکه انسان توهم شناخت دارد و ابزار شناخت او فقط در سطح ها باقی می مانند ؟

در این سؤال گویا قائل به ذاتی برای اشیاء هستید که انسان را از وصول بدان ناتوان است، در هر صورت بنده هم پاسخی برای آن ندارم.

_________________
                                                                                                                      ....خــلوت بی مدعـــی،سفـــره ی بی انتـــــظار...



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم zarbolmasal به خاطر این پست تشکر کرده اند
looper (10 مرداد 1392, 13:47), حنیف (15 مهر 1392, 17:02)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 خرداد 1391, 19:19 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1044

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
2507 مرتبه in 818 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

نقل قول:
انسان را در مقابل حیوان مختار میدانند به این معنا که او میتواند انتخاب کند مطابق غرائزش عمل کند یا نه.


از کجا مطمئن هستید که انسان انتخاب می کند ؟ من می توانم فرض کنم که تصمیم انسان برآیند محرکها محیطی . عادت . یادگیری . تقلید . کمپلکس های دوران کودکی . عوامل ناخودآگاه . غریضه صیانت فردی . غرائز صیانت گروه  و... می باشند  در حیوانات قبول داریم که محرکها و غرایز توجیه کننده هستند چه دلیلی وجود دارد که قبول نکنیم  در مورد  انسان هم  توجیه کننده هستند  ؟ ما برای جیر دلایل فراوانی داریم اما برای اختیار چند دلیل وجود دارد ؟ شما چند تا از این دلایل را بازگو کنید .
نقل قول:
بخش اعظم اخلاقیات مربوط به روابط انسان با انسان است از این رو تعریف اجتماعی دارد، اما ما اخلاقیات الهی هم داریم


من نمی دانم اخلاقیات الهی چیست ؟ اخلاقمداری نوعی رفتار دگرخواهانه مشعوف کننده  است با اطاعت و تطمیع متفاوت است منظورتان از اخلاق الهی چیست ؟  
نقل قول:
اما «غریزه زندگی جمعی» نمیتواند منشأ اخلاقیات باشد چون مورچگان هم این غریزه را دارند ولی اخلاق جمعی ندارند
.

لططفا توضیح دهید که چرا فکر می کنید مورچگان اخلاق جمعی ندارند مگر اخلاق جمعی چیست ؟
نقل قول:
در این سؤال گویا قائل به ذاتی برای اشیاء هستید که انسان را از وصول بدان ناتوان است، در هر صورت بنده هم پاسخی برای آن ندارم.


این ادعای شماست نه من ملاحظه بفرمایید .

نقل قول:

اما انسان: در ناحیه بینش و معرفت، دارای شناختی عمیق است که از ظاهر اشیاء عبور کرده و تا درون ذات آنها نفوذ می کند



از این جمله شما من برداشت کردم که قائل به ذاتی برای اشیا هستید و ادعا دارید که دانش بشر به درون ذات آنها نفوذ می کند .

بنده باید برداشت دیگری می کردم ؟ لطفا توضیح دهید

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
ramon (13 خرداد 1391, 22:00)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 خرداد 1391, 23:00 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 29 بهمن 1390, 21:22

پست ها : 40
تشکر کرده اید: 78 مرتبه
تشکر شده:
60 مرتبه in 29 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: shia

علاقه‎مند به تمدن: تمدن بشری

شعار: هر دانشی را دانایی است.

امتیاز: 3

باسلام
من در پست آغازین در مقام بیان مقدمه و طرح مسئله تاپیک بودم و مجموعه ای از نظراتی که در این حوزه برخوردم را نقل کردم؛ از آیت اله مطهری و طباطبایی تا دکارت و هگل. آن جمله که به من نسبت دادید مربوط به مرحوم مطهری است.
نقل قول:
از کجا مطمئن هستید که انسان انتخاب می کند ؟ من می توانم فرض کنم که تصمیم انسان برآیند محرکها محیطی . عادت . یادگیری . تقلید . کمپلکس های دوران کودکی . عوامل ناخودآگاه . غریضه صیانت فردی . غرائز صیانت گروه  و... می باشند  در حیوانات قبول داریم که محرکها و غرایز توجیه کننده هستند چه دلیلی وجود دارد که قبول نکنیم  در مورد  انسان هم  توجیه کننده هستند  ؟ ما برای جیر دلایل فراوانی داریم اما برای اختیار چند دلیل وجود دارد ؟ شما چند تا از این دلایل را بازگو کنید .
اینکه شما میفرمایید بحث فلسفه جبر و اختیار است که جای خود را دارد، اما آنچه من گفتم یکی از تفاوت های عمده انسان و حیوان است حال اسمش را اختیار بگذاریم یا هرچیز دیگر. اینکه وجود حیوان بشدت متأثر از غرائز است و انسان میتواند غرائزش را بخاطر ارزش هایی که در ذهن دارد به زیر پا بگذارد که مهمترین مثال آن غریزه حب جان است.

نقل قول:
من نمی دانم اخلاقیات الهی چیست ؟ اخلاقمداری نوعی رفتار دگرخواهانه مشعوف کننده  است با اطاعت و تطمیع متفاوت است منظورتان از اخلاق الهی چیست؟  
اخلاق (Ethics) یکی از زیر شاخه های فلسفه است که بطور کلی به مطالعه «درست و غلط بودن» کارها میپردازد. از دیرباز یکی از منابع اخلاق ادیان بوده اند. منظور من از اخلاقیات الهی اخلاقیات دینی است، اخلاقیاتی که از دل دین بیرون میاید و در میان دینداران رایج است.

نقل قول:
لطفا توضیح دهید که چرا فکر می کنید مورچگان اخلاق جمعی ندارند
اخلاق را اگر ناشی از توان ذهنی انسان برای ایجاد تلقی «خوب و بد» نسبت به کارها بدانیم، این چیزی است که در حیوان وجود ندارد، زیرا مثلاً اگر حیوانی شکار میکند کار بدی نمیکند یا اگر از فرزندش مراقبت میکند کار خوبی انجام نمیدهد، زیرا خودش این برداشت را نسبت به عملش ندارد. اما همانگونه که عرض کردم در میان عالمان مسلمان گروهی هستند که معتقدند اعمال حیوانات نیز شامل حسن و قبحی است که نزد خداوند محفوظ است.

_________________
                                                                                                                      ....خــلوت بی مدعـــی،سفـــره ی بی انتـــــظار...



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 خرداد 1391, 00:24 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1044

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
2507 مرتبه in 818 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

سلام

خوب این محبت مادر به فرزند در حیوان هست که غریزیست  ؟ در انسان هم خوب غریزیست این تفاوتش چیست ؟ مادر به خاطر مطالعات علمی یا اخلاقی فهمیده که باید از فرزندش پرستاری کند ؟!! این هم غریزه است دیگر فرقی ندارد .

یا حب جان که فرمودید انسان گاهی برخلاف آن عمل می کند که خیلی از حیوانات این کار را می کنند شما گاومیش ها را نگاه کنید که یکی از اعضای گروه که گیر می کند بقیه از جانشان مایه می گذارند تا از دست شیر برهانندش شما چنین صحنه هایی ندیده اید ؟ انسان این کار را برای هم نوع می کند ؟

شما می توانید بگویید این کارها را انسان اختیاری انجام می دهد و حیوان نه  

اما وقتی بپرسیم که این اختبار را ثابت کن می فرمایید این بحث فلسفیست و جای خود دارد .

می فرمایید اخلاق دو نوع است اخلاق بین انسانها و اخلاق الهی .

ما هم می پرسیم این دومی چیست و فرقش با اولی کدام است  ؟ می فرمایید اخلاق زیر شاخه فلسفه است و اخلاق الهی اخلاق بین دینداران است .

خوب فرقش چیست ؟ هنوز فرقش را نگفتید مثلا امانت داری بین دینداران با بی دینها فرقش چیست ؟ کمک به هم نوع فرقش چیست ؟ از چه جهتی متفاوت است ؟

البته تمام این کنکاش بنده دلیلش این نیست که انسان با حیوان هیچ تفاوتی ندارد بهرجهت انسان موجودی ابزار ساز است و از این جهت تکنولوژی دارد و از این جهت ذهنش فعالتر شده سمبل ساخته و...

من می گویم این تفاوتها انسان را حیوان مجهز و پیشرفته تری کرده همین .

جویا

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ali Parsaei (14 خرداد 1391, 05:12), ramon (16 خرداد 1391, 00:46), looper (10 مرداد 1392, 13:52)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 06:11 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 12 دی 1389, 01:12

پست ها : 1791
تشکر کرده اید: 6275 مرتبه
تشکر شده:
4686 مرتبه in 1480 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

امتیاز: 180

JOOYA نوشته است:
سلام

خوب این محبت مادر به فرزند در حیوان هست که غریزیست  ؟ در انسان هم خوب غریزیست این تفاوتش چیست ؟ مادر به خاطر مطالعات علمی یا اخلاقی فهمیده که باید از فرزندش پرستاری کند ؟!! این هم غریزه است دیگر فرقی ندارد .

یا حب جان که فرمودید انسان گاهی برخلاف آن عمل می کند که خیلی از حیوانات این کار را می کنند شما گاومیش ها را نگاه کنید که یکی از اعضای گروه که گیر می کند بقیه از جانشان مایه می گذارند تا از دست شیر برهانندش شما چنین صحنه هایی ندیده اید ؟ انسان این کار را برای هم نوع می کند ؟

شما می توانید بگویید این کارها را انسان اختیاری انجام می دهد و حیوان نه  

اما وقتی بپرسیم که این اختبار را ثابت کن می فرمایید این بحث فلسفیست و جای خود دارد .

می فرمایید اخلاق دو نوع است اخلاق بین انسانها و اخلاق الهی .

ما هم می پرسیم این دومی چیست و فرقش با اولی کدام است  ؟ می فرمایید اخلاق زیر شاخه فلسفه است و اخلاق الهی اخلاق بین دینداران است .

خوب فرقش چیست ؟ هنوز فرقش را نگفتید مثلا امانت داری بین دینداران با بی دینها فرقش چیست ؟ کمک به هم نوع فرقش چیست ؟ از چه جهتی متفاوت است ؟

البته تمام این کنکاش بنده دلیلش این نیست که انسان با حیوان هیچ تفاوتی ندارد بهرجهت انسان موجودی ابزار ساز است و از این جهت تکنولوژی دارد و از این جهت ذهنش فعالتر شده سمبل ساخته و...

من می گویم این تفاوتها انسان را حیوان مجهز و پیشرفته تری کرده همین .

جویا

جویا


درود بر دوستان عزیز

دائی عزیز عرض ادب و ارادت خدمت شما

تفاوتی که به نظرم رسید خدمتتان عرض می کنم

قدرت بیان کلمات و اسم ها و شناخت معانی کلمات ، تفاوتی است که در این بین وجود دارد و در قرآن هم بدان اشاره شده

چهار خانواده را در 4 نقطه ی زمین متصور شوید

یک خانواده ی چینی ، یک خانواده ی ایرانی ، یک خانواده ی انگلیسی و یک خانواده ی فرانسوی

به هر کدام از اینها یک نوزاد آدم ، یک گوساله ، یک جوجه مرغ و یک بچه گربه تحویل داده شده (یا خودشان دارند)

سه سال میگذرد

بچه ها هر کدام به زبان خاصی سخن می گویند و معنی کلمات را درک می کنند ولی سایر حیوانات فقط صدای خاص خودشان را در می آورند



در سوره بقره آیات 30 و 31 آمده :

خدا] همه [معانى] نامها را به آدم آموخت‏ سپس آنها را بر فرشتگان عرضه نمود و فرمود اگر راست مى‏گوييد از اسامى اينها به من خبر دهيد (۳۱)

گفتند منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم (۳۲)
     
فرمود اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ايشان را از اسماءشان خبر داد فرمود آيا به شما نگفتم كه من

نهفته آسمانها و زمين را مى‏ دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داشتيد مى‏دانم (۳۳)

_________________
رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود...




همیشه نبودنها و نداشتنها عزیز بودند...


افسوس از بودن ها و داشتنهای از یاد رفتنی...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Ali Parsaei به خاطر این پست تشکر کرده اند
zarbolmasal (14 خرداد 1391, 09:33), looper (10 مرداد 1392, 13:53)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 09:30 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 29 بهمن 1390, 21:22

پست ها : 40
تشکر کرده اید: 78 مرتبه
تشکر شده:
60 مرتبه in 29 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: shia

علاقه‎مند به تمدن: تمدن بشری

شعار: هر دانشی را دانایی است.

امتیاز: 3

با سلام، اینکه ما ثابت کنیم جبر داریم یا اختیار، اخلاق دینی داریم یا نه، حسن و قبح ذاتی است یا شرعی، ارتباط مستقیمی با بحث این تاپیک یعنی تفاوتهای انسان و حیوان پیدا نمیکند و گمان میکنم بحث را از محور اصلی منحرف کند.
نقل قول:
خوب این محبت مادر به فرزند در حیوان هست که غریزیست  ؟ در انسان هم خوب غریزیست این تفاوتش چیست ؟
من غریزه را در انسان منکر نشدم. اما آگاهی در انسان بسی فربه تر از غریزه است. انسان آگاه به غریزه خویش و آگاه به آگاهی خویش است.
نقل قول:
یا حب جان که فرمودید انسان گاهی برخلاف آن عمل می کند که خیلی از حیوانات این کار را می کنند شما گاومیش ها را نگاه کنید که یکی از اعضای گروه که گیر می کند بقیه از جانشان مایه می گذارند تا از دست شیر برهانندش شما چنین صحنه هایی ندیده اید ؟ انسان این کار را برای هم نوع می کند ؟
آنکار که گاومیش میکند برآمده از غریزه است و اکثر گاومیش ها در آن موقعیت رفتار مشابهی انجام میدهند. باز هم میگویم من منکر غرائز در انسان نیستم؛ انسان هم میتواند جانش را بر سر غرائزش بگذارد. اما مثلاً یک کمونیست ممکن است جانش را به خاطر اعتقادش فدا کند، یا حلاج جانش را بخاطر گفتن «انا الحق» از دست داد. آیا این رفتار در حیوانات هم دیده میشود یا همه انسانها حاضرند چنین کاری کنند؟
نقل قول:
انسان موجودی ابزار ساز است و از این جهت تکنولوژی دارد و از این جهت ذهنش فعالتر شده سمبل ساخته و...
اگر از دیدگاه بیولوژیک بخواهیم به قضیه نگاه کنیم تفاوتهای انسان و حیوان آنقدر کم میشود که نمیتوان خط مرز مشخصی بین آنها ترسیم کرد.



اینکه انسان حیوانی دیگر است شکی نیست. شباهتهای انسان و حیوان بسیارند. انسان مانند باقی حیوانات میخورد و میاشامد و زادوولد میکند، برقراری ارتباط میکند و.... اما سرّی است که انسان را از دیگر حیوانات متمایز کرده و ما انسان های قرن بیست و یکم پس از ده هزار سال از پاگذاشتن اولین انسان بر روی زمین، این تفاوت را به عینه میبینیم. سؤال این است که انسان چگونه حیوانی است؟ گروهی او را حیوان ناطق نامیده اند، گروهی حیوان اندیشمند، حیوان اخلاقی، حیوان شکرگزار، حیوان گناهکار، حیوان خودآگاه، حیوان ابزارساز، حیوان زباله ساز  و ... اینها همگی بخشی از تفاوتهای انسان و حیوان را بازگو میکنند.

_________________
                                                                                                                      ....خــلوت بی مدعـــی،سفـــره ی بی انتـــــظار...



آخرين ويرايش توسط zarbolmasal on 14 خرداد 1391, 17:14, ويرايش شده در 3.

بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم zarbolmasal به خاطر این پست تشکر کرده اند
Ali Parsaei (14 خرداد 1391, 21:42)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 12:11 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1044

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
2507 مرتبه in 818 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

سلام

علی جان من میمونی به نام واشو را می شناسم که با زبان اشاره با خانواده ای که او را به فرزندی قبول کردند صحبت می کند آن هم در حد 500 کلمه آن هم با ساختن جملات مفهومی .

مانند اینکه میمون خوبی بودم مرا به گردش ببر .

این ویدئو را ببینید

http://www.youtube.com/watch?v=UAJAV0PJmsw

واقعا تفاوت انسان و حیوان برابر با تفاوتهای تکاملیست نه بیشتر و نه از نوع ماهیتی است .

من اگر بخواهم انسان را تعریف کنم می گویم موجودی اجتماعی شده ( نه موجودی اجتماعی ) گمانم این تعریف بیشتر تفاوتهای انسان را از باقی حیوانات توجیح می کند .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
soofia (14 خرداد 1391, 14:32), zarbolmasal (14 خرداد 1391, 15:02), Ali Parsaei (14 خرداد 1391, 21:25), ramon (15 خرداد 1391, 12:06)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 14:56 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 اسفند 1388, 09:54

پست ها : 784
تشکر کرده اید: 1410 مرتبه
تشکر شده:
1884 مرتبه in 653 پست

نام: سوفیا

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: -

وبلاگ: Ancient ir

شعار: -

امتیاز: 54

با سلام به دوستان

فرق انسان و حیوان، روح نامتناهی اوست که او را با نامتناهی پیوند می‌دهد.
کدام حیوان توانسته دغدغه‌ی خودشناسی داشته باشد؟
کدام حیوان تاکنون پرسیده چرا؟
کدام حیوان از آینده سخن گفته است؟
کدام حیوان از نبود و بود خود آگاهی داشته است؟
حیوان موجودی بی‌ذهن است؛ بی‌ذهن یعنی تهی از داده‌ها.
حیوان متعلق به لحظه و در لحظه است؛ نگران آینده نیست و غم گذشته را ندارد.
انسان موجودی در زمان است. زمان‌مند است.
پرسش‌گر بودن انسان، از هستی، مهم‌ترین ویژگی اوست.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soofia به خاطر این پست تشکر کرده اند
zarbolmasal (14 خرداد 1391, 17:27), mohmad41 (15 خرداد 1391, 13:35), looper (10 مرداد 1392, 13:57)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 17:26 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 29 بهمن 1390, 21:22

پست ها : 40
تشکر کرده اید: 78 مرتبه
تشکر شده:
60 مرتبه in 29 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: shia

علاقه‎مند به تمدن: تمدن بشری

شعار: هر دانشی را دانایی است.

امتیاز: 3

JOOYA نوشته است:
واقعا تفاوت انسان و حیوان برابر با تفاوتهای تکاملیست نه بیشتر و نه از نوع ماهیتی است .

باسلام،
به نظرم «تکامل» یکی از نکات کلیدی در بیان تفاوت انسان و حیوان است، اما چه نوع تکاملی، تکامل از میمون به انسان یا تکامل انسان در نوع خود؟
قائل شدن به هرکدام از اینها ناشی از این است که ما اصولاً ماهیتی برای موجودات متصور هستیم یا نه و اگر هستیم، برای انسان در مقابل دیگر حیوانات ماهیت مستقلی قائلیم.

_________________
                                                                                                                      ....خــلوت بی مدعـــی،سفـــره ی بی انتـــــظار...



بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 خرداد 1391, 21:38 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 12 دی 1389, 01:12

پست ها : 1791
تشکر کرده اید: 6275 مرتبه
تشکر شده:
4686 مرتبه in 1480 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: اسلام

وبلاگ: Ancient ir

شعار: شادمانم کن و اندوه مکرر برسان

امتیاز: 180

JOOYA نوشته است:
سلام

علی جان من میمونی به نام واشو را می شناسم که با زبان اشاره با خانواده ای که او را به فرزندی قبول کردند صحبت می کند آن هم در حد 500 کلمه آن هم با ساختن جملات مفهومی .

مانند اینکه میمون خوبی بودم مرا به گردش ببر .

این ویدئو را ببینید

http://www.youtube.com/watch?v=UAJAV0PJmsw

واقعا تفاوت انسان و حیوان برابر با تفاوتهای تکاملیست نه بیشتر و نه از نوع ماهیتی است .

من اگر بخواهم انسان را تعریف کنم می گویم موجودی اجتماعی شده ( نه موجودی اجتماعی ) گمانم این تعریف بیشتر تفاوتهای انسان را از باقی حیوانات توجیح می کند .

جویا


دائی جویا شما باید دست منو بگیری و تجربیاتتو بهم نشون بدی البته اگه به اندازه ی واشو قبولم داری

متاسفانه یک فیل اجازه نداد من این کلیپو ببینم

فیله ترتیبشو داده بود

ولی در خصوصش چیزایی شنیده بودم

نمیدونم شاید روزی من با راه حل به حرفهای شما رسیدم و شما هم با راه حل به حرفهای منی که حرفهام از روی ایده نیستند و از روی حرفهای دیگرانند

دوستدار شما

_________________
رهبران بی رحم تعویض می شوند تا رهبر دیگری بیرحم شود...




همیشه نبودنها و نداشتنها عزیز بودند...


افسوس از بودن ها و داشتنهای از یاد رفتنی...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Ali Parsaei به خاطر این پست تشکر کرده اند
ramon (15 خرداد 1391, 12:07)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 15 خرداد 1391, 14:39 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 آبان 1390, 16:59

پست ها : 626
تشکر کرده اید: 1100 مرتبه
تشکر شده:
1395 مرتبه in 513 پست

نام: محمد

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: http//esmaeil43

شعار: قولو لا اله الا الله تفلحو

امتیاز: 132

بنام خدا

SIZE=3] با سلام به حضور جمیع دوستان شرکت کنندگان در بحث زیبا و مهم

اول باید دقت کنیم  دیگاه اولیه که توسط برادر خوبمان در تفاوت انسان از دیدگاه شهید مطهری (بینشها = گرایشها ) مطرح شده اگر بقیه  مطالب را در ادامه بحث ارائه میدادند یقیننا به تمام  نظرات مطرح شده در بحث پاسخ داده میشد

در تعریف یک پدیده . کلمه . ....از طرف یک فیلسوف دوعامل بسیار مهم است . صادق باشد . فرا گیر باشد (البته استثنائات) نمی تواند باعث رد نظریه باشد . مثل ما میگوئیم در شکل ظاهری انسان موجودی است با سر دو تا دو دست . اگر در خلقت انسانی یک پا و سه دست متولد شد نمی تواند

نقض کلام اولیه باشد .

اما بینشها و دیده گاه انسان نسبت به جهان هستی (جهان بینی ) و نحوه  دریافت پاسخ خای مختص انسان در این بعد شکل میکیرد بطور خلاصه (از کجا امده ام امدنم بهر چه بود       به کجا میروم اخر ننمایی وطنم )

گرایشها : قدرت درک مفاهیم عالیه و حرکت بسوی انها با پیش زمینه سرشت خود (فطرت )


اول باید تعریفی  جامع از بینشها و گرایشها  داشته باشیم (البته فراموش نکنیم تمام وجوه مشترک انسان و حیوان در باب  عزیزه است و عریزه در حیوان و بعضا انسان عامل بقا نسل ان گونه ها ) اما در انسان  عریزه بواسطه این دو عامل کنترل و قانونمند میشود اما در حیوان قابلیت

تکامل و کنترل  وجود ندارد . اعم از مهر مادری . انجام وظایف خاصه (زنبور عسل و موریانه ) غرایض دفاعی که با پیشرفت علم و تحقیق دانشمندان متوجه شدیم که حیوان در مقابل انسان تربیت نشده از نظر غرائز دفاعی هزاران برابر کار امد تر است . ضمنا انسان بواسطه عقل و

جهت دادن به عریزه می تواند در صورت عدم کنترل و بعضا تقویت خوی ددمنشانه خود  بسیار وحشتناک عمل نماید که در دوران معاصر و جنگ جهانی دوم  (هیتلر )گشتار حداقل 50 میلیون انسان بیگناه در مقطع 4 ساله زمانی و .............


اما الزامات زندگی اومانیستی و بحث اقتصاد و زیر بنای اجتماع  چیست؟ همه از مبانی این بحث عنی است .  ضمنا کتاب مقدمه ای بر جهان بینی استاد مشتمل بر 7 مجلد میباشد که انسان و حیوان  اولین مجلد ان میباشد  که بنده مطالعه انرا برای تمام جوانا ن عزیز بسیار مفید به

فایده میدانم که ادرس دانلود ان در همین سایت http://pdf.tarikhema.ir/PDF/4-4/ است که می توانند در صورت نیاز مطالعه نمایند

البته این مباحث بسیار وسیعتر از یک پست میباشد  اما رجوع به کتاب انسان و حیوان بعنوان پایه اول شناخت . امری را برما روشن می نماید . که تعریف  تفاوت انسان و حیوان در بینشها و گرایشها یکی از کاملترین تعاریف موجود در علم فلسفه است

البه فلاسفه محترم . انسان را حیوان ناطق . حیوان تکامل یافته .  حیوانی مسلح به عقل (عقل در اینجا همان عقل محاسبگر است ) . ...... نمودند

_________________
قولو لا اله الا الله تفلحوا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم mohmad41 به خاطر این پست تشکر کرده اند
zarbolmasal (15 خرداد 1391, 21:56)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 10 مرداد 1392, 14:44 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 29 تیر 1392, 04:15

پست ها : 327
تشکر کرده اید: 63 مرتبه
تشکر شده:
524 مرتبه in 244 پست

نام: هادی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشیع

علاقه‎مند به تمدن: اسلامی

وبلاگ: hadigm.blogfa.com

شعار: خودشناسی

امتیاز: 2

باسلام
مهمترین تفاوت انسان با حیوان مسئله " شناخت " است.

آیا حیوانات کتاب می نویسند؟ آیا توانسته اند زندگی خود را تغییر دهند؟

این ها نشانه تفاوت بسیار مهم بین انسان و حیوان است.

اما آیا این دلیل برتری انسان است ؟

چه بسا انسان هایی پست تر از حیوان.

--------------
پس باید ببینیم انسان با قوه تفکر و شناختی که دارد چه می تواند بکند؟

مهمترین کار که یا با اختیار یا بی اختیار بدست می اید اینست که در نهایت انسان می فهمد

که چقدر موجود (اِنی : نویسنده گرامی لطفا به هنگام انتخاب کلمات، از کلمات مورد دار بپرهیزید زیرا در این مکان شایسته آن نیست ) و ضعیفی است .

اگر این مسئله را فهمید و اقرار و تصدیق کرد و هی منم منم نکرد و سرش را پایین انداخت تازه
خلقت و زندگی دوباره او شروع می شود.

شاید در اینجا بتوان گفت که اختیار انسان فقط در اینجاست که قبول کند که « من موجود بسیار ضعیف و جاهلی هستم »

یکی بیاید دستم را بگیرد و هدایت کند. البته همه ما در هنگام سختی ها در درونمان این کار را می کنیم.

------------------

اما مسئله اخلاق نیز از این به بعد فهمیده می شود .

یعنی تازه می فهمم که این همه ادعای اخلاق که داشتم همه اش از روی کبر و خودخواهی و دروغ بوده.

یعنی ترس های خود را با روش های مختلف نشانه اخلاق می نمایاندم.

نیاز خود به دیگران را برعکس می کنم و منت می گذارم که من برای شما این کارها را کرده ام.

و وظایف و واجبات خود را انجام نمی دهم و می رم به دنبال مستحبات و ایثار گری های دروغین.
-------------

آری من پست تر از حیوان هستم .

حیوان نیازهای غریزی ( عاطفی ، شکمی و .. ) خود را با حداقل ممکن انجام می دهد.

فرزند خوار و دیگر خوار نیست.

و ...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 14 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان رستوران ته دیگ