به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


این بخش به دلایل مذهبی، و سیاسی دارای اهمیت و حساسیت بسیار می باشد، لطفا از تهمت زدن به عقاید دیگران بپرهیزید باشد که از رستگاران شوید
http://www.Ancient.ir



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 11 پست ] 
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 29 دی 1390, 03:40 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 مهر 1390, 04:26

پست ها : 583
تشکر کرده اید: 1908 مرتبه
تشکر شده:
1166 مرتبه in 416 پست

نام: دانیال

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: مناظر زیبا را ترجیح می دهم...

شعار: سیاست ما عین دیانت ماست!

امتیاز: 115

بسم الله الرحمن الرحیم

نگاه‌ها به دين‌باوري و دين‌داري متفاوت است. مي‌توان فارغ از هر گونه تعهد و تقيد به دين زندگي کرد. شايد زندگي اين گونه راحت‌تر هم به نظر برسد. شايد انسان‌هاي زيادي را هم ببينيم و بشناسيم که دين و باورهاي آن را به راحتي رد مي‌کنند و يا حتي دين‌داري و دين داران را مسخره مي‌کنند.

راه ديگر آن است که اصلا به اين گونه مسائل فکر نکنيم. زندگي خود را بگذرانيم و به سؤالاتي که گهگاه درباره خدا، جهان ديگر و ساير مسائل مانند آن به ذهن ما مي‌آيد توجه نکنيم. شايد افراد اين گونه را هم ديده باشيد. آنان تابع فضاي جامعه هستند. اگر افراد جامعه دين دار باشند، آنان ظاهر خود را با دين‌داران هماهنگ مي‌کنند و اگر در جامعه‌اي که بي‌ديني بر آن غالب است، زندگي کنند، بي‌دين هستند. البته دين‌داري و بي‌ديني آنان، از روي فکر و تحقيق نيست؛ بلکه براي همرنگ شدن با جماعت است. شايد آنان گمان مي‌کنند که اين موضوعات ارزش فکر کردن را نداشته باشد. ديدگاه شما کدام است؟

در مقابل عده‌اي هم هستند که حاضرند جان خود را به خاطر دين فدا کنند. اين افراد سعي مي‌کنند که خواب، خوراک، کار و تمام زندگي خود را مطابق دستورات ديني تنظيم کنند. به نظر شما چه بايد کرد؟ کار درست چيست؟ آيا واقعا اعتقادات ديني، باورهاي خرافي هستند يا گزارش‌ها و دستوراتي هستند که حقايق عالم و راه رسيدن به سعادت را نشان مي‌دهند؟

به نظر مي‌رسد انکار عقايد ديني بدون تحقيق و بررسي نادرست و خطرناک است؛ زيرا اگر واقعا دين‌داري تنها راه رسيدن به سعادت باشد، چنين فردي خود را به دست خود به جهنم وارد کرده است. در اين مورد نبايد شتاب زده عمل کرد. انکار يا نادرست شمردن يک دين يا يک اعتقاد تنها بدين جهت که به نظر ما درست نيست، کاري عاقلانه نيست. تا زماني که خوب بررسي و تحقيق انجام نداده‌ايم، اين احتمال وجود دارد که ما اشتباه فهميده باشيم يا به عمق مطلب نرسيده باشيم.

احتمالا شما هم مثل من، در زندگي خود با مواردي روبرو شده‌ايد که در ابتدا گمان مي‌کرديد که فلان مطلب درست است؛ اما بعد از مدتي معلوم شد که آن مطلب درست نبوده يا مطالبي جديد درباره آن فراگرفتيد که ديدگاه شما را دچار تغيير کرد. بنابراين در صورتي مي‌توان يک دين را نفي کرد که با دلايل کاملا روشن به نادرستي آن پي برده باشيم.

به نظر من توجه نکردن به اين گونه سؤالات نيز، عاقلانه نيست؛ زيرا فرار کردن از واقعيت است. راه حل يک مسأله، پاک کردن صورت مسأله نيست. سرنوشت ما مهم‌ترين بحث زندگي ماست. انديشيدن درباره اين که چگونه زندگي کنيم و از چه راهي مي‌توانيم به زندگي مطلوب و دلخواه برسيم، کاري عاقلانه است و بي توجهي به اين مسأله، ممکن است، باعث پشيماني و ضررهاي غير قابل جبران شود.

عقل مي‌گويد بررسي عقايد ديني، احتمال دارد در سرنوشت من مؤثر باشد. اين احتمال هر چند اندک باشد؛ اما چون در مورد سرنوشت من است، بسيار مهم است. اگر به ما گفته شود که فلان غذا احتمالا مسموم شده است، هر چند احتمال آن اندک باشد؛ اما چون زندگي و سلامتي براي ما مهم است، از خوردن آن خودداري مي‌کنيم.

ادعاي پيامبران اين است که در صورت پيروي کردن از تعاليم آنان، به سعادت ابدي مي‌رسيد. سعادتي که برتر از تصور انسان‌ها است و اگر به دين پشت کنيد و تابع هوا و هوس‌هاي خود باشيد، بدبختي ابدي ـ نه يک سال و دو سال؛ بلکه بي پايان ـ در انتظار شما خواهد بود. نمي‌توان کسي را عاقل دانست که به اين احتمال توجه نکند. عاقل دورانديش است و به امور ظاهري و منافع امروزي اکتفا نمي‌کند؛ بلکه اگر بداند که با سختي کشيدن مي‌تواند به سود بيشتر و دائمي‌تري برسد، آن سختي‌ها را تحمل مي‌کند.

فردي بي دين براي گفت و گو به نزد امام رضا (ع) آمد. امام (ع) به او فرمود: «اي مرد! اگر آن چه شما مي‌گوييد درست باشد (و خداوند و بهشت و جهنمي در کار نباشد) ـ در حالي که حققيت اين گونه نيست ـ نتيجه کار ما با شما مساوي است و نماز، روزه، زکات و اقرار به خدا به ما ضرري نمي‌زند؛ اما اگر عقايد ما درست باشد ـ که چنين است ـ آيا شما ( به خاطر بي ديني) هلاک نشده‌ايد و ما نجات يافته‌ايم؟ مرد بي‌دين که جوابي نداشت، ساکت شد.


---------------------------------------------------------------
کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران، دارالکتب الاسلامية، 1365ش، ج 1، كِتَابُ التَّوْحِيدِ، بَابُ حُدُوثِ الْعَالَمِ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ، ح3، ص78.

منبع : dingostar.com


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم Dani به خاطر این پست تشکر کرده اند
ana (5 بهمن 1390, 12:20)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 5 بهمن 1390, 10:14 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 25 خرداد 1390, 10:31

پست ها : 703

محل سکونت: شیراز
تشکر کرده اید: 1116 مرتبه
تشکر شده:
1362 مرتبه in 513 پست

نام: وحيد

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: آزادگی و محبت

علاقه‎مند به تمدن: تاريخ معاصر ايران و جهان

شعار: هر ملتي شايسته‌ي حكومتي است كه بر او حكم فرمايي مي كند .

امتیاز: 39

دني جان
كليات مطلبتان را پسنديدم . مطمئنا هر كس بايد دورنماي زندگي خود را ببيند و هدف نهايي خود را از كارهايش مشخص كند و عقلا آن را براي خود حلاجي كند . تنها دو ايراد به نظر بنده در سخنان شما وجود داشت :

1- فرموده ايد : عقل مي‌گويد بررسي عقايد ديني، احتمال دارد در سرنوشت من مؤثر باشد. اين احتمال هر چند اندک باشد؛ اما چون در مورد سرنوشت من است، بسيار مهم است. اگر به ما گفته شود که فلان غذا احتمالا مسموم شده است، هر چند احتمال آن اندک باشد؛ اما چون زندگي و سلامتي براي ما مهم است، از خوردن آن خودداري مي‌کنيم.
اين سخن كه هر كس به اندك احتمالي بايد از انجام يك كار خود داري كند ، در اين روزگار انفجار اطلاعات منطقي نيست . در مورد هر كاري مطمئنا نظرات منفي و مثبت وجود دارد و اگر ما بخواهيم صرف احتياط ، به هر توصيه و احتمال ضعيفي ارزش دهيم ، زندگي را براي ما نامقدور خواهد كرد .

2-  حديثي كه ذكر كرديد ، (اگر حديث بودنش صحيح باشد و مجعول نباشد ) استدلالي به غايت سست است . شخصي هم كه قائل به قمه زدن است بيايد و بگويد كه شما قمه بزن ، يا ثواب مي بري يا ضرر نمي كني ! اتلبته اين براي مثال بود و خيلي محدوديتها را ما مي توانيم بر زندگي خود اعمال كنيم و بگوييم يا ثواب مي بريم يا ضرري نخواهيم كرد ! آيا اين محدوديتهاي تحميلي مي تواند ما را به رشد برساند ؟ آيا مي توان قبل از اثبات چيزي ، قيود و محدوديتهاي آن را به نفس تحميل كرد ؟ آيا اگر يك مرتاض هم چنين چيزي را در مورد رياضتهاي خود به ما بگويد ، ما نيز براي احتياط مرتاض خواهيم شد ؟

در هرحال به زعن من استدلالهي شما بيشتر از سر احتمال بودند و قطعيت نداشتند .
موفق باشيد .

_________________
مانده پاي آبله از راه دراز ...... بر در دهكده مردي تنها
دســــــت او بـــــــــــر در ...... مـــــي گويــــــــــد با خود
غم اين خفته‌ي چند ........ خواب در چشم ترم مي شكند


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم goldoost به خاطر این پست تشکر کرده اند
keylid (6 بهمن 1390, 03:53)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 6 بهمن 1390, 23:17 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 22 مرداد 1390, 12:49

پست ها : 332
تشکر کرده اید: 119 مرتبه
تشکر شده:
179 مرتبه in 114 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایلامیان

وبلاگ: Ancient ir

شعار: در پی حقیقت باش و از آن نترس

امتیاز: 2

dani نوشته است:
بسم الله الرحمن الرحیم






فردي بي دين براي گفت و گو به نزد امام رضا (ع) آمد. امام (ع) به او فرمود: «اي مرد! اگر آن چه شما مي‌گوييد درست باشد (و خداوند و بهشت و جهنمي در کار نباشد) ـ در حالي که حققيت اين گونه نيست ـ نتيجه کار ما با شما مساوي است و نماز، روزه، زکات و اقرار به خدا به ما ضرري نمي‌زند؛ اما اگر عقايد ما درست باشد ـ که چنين است ـ آيا شما ( به خاطر بي ديني) هلاک نشده‌ايد و ما نجات يافته‌ايم؟ مرد بي‌دين که جوابي نداشت، ساکت شد.


---------------------------------------------------------------
کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، تهران، دارالکتب الاسلامية، 1365ش، ج 1، كِتَابُ التَّوْحِيدِ، بَابُ حُدُوثِ الْعَالَمِ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ، ح3، ص78.

منبع : dingostar.com


دانی عزیز ...

این استدلال درباره هر نوع گرایش دیگری نیز صدق می کند!... یعنی اینکه یک بت پرست یا مسیحی و یا یهودی و یا بودایی نیز می  تواند بر اساس این استدلال از شما بخواهد برای محکم کاری هم که شده کار آنهارا انجام دهی ... قاعدتا این استدلال  نمی تواند درست باشد ... البته چون آنرا به امام منصوب کرده اند(مرجع موثقی نگفتی ) ما حتما باید در برابر این گفتار سکوت کنیم ... با آن شخصیتی که از آن امام برایمان گفته اند ایشان نمی توانسته چنین استدلال سستی کنند ...

_________________
ايران من تمدني 7000 ساله دارد... ايران من محدود به دوره 2500 ساله نيست ...
لطفا کساني که تمدنشان 2500 ساله است خودشان را نماينده همه ندانند
هر ملتي گذشته افتخار آميز دارد ...
اگر ملتي هم گذشته اي نداشته باشد حتما آينده اي درخشان دارد ...
من هم به تمدن خودم و هم به تمدن ملتهاي ديگر احترام مي گذارم ...
ولي آنرا نمي پرستم


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 8 بهمن 1390, 15:16 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 مهر 1390, 04:26

پست ها : 583
تشکر کرده اید: 1908 مرتبه
تشکر شده:
1166 مرتبه in 416 پست

نام: دانیال

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: مناظر زیبا را ترجیح می دهم...

شعار: سیاست ما عین دیانت ماست!

امتیاز: 115

سلام...ببخشید دیر جواب میدم.....یه پرسش در تاپیک خداپرستان مطرح کردی فرصت نداشتم پاسخ بدم(امتحانات پشت به پشت).....آقای کلید عزیز و گلدوست عزیز.....امام رضا ع در جواب فردی بی دین چنین حرفی زدند....کسی که اصلا پرستش رو هم قبول نداره حالا چه بت باشه چه خدا و چه شیطان....قطعا اگر فردی مسیحی چنین حرفی میزد ایشان پاسخ در خور فهم یک مسیحی به او میدادن.......

در باب اینکه اصلا اصل این استدلال سست است باید بگم چنین نیست.....چطور کاری غیر عقلی مثل قمه زنی رو با این استدلال مقایسه میکنید.....پاسخ ایشون کاملا عقلی و در خور فهم یک بی دین و بی خدا بود و نه مواردی که شما مطرح کردید.....ممنون

یاعلی


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 8 بهمن 1390, 01:09 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 تیر 1390, 12:20

پست ها : 432

محل سکونت: تبریز
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
745 مرتبه in 296 پست

نام: مهرپویا

یکتاپرست: نخیر

علاقه‎مند به تمدن: غرب امروز, شرق دیروز

شعار: هیچ گاه هیچ چیز را یقین مپندار.

امتیاز: 51

dani نوشته است:
(امتحانات پشت به پشت).....


شما هم که به درد من مبتلا هستید!
dani نوشته است:
سلام...ببخشید دیر جواب میدم.....یه پرسش در تاپیک خداپرستان مطرح کردی فرصت نداشتم پاسخ بدم(امتحانات پشت به پشت).....آقای کلید عزیز و گلدوست عزیز.....امام رضا ع در جواب فردی بی دین چنین حرفی زدند....کسی که اصلا پرستش رو هم قبول نداره حالا چه بت باشه چه خدا و چه شیطان....قطعا اگر فردی مسیحی چنین حرفی میزد ایشان پاسخ در خور فهم یک مسیحی به او میدادن.......

در باب اینکه اصلا اصل این استدلال سست است باید بگم چنین نیست.....چطور کاری غیر عقلی مثل قمه زنی رو با این استدلال مقایسه میکنید.....پاسخ ایشون کاملا عقلی و در خور فهم یک بی دین و بی خدا بود و نه مواردی که شما مطرح کردید.....ممنون

یاعلی

شما فرض کنید من همان بی دین بودم!چه اصراری دارید که دو احتمال را در نظر بگیرید؟یعنی 1.یا دین درست هست که در این صورت خوشبخت می شویم.2.یا نادرست هست که در این صورت دین دار زیانی نمی بیند...
این دسته بندی درست نیست.من گزینه های زیادتری می آورم:یک نمونه اینکه دین درست و به حق باشد اما خداوند آن قدر بی منطق نباشد که کسی را صرفا به خاطر بی دینی به جهنم بیاندازد.
یا گزینه ی بدتر اینکه اصلا خدا دین دار را به جهنم بیاندازد و بی دین را به بهشت بفرستد!

_________________
زندگی خوب آن زندگی است که از عشق سرچشمه گرفته و با دانش هدایت شود.(برتراند راسل_چرا مسیحی نیستم؟)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 12 بهمن 1390, 20:53 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 9 شهریور 1389, 23:40

پست ها : 791
تشکر کرده اید: 474 مرتبه
تشکر شده:
1758 مرتبه in 588 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام/تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اسلام ايراني

وبلاگ: Ancient ir

شعار: با دوستان مروت با دشمنان مدارا

امتیاز: 88

به نام حق
با اجازه از دنی عزیز نکاتی را در پاسخ به دوستان گرامی عرض می کنم.
((این استدلال درباره هر نوع گرایش دیگری نیز صدق می کند!... یعنی اینکه یک بت پرست یا مسیحی و یا یهودی و یا بودایی نیز می  تواند بر اساس این استدلال از شما بخواهد برای محکم کاری هم که شده کار آنهارا انجام دهی ... قاعدتا این استدلال  نمی تواند درست باشد ... البته چون آنرا به امام منصوب کرده اند(مرجع موثقی نگفتی ) ما حتما باید در برابر این گفتار سکوت کنیم ... با آن شخصیتی که از آن امام برایمان گفته اند ایشان نمی توانسته چنین استدلال سستی کنند ...))
سلام بر جناب کلید
این نوع استدلال را ما در احادیث شیعی به طور متواتر دیده ایم.در کتاب کیمیای سعادت امام محمد غزالی از قول امام علی نیز چنین استدلالی آمده که اگر واقعا وعده و وعید ادیان صحیح باشد شما بی دینان چه می کنید؟در کتاب کافی از قول امام جعفر صادق نیز چنین مطلبی آمده.ولی تواتر در نقل احادیث به اعتقاد من دلیلی بر صحت آن احادیث نیست.من چون چنین استدلالی را در قران نیز دیده ام این احادیث را می پذیرم.در آیه 10 سوره احقاف چنین مطلبی آمده که((قل اراتم ان کان من عند الله و کفر تم به و شهد شاهد من بنی اسرائیل علی مثله فامن واستکبرتم ان الله لا یهد القوم الظالمین))(احقاف آیه 10)(به من خبر دهید اگر این قران از سوی خدا باشد و شما به ان کافر شوید در حالی که شاهدی از بنی اسرائیل بر ان شهادت دهد و او ایمان آورد و شما استکبار کنید،خداوند گروه ستمکاران را هدایت نمی کند)
  
در این آیه آمده که اگر این قران واقعا از سوی خدای عالم نازل شده باشد چه می کنید؟این استدلال به سبک و سیاق همان استدلال امام رضاست که اگر واقعا وعده بهشت و دوزخ و ...وعده های حقی باشند چه می کنید؟
اتفاقا پاسکال دانشمند معروف نیز چنین مطلبی همانند آنچه قران و ائمه گفته اند،گفته است.پاسکال می گفت یا خدایی و جهان آخرتی وجود دارد که در این میان شما بی دینان ضرر می کنید و ما دینداران سود می بریم.یا وجود ندارد که باز نه ما ضرر می کنیم نه شما زیرا بعد از مرگ ما و شمایی دیگر باقی نمی داند که بخواهیم سود و زیان خود را بررسی کنیم.پس در هر دو حال ما دینداران و معتقدان به خدا ضرر نمی کنیم.

حال می پردازیم به خود مسئله و صحت و سقم این ادعا که آیا اساسا چنین ادعایی حقانیت دینی مانند دین اسلام را به اثبات می رساند؟مسلما نه و همانطور که خودتان توضیح دادید اگر این ادعا حقانیت دین اسلام را به اثبات می رساند باعث حقانیت آیین مسیحیت یهودیت و بودایی و ... نیز می شود.

ولی من فکر می کنم اساسا این سخن قران و امام رضا و دیگر ائمه برای اثبات حقانیت دین اسلام زده نشده بلکه منظور دیگری بیان کنندگان این سخنان دارند.

من فکر می کنم این سخن درست برای اثبات موضوع مورد بحث بیان شده یعنی برای اثبات اینکه آیا بررسی ادیان ضرورت دارد یا نه بیان شده است.برای اثبات اینکه آیا دین امری مهم است یا نه بیان شده است وگر نه پر واضح است که این استدلال دلیل قوی برای حقانیت دینی یا مکتبی نمی باشد.

عده ای از افراد هستند که بدون دلیل و حجت و از روی عناد اساسا توجهی به دین نمی کنند.می گویند چرا باید به سخنان عده ای چوپان که حتی خود هم اذعان داشتند که امی و بی سوادند گوش فرا دهیم؟چرا باید ادعاهای آنها را جدی بگیریم و اساسا ما چه نیازی به مطالعه دقیق ادیان داریم؟این استدلال برای این گونه از افراد بیان شده که توجهی به دین نمی کنند.

در زمان مرحوم دکتر شریعتی نیز بعضی روشنفکران بی دین می گفتند دین باید در زباله دان تاریخ قرار بگیرد ما به دین و توجه بدان و بررسی آن هیچ احتیاجی نداریم.دکتر شریعتی به آنها می گفت حتی اگر دین را امری باطل می دانید حداقل بیایید و آن را بررسی کنید بعد بگویید دین امری باطل است.شما بدون مطالعه دقیق دین اسلام اساسا نمی توانید درک درستی از تاریخ ایران داشته باشید.حداقل برای این امر بیایید و دین را مورد بررسی قرار بدهید و بعد از بررسی دقیق و منصفانه بگویید دین باید در زباله دان تاریخ قرا بگیرد.باید بعد از بررسی دقیق بگویید دین باطل است.

شما ببینید پیامبران چه می گفتند.می گفتند ای انسانها شما برای طی طریق در راه سعادت با مشکلات و دشمنان بسیاری مواجه می شوید.دیوان و ددان و گرگان گرسنه ای در این راه مانع رسیدن شما به سعادت ابدی هستند.در این راه راهزنان بسیاری در کمین شما هستند.یک دشمن قسم خورده ای به نام شیطان دارید که اساسا وظیفه اش گمراهی شماست.حال بیایید و به سخنان ما گوش فرا دهید تا از شر این راهزنان ایمن باقی بمانید.بیایید و به سخنان ما گوش فرا دهید تا ما راه مبارزه با این دشمنان را به شما یاد بدهیم.شما اگر به دستورات ما عمل کنید ما به شما شمشیر و سپر و نیزه ای می دهیم تا بتوانید از خود در مقابل این راهزنان و دیوان محافظت کنید.

حال عده ای می آیند و عناد وار می گویند ما اساسا دوست نداریم به سخنان شما گوش فرا دهیم.جلوی گوش خود را می گیرند تا هیچ چیزی نشنوند.حال این استدلال برای اثبات مهم بودن پیام پیامبران به کار می آید.پیامبر می گوید شما به هر حال این راه را طی خواهید کرد.یا در این راه راهزنان و دیوانی وجود ندارد که هیچ کدام از شما ضرر نکرده اید چه کسانی که به سخنان ما گوش فرا داده اند و چه کسانی که گوش فرا نداده اند ضرری نمی کنند و سودی نیز نمی برند.یا چنین راهزنانی وجود دارند و در این میان کسانی که به سخنان ما گوش فرا داده اند سود می برند و شما هم ضرر می کنید.در ضمن شما نیز نمی توانید اگر این راه را طی کردید و به مشکل برخوردید برگردید.شما یک بار برای همیشه این راه را طی می کنید و اگر پشیمان شدید که چرا به سخنان پیامبران گوش ندادم این پشیمانی هیچ فایده ای برای شما ندارد و شما اسیر دست دیوان و ددان می شوید.مزدی هم ما پیامبران از شما به خاطر رساندن پیام خود نمی خواهیم مزد ما را خدای ما به ما می دهد.

حال این سخن پیامبران اگر مخاطب فکور و دانا داشته باشد حداقل باعث می شود که این مخاطبان به سخنان پیامبر گوش فرا دهند.آن را جدی بگیرند.دین را بررسی کنند و بی دلیل آن را  رد نکنند.بعد از بررسی منصفانه اگر دیدند ادعای پیامبران باطل است آن را رد کنند و اگر دیدند حق است آن را بپذیرند.پس این ادعا دلیلی بر اثبات دینی نیست بلکه اثبات می کند بررسی دین  امری مهم و ضروری است.

((این دسته بندی درست نیست.من گزینه های زیادتری می آورم:یک نمونه اینکه دین درست و به حق باشد اما خداوند آن قدر بی منطق نباشد که کسی را صرفا به خاطر بی دینی به جهنم بیاندازد.
یا گزینه ی بدتر اینکه اصلا خدا دین دار را به جهنم بیاندازد و بی دین را به بهشت بفرستد!))

بحث ما اثبات حقانیت دین نیست.بحث ما این است که آیا بررسی و مطالعه دین امری ضروری است یا نه؟حق یا باطل بودن دین زمانی مطرح می شود که ما به سخنان دین گوش فرا بدهیم و آن را بطور دقیق بررسی کنیم.بحث حق و باطل بودن یک مکتب بدون شناخت آن مکتب و گوش دادن به پیام پیام آور آن مکتب ناممکن است.
اما در مرحله بعد از گوش دادن اگر منصفانه و حقیقت جویانه انسان نتیجه گرفت که دین امری باطل است خوب این دیگر بحثش فرق می کند و من اعتقادات خود را با دلایل درون دینی در باب این انسان با شما قبلا در میان گذشته ام.من معتقدم خداوند بدون دلیل انسانها را راهی جهنم نمی کند و انسان می تواند با خدای خود به بحث بپردازد که چرا فرضا من بی دین بودم.

_________________
همچو آیینه مشو محو جمال دگران/از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز/که پریدن نتوان با پر و بال دگران

علامه اقبال لاهوری


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم miad به خاطر این پست تشکر کرده اند
Dani (12 بهمن 1390, 01:42), goldoost (15 بهمن 1390, 15:37)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 12 بهمن 1390, 22:18 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 8 بهمن 1390, 14:12

پست ها : 20
تشکر کرده اید: 28 مرتبه
تشکر شده:
8 مرتبه in 6 پست

نام: علی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: زندیه

شعار: راست باز و پاک باز و امیر باش

امتیاز: 0

اینشالله تابستون می ام مفصل در این مورد میگم ..... اما در کل هر دو اره اونم از نوع صد در صد

_________________
کسی که ندونه برای چی فکر می کنه همون بهتر فکر نکنه تا به نتیجه غلط نرسه!


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 بهمن 1390, 12:18 
آفلاين
کاربرویژه
کاربرویژه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 تیر 1390, 12:20

پست ها : 432

محل سکونت: تبریز
تشکر کرده اید: 487 مرتبه
تشکر شده:
745 مرتبه in 296 پست

نام: مهرپویا

یکتاپرست: نخیر

علاقه‎مند به تمدن: غرب امروز, شرق دیروز

شعار: هیچ گاه هیچ چیز را یقین مپندار.

امتیاز: 51

miad نوشته است:
به نام حق

بحث ما اثبات حقانیت دین نیست.بحث ما این است که آیا بررسی و مطالعه دین امری ضروری است یا نه؟حق یا باطل بودن دین زمانی مطرح می شود که ما به سخنان دین گوش فرا بدهیم و آن را بطور دقیق بررسی کنیم.بحث حق و باطل بودن یک مکتب بدون شناخت آن مکتب و گوش دادن به پیام پیام آور آن مکتب ناممکن است.


اتفاقا بحث بر سر حقانیت یا عدم حقانیت دین هست.اشاره ی من بیشتر به حدیثی بود که در آخر نوشته از امام رضا نقل شده است.اگر دقت کنید می گوید:فردی بی دین به نزد امام رضا رفت...فرد بی دین دینی را نپذیرفته است که بخواهد درباره ی آن بیشتر پژوهش کند.می خواهد حقانیت دین را بسنجد.
miad نوشته است:
اما در مرحله بعد از گوش دادن اگر منصفانه و حقیقت جویانه انسان نتیجه گرفت که دین امری باطل است خوب این دیگر بحثش فرق می کند و من اعتقادات خود را با دلایل درون دینی در باب این انسان با شما قبلا در میان گذشته ام.من معتقدم خداوند بدون دلیل انسانها را راهی جهنم نمی کند و انسان می تواند با خدای خود به بحث بپردازد که چرا فرضا من بی دین بودم.

ایراد نخست:شما در یک جا گفتید که :[...دین اسلام بها و قیمتی که به دنیای آخرت داده به این دنیا نداده است.دنیا در دین اسلام تابع آخرت است یعنی دین اسلام دنیا را برای آخرت می خواهد نه برای خود دنیا.بنابراین سعادتی که ادیان آن را به ما وعده داده اند سعادت دنیوی نیست بلکه سعادت اخروی است. ...](در تایپیک "آیا تاریخ مصرف ادیان تمام شده است؟").
این سخن شما و سخن فعلی با یکدیگر از دید مفهومی تناقض پیدا می کنند.چون اگر ما بپذیریم دین بیشتر برای آخرت است در نتیجه انسان بی دین باید در آخرت دچار زیان شود نه در دنیا چون یک انسان دین دار ممکن است تنها برای به دست آوردن آخرت محدودیت هایی برای خود در دنیا قائل شود که انسان بی دین لزومی برای آن نمی بیند.یک بی دین نیازی نیست سالی یک ماه تحمل گرسنگی بکند نیازی نیست هر صبح خروس خوان با زحمت از خواب بیدار شده رو به شهر مکه خم و راست شود و... .پس انسان بی دین دنیا را به دست آورده است.
از یک طرف طبق گفته ی شما در این تایپیک انسان بی دین اگر با اندیشیدن دین را کنار بگذارد دچار عذاب اخروی نمی شود...پس انسان بی دین آخرت را از دست نداده است.
بنابراین نتیجه می گیریم که سر دین داران کلاه رفته است!
ایراد دوم به سخنان شما خود قرآن هست.
1.وَ مَن یبتَغِ غَیرَ الإِسلاَمِ دِینًا فَلَن یقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فی الاخِرَهِ مِنَ الخَاسِرِینَ  آل عمران 3 : (هر كس از دینی بجز اسلام تبعیت كند آن دیانت هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در دنیای بعد او در بین زیانكاران خواهد بود )
2.الیوم أََكمَلتُ لَكُم دینكم و أتمَمتُ عَلَیكُم نعمَتِی وَ رَضیتُ لَكُمُ الإِسلاَمَ دینًا  مائده 5: (الیوم من دین شما را برایتان كامل كرده ام و حد نعمتها را بر شما تمام نموده ام و رضایت من در این است كه اسلام دین شما باشد )
این هم که یک بار فرمودید اسلام به معنای تسلیم شدن است نه دین درست نیست.چون اولا در جمله های دیگری از کتاب قرآن که واژه ی اسلام مسلم و...به کار برده شده است این واژه در کنار دین نیامده است.و به این نکته هم توجه بفرمایید که خود واژه ی اسلام صرف نظر از اسم خاص که برای یک دین به کار میرود در زبان عربی معنا و کاربرد جداگانه دارد.(برای این قسمت از مطالب این وبلاگ کمک گرفتم:
http://anjoman-eslamieh.blogfa.com/post-5.aspx
دوم اینکه به فرض اسلام به معنای تسلیم شدن باشد باز هم یک انسان بی خدا تسلیم نشده است چون خدا را نپذیرفته که بخواهد دربرابر او تسلیم شود.

_________________
زندگی خوب آن زندگی است که از عشق سرچشمه گرفته و با دانش هدایت شود.(برتراند راسل_چرا مسیحی نیستم؟)


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 بهمن 1390, 17:15 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 9 شهریور 1389, 23:40

پست ها : 791
تشکر کرده اید: 474 مرتبه
تشکر شده:
1758 مرتبه in 588 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام/تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اسلام ايراني

وبلاگ: Ancient ir

شعار: با دوستان مروت با دشمنان مدارا

امتیاز: 88

به نام حق
((اتفاقا بحث بر سر حقانیت یا عدم حقانیت دین هست.اشاره ی من بیشتر به حدیثیبود که در آخر نوشته از امام رضا نقل شده است.اگر دقت کنید می گوید:فردی بی دین به نزد امام رضا رفت...فرد بی دین دینی را نپذیرفته است که بخواهد درباره ی آن بیشتر پژوهش کند.می خواهد حقانیت دین را بسنجد.))

ما به جای اینکه بیاییم و اینگونه بررسی کنیم باید به عقل خودمان مراجعه کنیم و بگوییم که آیا چنین استدلالی حقانیت دین اسلام را به اثبات رسانده است یا نه؟من که فکر نمی کنم چنین استدلالی بتواند حقانیت دینی را به اثبات برساند بلکه معتقدم این استدلال قادر است که به انسان بقبولاند که دین یک امر مهمی است و توجه و بررسی آن ضروری است.

از طرفی معلوم است که باید روی این سخن و استدلال با بی دینان باشد.آیا بی دینان نیاز به پژوهش و تحقیق در امر دین ندارند؟این استدلال می تواند امنیت خاطر را از بی دینان بستاند و آنها را به جنب و جوش وادارد که بروند و در امر دیانت تحقیق کنند ولی برای دینداران این استدلال امنیت خاطر می آورد زیرا در هر حالت آنها ضرر نمی کنند.

((این سخن شما و سخن فعلی با یکدیگر از دید مفهومی تناقض پیدا می کنند.چوناگر ما بپذیریم دین بیشتر برای آخرت است در نتیجه انسان بی دین باید درآخرت دچار زیان شود نه در دنیا چون یک انسان دین دار ممکن است تنها برایبه دست آوردن آخرت محدودیت هایی برای خود در دنیا قائل شود که انسان بیدین لزومی برای آن نمی بیند.یک بی دین نیازی نیست سالی یک ماه تحمل گرسنگیبکند نیازی نیست هر صبح خروس خوان با زحمت از خواب بیدار شده رو به شهرمکه خم و راست شود و... .پس انسان بی دین دنیا را به دست آورده است.))

من در اینجا هیچ تناقضی را نمی بینم.زیرا تعریف من از دنیا و آخرت با تعریف شما از دنیا و آخرت کاملا متفاوت است.
اینکه می گویید انسان بی دین باید در اخرت دچار زیان شود نه در دنیا منظورتان از آخرت و دنیا چیست؟من فکر می کنم مفهوم آخرت در ذهن شما چیزی جز زندگی بعد از مرگ نیست.در آن تایپیک((آیا تاریخ مصرف ادیان تمام شده است؟)) هم من با تبعیت از درک و دریافت شما از مفاهیم دنیا و آخرت،دنیا را زندگی قبل از مرگ و آخرت را زندگی بعد از مرگ تعریف کردم و بعد در باب اینکه آیا دین می تواند سعادت این دنیایمان را از لحاظ اجتماعی سیاسی و جامعه تضمین کند یا نه گفتم نه دین چنین چیزی را تضمین نمی کند.نگفتم دین مانع رسیدن ما به سعادت دنیوی است بلکه گفتم دین سعادت دنیوی ما را تضمین نمی کند.یعنی ازین لحاظ هیچ تفاوتی میان یک دیندار و بی دین نیست.یک دیندار و بی دین از لحاظ زندگی دنیوی با هم برابرند و هر کس ازین دو گروه بیشتر از عقل خود بهره برد او می تواند زندگی دنیوی بهتری داشته باشد پس تضادی در این میان وجود ندارد.

ولی درک کلی من از مفهوم دنیا و آخرت این است آخرت باطن دنیا است.طبق این تعریف بهشت و جهنم در این دنیا نیز برپاست ولی یک دیده باطن بینی نیاز است تا این بهشت و جهنم دیده شود.یعنی جهنمیان در همین دنیا نیز در جهنمند و بهشتیان در همین دنیا در بهشتند.ولی تفاوتی که دنیا با آخرت دارد این است که عاقبت کار جهنمیان و بهشتیان هنوز در این دنیا مشخص نشده است.یعنی کسی که در حال حاضر به خاطر یک عمل صالح در این دنیا در بهشت است ممکن است با انجام یک عمل زشت بهشت را بفروشد و راهی جهنم شود.و یا کسی که با انجام اعمال زشت در این دنیا در جهنم است ممکن است با یک توبه واقعی راهی بهشت شود.بنابراین ما هم اکنون نیز با اعمال و رفتارمان در بهشت یا جهنم قرار داریم.

حال کسی که در باطن کور و کر و لال است به واقع در آخرت نیز کور و کر و لال خواهد بود.کسی که باطنی زشت و تاریک داشته باشد در آخرت نیز زشت و تاریک خواهد بود و کسی که باطنش با خدا نباشد در آخرت نیز با خدا نخواهد بود و راهی جهنم می شود و ...
و اینکه می گوییم دنیا تابع آخرت است چنین معنایی دارد.این جمله نمی گوید دنیا جدای از آخرت است بلکه می گوید تابع آخرت است.یعنی ما برای رسیدن به سعادت اخروی خود باید باطن خود را آباد سازیم.و باطن هم بستگی تام و تمامی به اعمال و رفتار ظاهری ما دارد و این اعمال و رفتار ظاهری بر باطن ما تاثیر مستقیمی می گذارد.

در قران آیه فوق العاده عجیبی وجود دارد که به همین موضوع اخیر اشاره دارد((ان الذین یاکلون اموال الیتمی ظلما انما یاکلون فی بطونکم نارا و سیصلون سعیرا))(همانا کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و جور می خورند آنان در حقیقت در شکم خود آتش فرو می برند و زود باشد که در آتش فروزان دوزخ بیفتند)(نساء10)مفهوم این آیه این است که اعمال و رفتار ما بر باطن ما اثر می گذارد و این باطن ما همان آخرت ماست.بطوری که فرضا اگر کسی مال یتیمی را به ظلم بخورد این عمل بر باطنش اثر می گذارد و درونش پر از آتش می شود و این آتش نیز به همراه اوست تا زمانی که آخرت فرا برسد و او وارد آتش دوزخ شود.

اما اینکه می گویید یک بی دین نیازی نیست سالی یک بار تحمل گرسنگی بکشد و یا صبح ها نماز بخواند ولی یک دیندار مجبور است چنین کارهایی انجام بدهد بنابراین بی دین  دنیا را بدست آورده و دیندار از دست داده من درک دیگری ازین موضوع دارم.

بحث بر سر این بود که پیامبران می گفتند در راه سعادت انسان راهزنان و دیوانی وجود دارند و مردم را دعوت می کردند که حداقل به سخنان انها گوش فرا دهند.حال یک انسان سخنان پیامبر را درک نمی کند و وجود راهزن و دیو را منکر می شود و سخنان انبیا را باطل تلقی می کند.در نتیجه این انسان بی دین نیازی نمی بیند به توصیه های انبیا((نماز و روزه و ذکات و ...))گوش فرا دهد و به آن توصیه ها عمل کند.ولی یک انسان هم می آید سخنان انبیا را می پذیرد و وجود راهزن و دیو را در درون خود احساس می کند.یعنی این انسان با گوش دادن به سخنان انبیا به این نتیجه می رسد که واقعا او تا به حال اسیر دست دیوان و راهزان بوده است.این انسان در می یابد که در بند شیاطین بوده و خود خبر نداشته.حال پیامبر به او می گوید برای آزادی از دست این شیاطین به سپر و نیزه و شمشیر محتاج است تا با این شیاطین بجنگد.این سپر و نیزه و شمشیر چیزی جز نماز و روزه و ذکات نیستند.و این انسان با نماز و روزه و ذکات به جنگ با شیاطین درونی و راهزان راه سعادت می رود.حال این انسان می بایست نماز و روزه را قدر بداند و این طور پیش خود بگوید که اینها عوامل آزادی روح من هستند.

ولی یک بی دین نیز خود را اسیر و در بند نمی داند.معتقد نیست که راهزنانی وجود دارند و یا معتقد است که راهزنانی وجود دارند ولی او احتیاجی به نیزه و شمشیر و سپر ندارد و خود می تواند با عقل و ذهن خود با این راهزنان و دیوان مبارزه کند.این انسان اگر راهزنانی به واقع وجود داشته باشند ضرر می کند و ما دینداران معتقدیم که انسان به تنها نمی تواند با این راهزنان مبارزه کند.نیاز به یک نیروی درونی دارد تا بتواند با این راهزنان مبارزه دارد.

اما نسبت اعمال و رفتار دینداران ((نماز و روزه و ...))با دنیا چیست؟همانطور که قبلا گفتم دین برای آبادی آخرت ما آمده و آخرت ما هم چیزی جز باطن ما نیست.حال اگر انسان بتواند با یک سری اعمال بر باطن خود تاثیر مثبت بنهد باطن این انسان بر ظاهر او که همان دنیا او باشد تاثیر مثبت خواهد نهاد.

برای درک این موضوع این غزل مولانا را با دقت مورد مطالعه قرار بدهید
((خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار/خوی من کی به شود بی روی خوبت ای نگار
بی تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب/با تو هستم چون گلستان خوی من خوی بهار
بی تو بی عقلم ملولم هر چه گویم کژ شود/من خجل از عقل و عقل از نور رویت شرمسار
آب بد را چیست درمان باز تا جیحون شدن/خوی بد را چیست درمان باز دیدن روی یار
چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی بر مگیر/گر ز تو گیرد کناره ور تو را گیرد کنار))

مولانا در ابن غزل فوق العاده زیبا می گوید من خوی بد دارم ملول هستم و این ملولی من را مانند زمستان کرده که خلق را آزار می دهد.یک انسان ملول مسلما دنیای خوبی نخواهد داشت.حال این ملولی چطور باید درمان پذیرد؟چه کسی ملول است؟مولانا می گوید کسی که ((بی اوست))ملول خواهد بود.کسی که از نگار خود دور باشد ملول خواهد بود.خوی بد یک انسان تنها با دیدن روی نگار درمان می پذیرد همانطور که یک آب کدر و کثیف با پیوند به دریای بی کران زلال و پاک می شود.

این سخن چه درسی به ما می دهد؟به ما این درس را می دهد که باطن یک انسان بر ظاهرش تاثیر می گذارد.کسی که باطنا ملول و خسته و غمگین و رنجور باشد بالاخره دنیای خوبی نخوهد داشت.رفع ملالت باطنی باعث می شود انسان خویش بهتر و روحش پاکیزه تر و اساسا باطنش شاد شود.و این شادی بر زندگی دنیوی او تاثیر مثبت خواهد نهاد.خوی بد مانند زمستان است که مردم ازان دوری می جویند ولی خوی خوب مانند گلستان است که مردم به طرف آن جذب می شوند.برای رفع ملالت مولانا راهکاری بهتر از دوستی با یار ندارد.باز دیدن روی یار تنها می تواند خوی بد ما را درمان سازد.و وقتی خوی بد ما درمان شد یعنی باطن ما درمان شده است و وقتی باطن ما درمان شد یعنی آخرت ما درمان شده است و بدین سبب دنیای ما نیز درمان می پذیرد و دنیای بهتری خواهیم داشت.نماز چیزی جز اتصال با خدای بی نهایت نیست.چیزی جز ارتباط با نگار خود نیست.این ارنباط بر باطن انسان تاثیر مثبت خواهد نهاد و این تاثیر مثبت باعث می شود انسان زندگی دنیوی بهتری داشته باشد.این است رابطه میان دنیا و اخرت
ادامه دارد...

_________________
همچو آیینه مشو محو جمال دگران/از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز/که پریدن نتوان با پر و بال دگران

علامه اقبال لاهوری


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 بهمن 1390, 18:05 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 9 شهریور 1389, 23:40

پست ها : 791
تشکر کرده اید: 474 مرتبه
تشکر شده:
1758 مرتبه in 588 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام/تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اسلام ايراني

وبلاگ: Ancient ir

شعار: با دوستان مروت با دشمنان مدارا

امتیاز: 88

((.وَ مَن یبتَغِ غَیرَ الإِسلاَمِ دِینًا فَلَن یقبَلَ مِنهُ وَ هُوَ فیالاخِرَهِ مِنَ الخَاسِرِینَ  آل عمران 3 : (هر كس از دینی بجز اسلامتبعیت كند آن دیانت هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و در دنیای بعد او دربین زیانكاران خواهد بود )
2.الیوم أََكمَلتُ لَكُم دینكم و أتمَمتُعَلَیكُم نعمَتِی وَ رَضیتُ لَكُمُ الإِسلاَمَ دینًا  مائده 5: (الیوم مندین شما را برایتان كامل كرده ام و حد نعمتها را بر شما تمام نموده ام ورضایت من در این است كه اسلام دین شما باشد )
این هم که یک بار فرمودید اسلام به معنای تسلیم شدن است نه دین درستنیست.چون اولا در جمله های دیگری از کتاب قرآن که واژه ی اسلام مسلمو...به کار برده شده است این واژه در کنار دین نیامده است.و به این نکتههم توجه بفرمایید که خود واژه ی اسلام صرف نظر از اسم خاص که برای یک دینبه کار میرود در زبان عربی معنا و کاربرد جداگانه دارد))

((و من احسن دینا ممن اسلم وجهه لله و هو محسن واتبع مله ابراهیم حنیفا واتخذ الله ابراهیم خلیلا))((و کیست دین و آیینش از این بهتر که یکسر روی در خدا کند و تسلیم فرمان او شود و نیکوکاری کند و دین پاک ابراهیم را (که صراط مستقیم خداست)پیروی کند و خداوند ابراهیم را به دوستی بر گزید))(نساء125)طبق این آیه دینی بهتر از این نیست که انسان روی به سوی خدا کند و تسلیم فرمان خدا(بخوانید حق)باشد.روی در خدا کردن چه معنایی می تواند داشته باشد؟روی به سوی خدا کردن چیزی جز حقیقت جویی،زیبایی جویی،دانایی جویی و نیکویی جویی نیست.روی به سوی خدا کردن جز روی به سوی عشق کردن نیست.جز روی به سوی دوستی کردن نیست.
هر کس از دینی به جز اسلام تبعیت کند ان دیانت هرگز ازو پذیرفته نیست را چطور می توان با این آیه همخوان کرد که((هر مسلمان و یهود و نصارا و صابئین که از روی حقیقت به خدا و روز قیامت ایمان اورد و نیکوکاری پیشه کند البته از خدا پاداش نیک یابد و هیچ گاه (در دنیا و عقبی)بیمناک و اندوهگین نخواهد بود))(62 بقره)چطور می توان با این ایه همخوان کرد که((آری هر کس یک دل و یک جهت روی در خدا کند و به نیکی و احسان بپردازد بی گمان پاداش او نزد پروردگارش محفوظ خواهد بود و هرگز چنین مردمی را هیچ خوف و هراسی و حزن و اندوهی نخواهد بود)(112 بقره)مسلما با توجه با این آیات ما نمی توانیم بگوییم دین اسلام در آیه 3 آل عمران تنها مختص خود اسلام است.بلکه مختص کسانی است که روی به سوی خدا دارند و حق پذیرند.ما با توجه به آیه 125 سوره نساء می توانیم بگوییم دینی به نام تسلیم شدن به خدا وجود دارد.می توانیم بگوییم روی به سوی خدا کردن و حقیقت جویی خود دینی است و ابراهیم(ع) نیز چنین دینی را برای خود برگزیده بود.بنابراین این سخن که هر گاه لفظ دین آمد و در کنار آن کلمه اسلام آمد ما نمی توانیم اسلام را به تسلیم شدن معنا کنیم به اعتقاد من اشتباه است زیرا خود خداوند در قران (آیه 125 نساء)به چنین دینی اشاره دارد.

شما اگر از دکتر الهه قمشه ای بپرسید چند دین در عالم وجود دارد به شما نمی گوید در عالم دین اسلام و یهودیت و مسبحیت و بودایی و ...وجود دارد.به شما می گوید دو دین بیشتر وجود ندارد.دینی که انسان در آن روی به سوی خدا دارد و دینی که انسان در آن پشت به خدا دارد.دو دین بیشتر وجود ندارد.دین ((با اویی)) و دین ((بی اویی)) .دینی که با اوست. و دینی که بی اوست.دین با اویی دینی است که انسان دوست دارد به سمت زیبایی و دانایی و نیکویی و عمل صالح و خوبی و ...برود و دینی  بی اویی که انسان در آن دوست دارد به سمت زشتی و بدی و ظلم و ستم و ...برود.
و مردم دنیا هر یک می توانند این دو دین را برگزینند و غرب و شرق با هم تفاوتی ندارد((ولله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله وسع علیم((و مشرق و مغرب هر دو ازان خداست پس شما به هر جانب که رو کنید روی خدا همانجاست همانا که خداوند را ملکی وسیع و دانشی بیکران است))(بقره 115)

((دوم اینکه به فرض اسلام به معنای تسلیم شدن باشد باز هم یک انسان بی خداتسلیم نشده است چون خدا را نپذیرفته که بخواهد دربرابر او تسلیم شود.))
شما در اینجا خدا را به معنای حقیقت در نظر بگیرید.یک بی دین ممکن است از لحاظ عقلی و ذهنی به خدایی نرسد.ولی در عمل به حقیقت ایمان داشته باشد و انسانی حق پذیرد باشد.این انسان به واقع به خدا معتقد است زیرا به حقیقت معتقد است.
کسی مانند برتراند راسل وقتی ازو پرسیدند که آگر مردید و در اخرت خدایی وجود داشت چه جوابی به او می دهید می گوید ((عدم شواهد کافی خدایا عدم شواهد کافی)).ولی همین آدم وقتی دوستش ازو می پرسد اگر من در دادگاه برای آزادی به شهادت دروغ تو محتاج باشم چه کار می کنی؟برتراند جواب می دهد من تو را دوست دارم ولی حقیقت را بیش از تو دوست دارم پس من در دادگاه شهادت دروغ نمی دهم.یک همچنین جمله را ارسطو نیز گفته بود که من افلاطون را دوست دارم ولی حقیقت را بیش از افلاطون دوست دارم.این انسانها حتی اگر دیندار نیز نباشد یعنی در اذهان خود به دینی تعلق خاطر نداشته باشند ولی در عمل دیندار هستند یعنی تسلیم فرمان خدا یا حقیقتند.کافر و ملحد به معنای بی دینی نیست بلکه به معنای عناد به حقیقت است.کسانی که عناد به حقیقت دارند یعنی حق را می بینند ولی تسلیم او می شوند جهنمی هستند و یک بی دین هم می تواند مسلمان باشد هم می تواند ملحد کما اینکه یک مسلمان هم هم می تواند کافر باشد هم مسلمان.
اینها نظر شخصی من است و دین من چنین چیزی را به من می گوید تا خدا چه بخواهد.

_________________
همچو آیینه مشو محو جمال دگران/از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز/که پریدن نتوان با پر و بال دگران

علامه اقبال لاهوری


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
پست خوانده نشدهارسال شده در: 4 فروردین 1391, 14:06 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 2 فروردین 1391, 01:20

پست ها : 39
تشکر کرده اید: 37 مرتبه
تشکر شده:
72 مرتبه in 30 پست

نام: فاصله

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

وبلاگ: sepantaminoo.blogfa.com

شعار: گفتارنیک،کردارنیک،پندارنیک

امتیاز: 0

دین و دینداری فقط باعث تفرقه و جدایی بین مردم میشه. آدم اگه به خدا ایمان داشته باشه و خدارو قبول داشته باشه نیازی نداره به دین خاصی پایبند باشه.چون همه ادیان به سمت خداپرستی و شناخت خدا پیش میرن و در آخر حرف همشون خداشناسی و خداپرستییه.آدم میتونه توی هر دینی چیزی پیدا کنه که اونو به خدا نزدیک کنه در حالی که شاید توی دین خودش اونو پیدا نکنه.
آدمای زیادی بخاطر پایبندبودن به دینشون به دست کسانی که میخواستن اونارو بزور به دین خودشون بکشن کشته شدن.اگه انسان آزاد هست پس باید در دین هم آزاد باشه.خدا همیشه و در همه دینها یکیه فقط اسمش رو عوض کردن...


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 11 پست ] 

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان آموزش نصب سانترال ورمی کمپوست