به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است




ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 38 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي
نويسنده پيغام
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 مهر 1390, 14:35 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 838
تشکر کرده اید: 585 مرتبه
تشکر شده:
2663 مرتبه in 716 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 81

سلام جویای عزیز
بدون مقدمه و بدور از پراکنده گویی سعی می کنم پاسخ سوالتان را در حد بضاعت خودم بدهم.
پرسیده اید:ما چگونه برای جبران نقائصمان از خدا ، رسول و ائمه اطاعت می کنیم؟ آنها که هیچ کدام در میان ما نیستند!
پاسخ: با شنیدن کلام و دنبال کردن امتداد اشاره آنها ( نه فقط چشم دوختن به انگشت اشاره ) و گوش سپردن به ندای درون که از فطرت بشری بر میآید ( البته منکران ، تفاوت چندانی بین غریزه و فطرت قائل نبوده و این استدلال را از من نخواهند پذیرفت اما حتی ایشان نیز اگر از سر صدق و انصاف گوش فرا دهند ندای خداجویی ، حق طلبی و شیفتگی را از درونشان می شنوند) ، _ آنها که هیچ کدام در میان ما نیستند_ این گزاره صحیحی نیست ( لااقل به عقیده باورمندان به ماوراء الطبیعه ) خداوند در بطن و ذات ماست همچنین علم و انگیزه ای که پیامبران و امامان تنها کارشان یادآوری آن بوده ، در وجود انسانی ریشه دارد نه اینکه هزار و اندی یا دوهزار و خرده ای سال پیش ندایی آمده و سپس خاموش شده باشد. اطاعت از خداوند چیست؟ حرکت به سوی او. به سوی بهترینها. بهترین ها کدامند؟ آیا خودمان به تنهایی می توانیم خیر و صلاح خود را بشناسیم؟ آیا بارها نشده که دریافته اید شر کشنده ای که آزارتان می داده خیر مطلق بوده و بالعکس؟ آیا هنگام دعا کردن ، برنامه ریزی یا حتی حرکت از صحت و سودمندی خواسته هایتان مطمئنید؟ چه می خواهم بگویم؟ تخطئه خرد و اندیشه و تعطیل کردن باب تفکر و تعقل؟ به هیچ وجه... در کدام آیین بیش از اسلام اصیل ( لطفا با اسلام طالبانی اشتباه نکنید) به اهمیت اندیشه ورزی و خرد گرایی تاکید شده آنجا که می گوید یک ساعت اندیشیدن بهتر از هفتاد سال عبادت است ، آنجا که مدام مردم را به تفکر و تحقیق تشویق می کند، آنجا که تقلید در باورهای اساسی را مردود و مذموم می شمارد ، آنجا که می گوید کفر آگاهانه بهتر از ایمان جاهلانه است ( دکتر شریعتی ) ، آنجا که انکار و کفر و شرک را از جهل می داند و آنجا که عقل را رسول باطنی می خواند اما آیا منکر نقص نسبی و مطلق عقل و علم بشر هستید؟ علم! خدای عصر جدید که علیرغم فواید و سودمندیهای فراوانش شایسته خدایی نیست چرا که لحظه به لحظه خودش را نفی می کند و از طرفی چون محاط در اسرار و قواعد آفرینش است هرگز نمی تواند نقص مطلق خود را برطرف کند.
شاید بپرسید حالا که بشر مهجور و کم توان در عالم تاریکی ها و سرگردانی ها رها شده باید برای خود از اوهام و پندارها افسانه بسازد و آن را اصل و معیار قرار دهد؟ خیر . هر چند در طول تاریخ ترس از ناشناخته ها و میل فطری به پرستش و وابستگی عاطفی به نیرویی برتر ، ادیان و باورهای خرافی فراوانی را به وجود آورده اما در نهایت دو معیار ، دو شاخص در درون انسان به ودیعه گذاشته شده که سره را از ناسره تمیز می دهد ، عقل و فطرت ، اگر به آنها مجال بدهیم حتما راهنمایی مان می کنند.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم آرمین جلالی به خاطر این پست تشکر کرده اند
miad (18 مهر 1390, 20:45), narges e (19 مهر 1390, 10:22)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 13 مهر 1390, 18:07 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1050

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 497 مرتبه
تشکر شده:
2527 مرتبه in 823 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

متشکرم آرمین

فکر می کنم موضوع برای من کم کم دارد روشن می شود .

اما یک سئوال کوچک دیگر

آیا به نظر شما ما مجاز هستیم محصول اندیشه ها و انگیزه ها و تفاسیر دینیمان را که به صورت یک عقیده بروز و ظهور می یابد را به دیگر هم کیشان و غیر همکیشان خود تحمیل کنیم یا خیر این حق را نداریم ؟

به عبارت دیگر آیا هر کس حق دارد  به محصول اندیشه ها و انگیزه ها و قرائت دینی خود متکی باشد و بر اساس آن سعی کند که عمل کند ؟ یا خیر چنین اجازه ای صادر نشده است ؟

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
narges e (19 مهر 1390, 10:22)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 مهر 1390, 09:45 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 838
تشکر کرده اید: 585 مرتبه
تشکر شده:
2663 مرتبه in 716 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 81

سلام دوست عزیز

اجازه دهید قبل از پاسخ یک پیش بینی یا پیش داوری کوچک داشته باشم! : احیانا با پاسخ منفی به اینکه کسی مجاز به تحمیل عقاید یا تفاسیر خود به دیگران نیست به مفهوم پلورالیزم دینی رسیده و اینکه اومانیسم هم همین را می گوید که هر کسی کار خودش ، بار خودش ، آتیش به انبار خودش!!

بله ، بی شک معتقدم احدی نباید آراء و افکار خود را به دیگران تحمیل کند ( نه از راه زور مستقیم نه غیر مستقیم! به عبارتی نه به زور سرنیزه و نه با تحمیق توده ها از طریق مافیای سرمایه و رسانه ) تفاسیر مختلف هم ، هر چند ممکن است سر از ناکجا آباد درآورد اما قابل احترام است ( البته توجه داشته باشیم که هر مکتبی اصول و پایه های مشخص و غیر قابل انکاری دارد که قابل تفسیر نیست مثلا از مارکسیسم نمی توان حاکمیت فئودالیسم را استنباط کرد یا منطقی و مقبول نیست که فردی خود را مسلمان بنامد و مثلا به ثنویت معتقد باشد تفسیری تا به این حد خارج از چهارچوب ، خود ، دین یا مکتبی نوساخته است حالا می خواهد شیطان پرستی باشد یا هر چیز دیگر )
احتمالا" از این بابت با یکدیگر هم عقیده ایم. اما فکر می کنم وجه تمایز اعتقاداتمان در موارد زیر باشد:

1- اومانیسم با قراردادن انسان در جایگاه خدا معتقد است که حقیقت اصیل و برتری وجود ندارد و انسان برای خودش کافیست ( این باور و به نوعی جهان بینی این اومانیستی است که با جهان بینی الهی در تضاد فاحش است ) اگر در ایدئولوژی و شیوه عمل هر دو معتقد به اصل آزادی باشیم ، باز تفاوت دیدگاه اولیه به قوت خود باقیست.

2- مورد دوم در مبانی نظری نیست بلکه در مصادیق عملیست. اومانیسم به نوعی با لیبرالیسم پیوند خورده ( هر چند الزاما اینگونه نیست مثلا مارکسیم هم بر پایه اومانیسم تعریف شده با اینحال منتقد و گاه ناقض لیبرالیسم غربی است ) . در بحث آزادی و دموکراسی وجوه مختلف طرح شده و وعده حکومت مردم بر مردم داده می شود اما تضادی در بطن آن وجود دارد : آزادی بی قید و بند در تملک خصوصی و شیوه تولید ، ارائه خدمات و تبلیغات ( به عبارتی آزادی کامل اقتصادی ) ناقض آزادی واقعی فردی ، اجتماعی و سیاسی مردم است. حکومت مردم بر مردم پرنده ای است که با بالهای آزادی و عدالت اجتماعی ، پرواز می کند که در غیاب یکی ، بال دیگر هم کارایی خود را از دست می دهد لذا نام این پرنده دیگر حکومت مردم بر مردم نیست بلکه حاکمیت سود و سرمایه است بر جان و روان مردم .

لطفا نظرتان را در مورد این دو آیتم بیان کنید.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم آرمین جلالی به خاطر این پست تشکر کرده اند
JOOYA (16 مهر 1390, 05:37), miad (18 مهر 1390, 20:45), narges e (19 مهر 1390, 10:22)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 16 مهر 1390, 06:12 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1050

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 497 مرتبه
تشکر شده:
2527 مرتبه in 823 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

[QUOTE][quote="آرمین جلالی"]سلام دوست عزیز

اجازه دهید قبل از پاسخ یک پیش بینی یا پیش داوری کوچک داشته باشم! : احیانا با پاسخ منفی به اینکه کسی مجاز به تحمیل عقاید یا تفاسیر خود به دیگران نیست به مفهوم پلورالیزم دینی رسیده و اینکه اومانیسم هم همین را می گوید که هر کسی کار خودش ، بار خودش ، آتیش به انبار خودش!!

بله ، بی شک معتقدم احدی نباید آراء و افکار خود را به دیگران تحمیل کند ( نه از راه زور مستقیم نه غیر مستقیم! به عبارتی نه به زور سرنیزه و نه با تحمیق توده ها از طریق مافیای سرمایه و رسانه ) تفاسیر مختلف هم ، هر چند ممکن است سر از ناکجا آباد درآورد اما قابل احترام است ( البته توجه داشته باشیم که هر مکتبی اصول و پایه های مشخص و غیر قابل انکاری دارد که قابل تفسیر نیست مثلا از مارکسیسم نمی توان حاکمیت فئودالیسم را استنباط کرد یا منطقی و مقبول نیست که فردی خود را مسلمان بنامد و مثلا به ثنویت معتقد باشد تفسیری تا به این حد خارج از چهارچوب ، خود ، دین یا مکتبی نوساخته است حالا می خواهد شیطان پرستی باشد یا هر چیز دیگر )
احتمالا" از این بابت با یکدیگر هم عقیده ایم. اما فکر می کنم وجه تمایز اعتقاداتمان در موارد زیر باشد:

1- اومانیسم با قراردادن انسان در جایگاه خدا معتقد است که حقیقت اصیل و برتری وجود ندارد و انسان برای خودش کافیست ( این باور و به نوعی جهان بینی این اومانیستی است که با جهان بینی الهی در تضاد فاحش است ) اگر در ایدئولوژی و شیوه عمل هر دو معتقد به اصل آزادی باشیم ، باز تفاوت دیدگاه اولیه به قوت خود باقیست.

2- مورد دوم در مبانی نظری نیست بلکه در مصادیق عملیست. اومانیسم به نوعی با لیبرالیسم پیوند خورده ( هر چند الزاما اینگونه نیست مثلا مارکسیم هم بر پایه اومانیسم تعریف شده با اینحال منتقد و گاه ناقض لیبرالیسم غربی است ) . در بحث آزادی و دموکراسی وجوه مختلف طرح شده و وعده حکومت مردم بر مردم داده می شود اما تضادی در بطن آن وجود دارد : آزادی بی قید و بند در تملک خصوصی و شیوه تولید ، ارائه خدمات و تبلیغات ( به عبارتی آزادی کامل اقتصادی ) ناقض آزادی واقعی فردی ، اجتماعی و سیاسی مردم است. حکومت مردم بر مردم پرنده ای است که با بالهای آزادی و عدالت اجتماعی ، پرواز می کند که در غیاب یکی ، بال دیگر هم کارایی خود را از دست می دهد لذا نام این پرنده دیگر حکومت مردم بر مردم نیست بلکه حاکمیت سود و سرمایه است بر جان و روان مردم .

لطفا نظرتان را در مورد این دو آیتم بیان کنید.[/quote]

[/quote]









شما درست فرمودید که مد نظر من این بود که نشان دهم اگر تئوری صدرا را هم پی بگیریم و نقائص آن را تحلیل کنیم منطقا به همان نقطه ای می رسیم که روشنفکران بعد از رنسانس رسیدند .

نتایج غیر از پلورالیسم دینی که میشد از این بحث گرفت غیر مقدس بودن تفاسیر دینی موجود  و ناچاری از اتکا به ادراکات انسانی بود .

اما آن دو سئوالی که فرمودید باید عرض کنم که :

اومانیسم هیچگاه انسان را در مقام خدا قرار  نمی دهد .

کجای انسان اومانیستی شبیه خداست ؟

انسان اومانیستی موجودیست که به نادانی خود معترف است آیا خدا چنین است یا خداوند در مقام دانایی به همه چیز است ؟

انسان اومانیستی به احتمال اشتباه و ضعفش معترف است آیا خدا چنین است .

انسان اومانیستی به خود اجازه نمی دهد در باره دیگران قضاوت کند آیا خداوند چنین است .

کجای انسان اومانیستی شبیه خداوند است ؟

فرمودید اومانیسم معتقد است که حقیقت برتری وجود ندارد  البته که چنین نیست انسان اومانیستی نمی داند که حقیقت چیست نه اینکه حقیقت وجود ندارد و این دو با هم زمین تا آسمان فاصله دارد اولی فلسفه سوفیستایست دومی اومانیستیست .

فرمودید اومانیسم می گوید انسان برای خودش کافیست این جمله شما در تناقض با جمله قبلیست که اومانیست هیچ حقیقتی را به رسمیت نمی شناسد چون در این صورت چگونه فهمیده انسان برای خودش کافیست این حقیقت از کجا نشات گرفته در حالی که حقیقتی وجود ندارد علاوه بر این تناقض قوی اصلا این جمله صحت ندارد اومانیسم اعتقاد ندارد که انسان برای خودش کافیست چون اصلا نمی داند کافیست یعنی چه او در واقع اعتقاد دارد که انسان از اتکا به خود ناچار است و این به جمله انسان برای خودش کافیست زمین تا آسمان فاصله دارد .

اما سئوال دومتان

اولا توضیح بدهم که مارکسیسم با اومانیسم اصلا سازگار نیست گرچه خودشان چنین ادعایی دارند همانگونه که ادعای سازگاری با آزادی های انسان را هم دارند که اصلا صحت ندارد .
ما برای اینکه ببینیم چه چیز با چه چیز سازگار است کافی نیست ببینیم چقدر ادعا وجود دارد باید ببینیم ماهیتشان سازگار است یا خیر .
ماهیت اومانیسم اعتراف به نادانیست ماهیت مارکسیسم ادعای به نوعی دانایست .
مارکسیسم نمی گوید ما خبر نداریم چه به صلاح ماست و چه به ضرر ماست ( همانگونه که اومانیسم میگوید ) بلکه ادعا دارد که رمز و رموز تاریخ را و علت توالی و تکاملش را کشف کرده مارکسیسم قطعا به فوندامنتالیسم دینی بسیار نزدیک است تا با اومانیسم  در عمل هم کپی هم هستند و نتایج مشابه می دهند .

اما لبیرالیسم .
قطعا لیبرالیسم از نتایج اومانیسم بوده اما بلضروره نبوده .
منظور اینکه شما از یک اصل می تواند چند نتیجه بگیرید آن نتایج حتما ناشی از آن اصلند اما آن اصل الزاما نباید به آن نتیجه منتهی شود .
از اومانیسم می تواند جامعه ای با اقتصاد باز با اقتصاد باز تداخلی یا با اقتصاد باز سوسیالیستی یا حتی یک اقتصاد باز مبتنی بر مبانی مذهبی منشعب شود .
اینکه چه نتیجه ای از این اصل حادث است یستگی به خواست و اراده مردم دارد که آن هم به شرایط محیطی وایسته است .

اگر خواستید نمونه اقتصاد های تداخلی را به شما نشان می دهم که از اومانیسم نتیجه شده اند و با آن چیزی که در ذهن شماست خیلی متفاوتند .


در واقع اومانیسم روشی معلوم برای رسیدن به نتایج نامعلوم است برخلاف سیستم های فوندامنتالی که روشی معلوم برای رسیدن به نتایج معلومند .

اما فقط یک سئوال می ماند و آن اینکه آیا اقتصاد باز با آزادی ها و اراده مندی انسان اومانیستی منافات دارد یا خیر ؟

این سئوال خوبیست .

من در پستی دیگر به آن می پردازم .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
آرمین جلالی (16 مهر 1390, 11:12), miad (18 مهر 1390, 20:44), narges e (19 مهر 1390, 10:23)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 16 مهر 1390, 11:54 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 838
تشکر کرده اید: 585 مرتبه
تشکر شده:
2663 مرتبه in 716 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 81

با سلام و تشکر
اشاره کرده اید که انسان اومانیستی ناچار به اتکاء به ادراکات انسانی است چرا که تفاسیر دینی غیر مقدس و ممکن الخطا هستند. بدیهی است که تفسیر دین نیز بر اساس ادراک انسانی است و آنچه اعتقاد به فراانسانی آنست اصل و ماهیت دین است نه تفاسیر آن. چرا که دین یکسری محکمات و اصول دارد و یک سری فرعیات. لذا لفظ غیر مقدس برای تفسیر قابل قبول است و اختلافی در آن نیست اما همانطور که در پست پیشین هم اشاره کردم نمی توان هر چیز عجیب الخلقه را به عنوان تفسیر از یک مکتب ارائه کرد چرا که گاه ناقض اصول بدیهی و حیاتی آنست به عنوان مثال اگر شما یک لیوان دوغ را رقیق کنید تا یک جایی می توانید کما کان آن را دوغ بنامید اما از یک حدی که بگذرد، دیگر آن نوشیدنی ، دوغ نیست شاید بشود آن را آب طعم دار نامید!
انسان دینی هم مانند انسان اومانیستی به احتمال اشتباه و ضعفش معترف است چرا که طبق باورهای دینی اش ، علم و قوه تشخیص خود را دارای نقص نسبی و مطلق می داند اما تفاوتش در اینست که قائل به حضور واجب الوجودی به عنوان عقل کل و علم مطلق است که چهارچوبی کلی به عنوان اصول دین برای تعیین مسیر زندگی انسان ارائه کرده است لذا در خلاء سیر نمی کند زیر پایش محکم است و هر چند کور سوی چراغی به نام نطفه ایمان در دست دارد که می تواند آن را به مشعلی فروزان تبدیل کند به قول مولانا تمام تلاش اینست که                ( نگهدارم به چندین اوستادی     چراغی را در این طوفان بادی )
حال آن که نگاهی بیندازید به یکی از فرزندان اومانیسم که گوی اصالت بشر و آزادی و اختیار او را از دیگر مکاتب ربوده : اگزیستانسیالیسم. ژان پل سارتر می گوید اگر یک فلج مادر زاد برنده دوی ماراتن نشود مقصر خود اوست یعنی تا اینجا می خواهد توان و اراده و آزادی عمل بشر را نشان دهد اما آخر امر به کجا می انجامد: نیهیلیسم. چرا که زیباترین و پر توان ترین اتوموبیل را در اختیار انسان می گذارد اما آهسته در گوشش می گوید: این مال توست اختیار کاملش هم با توست اما بدان جایی برای رفتن نیست!!
توجه داشته باشید که ما در حیطه جهان بینی فردی بحث می کنیم نه قولنین اجرایی و مملکتی.
در خصوص انطباق یا عدم انطباق مارکسیسم با اومانیسم ، کلام به درازا می کشد لذا قصد ورود به آن را ندارم تنها اشاره می کنم : اینکه مارکسیسم معتقد است سیر تکامل تاریخ را بر اساس قوانین دیالکتیک و تکامل ابزار کار کشف کرده دلیل بر مطلق گرایی و نفی اصل عدم قطعیت نمی شود. اگر مارکسیسم احتمال خطا را صفر می دانست اینهمه تفاسیر مختلف و غیر مقدس از آن استخراج نمی شد در مقابل آن عنوان فرموده اید که (ماهیت اومانیسم اعتراف به نادانیست اما مارکسیسم می کوید ما می دانیم چه به صلاح و چه به ضرر ماست) آیا اومانیسم اعتراف به جهل مطلق می کند؟ آیا لیبرالیسم که مولود خلف اومانیسم است نمی گوید چه به صلاح ماست؟ آیا الگو ی پیشنهادی ارائه نمی دهد؟ آیا همین که می گوید مرز آزادیهای هر کس ، حدود آزادیهای دیگریست ادعایی بر دانایی نیست؟ آیا می شود ارائه راهکار توسط مکاتب را برچسب مطلق گرایی زد؟ پس خاصیت آن مکتب چیست؟ لیبرالیسم آزادی و حدودش را تعریف می کند و این بزرگترین ادعای دانائیست.لحاظ شدن آزادی های انسانی در مارکسیسم هم در مجال این پست نیست تنها یادآوری میکنم که طبق نظر سوسیالیست ها ، اساس سوسیالیسم انسان است ( لطفا به مصادیق نقض حقوق بشر در بلوک شرق اکتقا نکنید که انشعابات لنینیسم و استالینیسم و مائوئیسم سر از ناکجا آباد درآورد )
اما برای پاسخ به سوال اخیرتان بیش از آن که نیاز به بحث علمی و آکادمیک باشد نیاز به مرور روند رشد و بلوغ کاپیتالیسم است که اساس آن اصالت سرمایه و بازار آزاد است. تضاد در همین جاست ( که به تفصیل در پست قبلی ام شرح داده ام ) آزادی بدون مناسبات عادلانه اقتصادی موجود عجیب الخلقه ای است که کاریکاتوری از دموکراسی به شمار میآید.تضادهای درونی این سستم تا آنجا پیش رفته که علیرغم همه اصلاحات و چانه زنی ها ، این روزها مهد سرمایه داری جهان درگیر جنبش های عدالت طلبانه است.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم آرمین جلالی به خاطر این پست تشکر کرده اند
miad (18 مهر 1390, 20:44), narges e (19 مهر 1390, 10:23)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 18 مهر 1390, 07:08 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1050

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 497 مرتبه
تشکر شده:
2527 مرتبه in 823 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

سلام آرمین گرامی .

لطفا هر از چند گاهی تاخیراتی را از من بپذیرید گاه پیش می آید که مجبور می شوم نیمه های شب به سایت سری بزنم و مطلبی را بخوانم .

فرموده بودید که انسان دین دار حداقل چهارچوبی  و محدوده مطمئنی و سبزی دارد که در آن محدوده بیاندیشد و زیر پایش محکمتر از انسان سرگشته امروز است .

خداوند حداقلهایی را که از هلاکت برهاندش به او گفته و او که عقل ناقصی دارد حداقل در این محدوده ها مانور می دهد و کم و بیش هدفش را می یابد .

برفرض که چنین باشد  و این حسنی باشد بد نیست که معایبش را هم در نظر بگیرید .

انسان دینی متن را باید تفسیر کند نقل را همینطورتا محدوده اش را بیابد این تفسیر کردن بزودی تخصصی می شود از قبلش مفسرین رسمی سر در می آورند .

مفسرین رسمی که آمدند تقدس می آید نتیجتا  عقل ناقص کم بود  نفس قاتلش هم اضافه می شود به عبارتی  اندیشه ضعیفمان به انگیزه های شریرمان هم آلوده می شود .

منافعه فرقه ای  بر  منافع طبقاتی ( طبقه روحانیون )  و منافع طبقاتی بر  نفس شریر فردی  همه با هم اضافه می شوند تا عقل ناقصمان منابع دینیمان را در جهات خاصی تفسیر کنند .

همه اینها را به این داستان خطرناک اضافه کنید که اطمینانی که لازمه ایمان مومنین است را اطرافیان مفسرین رسمی باید در روح مردم بدمند تا رمه آقا را در جا نگاه دارند و این اطمینان لازمه ایمان  چنان فکرهای ناقص را به مرز فلج می کشاند و چنان وجدان معمول یشر را به تارج می برد که  نتایجش عرق شرم بر پیشانی بشر بنشاند .

آیا سبقه تاریخی جز این بوده ؟

اما در مورد اگزیستها شما درست می گویید که دنیایی که دین های آسمانی یا زمینی ( مارکسیسم ) به ما نشان می دهند چون خط شروع و پایانی دارد در آن رانندگی شیرین تر است دنیا معنا دار تر است امیدها و ایمانها و شادابی شاید بیشتر است ولی اینها به ما نمی گویند که این دنیا واقعی تر است .

خاصیت این ادیان همین است که تا می توانند امید بدهند و ایمان تزریق کنند و از بلاتکلیفی برهانند چون برای برآمدن به نیروی ایمان و امید احتیاج دارند چون وسیله کارشان است اما من اگر فیلسوفم به هیچ چیز جز حقیقت تعهدی ندارم اگر حقیقت دنیا را به نهایت هم زشت کند از علاقه من به ان هیچ چیز کم نمی شود رویای من دنیای شیرین نیست رویای من  دانستن است .

فرمودید که اومانیسم ها نیز چندان فروتنی نکردند و ادعاهایی داشته اند منجمله برای بشر آزادی تعربف کرده اند حدود آزادی مشخص کرده اند من اضافه می کنم که برای هنر رسالت شکار برای اقتصاد باز بودن برای سیاست انتخابات برای آموزش و فرهنگ پلورالیسم برای اقلیت حقوق برای نظامیان محدودیت برای قوا تفکیک برای قدرت نظارت برای انسان حقوق و ... تعریف کرده اند .

حرفی نیست مگر می شود تکذیب کرد که دنیایی که امروز اقتصاد و فرهنگ و هنرش مثل سیل به جهان سرازیر شده فاقد  تعاریف و مفاهیمی باشد و در همه زمینه ای من نمی دانم گفته باشد .

اما مطلب این نبود .

مطلب این است که من نمی دانم ریشه است و البته این بزرگترین دانایی بشر بوده است .

آن اصولی که جهان اومانیستی برای خود صادر کرده هیچکدام اولیه نیستند و به دانایی پیش از خود متکی نمی باشند همه ثانوی به جمله من نمی دانم هستند .

شما یک موقع آزادی را تعریف می کنید بر اساس اینکه چون ما می دانیم  فلان قوه و استعداد بشری در او نهفته است و در فلان کنش و واکنش آزادانه قرار است آزاد شود ما باید به او اینقدر آزادی بدهیم .

یا مثلا چون دوام حکومت اصالت دارد و دوام آن از طریق انتخابات مقدور است انتخابات می کنیم با چنان روش .

یا مثلا چون می دانیم ریشه از خود بیگانگی انسان جدا شدن محصول کار از کارگر است باید چنان روش اقتصادی داشت .

این یعنی بر ادعای دانبایی برنامه ریزی شده اند .

نظام اومانیسمی خیر همه مساویند چون ما نمی دانیم چه کسی برتر است . همه با هم انتخاب می کنیم چون کسی نمی داند که چه راهی بهتر است  قدرت را محدود می کنیم چون همین حقوق برابر تضعیف نشود رسانه ها را آزاد می کنیم چون نمی دانیم چه کسی درست می گوید ادیان را آزاد می کنیم چون نمی دانیم کدام حق است .

اینها همه اعتراف به نادانیست که البته معجزه می کند و این افتادگی بلندشان می کند .

البته این تعاریف و مفاهیم و محدودیتها و آزادی ها همه و همه یک خاصیت جادویی دارند و آن اینکه هر لحظه اجازه مهندسی و بازسازی را داریم .

بزرگترین خاصیت اومانیسم این است که می توان هر لحظه در همه چیز شک کرد .

همین آزادی ها اگر عامه مردم از فردا نخواهندش دلیلی برای بودنش نیست و اصلا مقدس هم نیست تنها چیز قابل اتکا خواست مردم است .

خواست انسان محور است .

این یعنی اومانیسم .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
آرمین جلالی (18 مهر 1390, 14:56), azade (18 مهر 1390, 17:56), miad (18 مهر 1390, 20:44), narges e (19 مهر 1390, 10:23)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 18 مهر 1390, 15:18 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 838
تشکر کرده اید: 585 مرتبه
تشکر شده:
2663 مرتبه in 716 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 81

سلام جویای عزیز و ممنون که علیرغم مشغله ، به دوستانتان سر می زنید.
برای جمع شدن بحث موارد کلاسه بندی شده ذیل را ارائه می کنم:
- در خصوص اتکا به تفسر دین و بالطبع اتکا به مفسرین و روندی که به وجود می آورد با شما هم عقیده ام.
- راه درک و کشف مفاهیم دینی را در ابتدا دریافت قلبی و سپس تحقیق و پرسش از کارشناسان البته با حضور خرد و حق تصمیم گیری نهایی توسط فرد می دانم.
- با شما هم عقیده ام که تصویر زیبا و هدفمند از دنیا و زندگی الزاما تصویر واقعی نیست هر چند خوشایندتر باشد اما به شخصه این نگاه به دنیا را به واسطه شیرینتر بودنش بر نمی گزینم بلکه به واسطه انطباقی که با فطرت درونی ام دارد انتخاب می کنم. تا اینجا مشخص شده که از زبان شریعتیون حرف نمی زنم بلکه هر چند تلاش می کنم چهارچوب استدلالات فلسفی را حفظ کنم شاید شما نظرات مرا چندان منطبق بر فلسفه ندانید چرا که اساس دریافت هایم شهودی و بر مبنای عرفان و سلوک است که تجربیاتی شخصی است و کمتر در مقام نقل و بحث در می آید.
- باز با این قسمت نوشته های شما موافقم که ( اعتراف به نادانی معجزه می کند و این افتادگی ، بلندشان می کند)... ( هر لحظه اجازه مهندسی و بازسازی داریم ) اما با این قسمت موافق نیستم که ( در نظام اومانیستی همه مساویند چون ما نمی دانیم چه کسی برتر است ) اما نه با این نظریه که با ثمره آن موافق نیستم.یعنی عمده ترین نظام های اومانیستی که بر مبنای اقتصاد آزاد بنا شده اند به علت ضعف نظری و عدم در نظر گرفتن تمامی وجوه زندگی و تناقض ایدئولوژیک به جای تساوی در آراء و افکار به اصالت سرمایه و بی عدالتی رسیدند که مسلخ آزادی های واقعی افرادست.
می بینید که بحث بی نتیجه نبوده ، اشتراکات زیادی یافت شده اما نظرتان را در مورد این نکته آخر که در پست های پیشین نیز توضیح داده ام مطرح کنید.
                        
                                                                                   با سپاس


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم آرمین جلالی به خاطر این پست تشکر کرده اند
azade (18 مهر 1390, 17:56), miad (18 مهر 1390, 20:44), narges e (19 مهر 1390, 10:24)
 موضوع پست: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 18 مهر 1390, 20:43 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 9 شهریور 1389, 23:40

پست ها : 787
تشکر کرده اید: 472 مرتبه
تشکر شده:
1743 مرتبه in 582 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام/تشيع

علاقه‎مند به تمدن: اسلام ايراني

وبلاگ: Ancient ir

شعار: با دوستان مروت با دشمنان مدارا

امتیاز: 88

به نام حق
البته من مانند دوستان فرهیخته ای مانند جویا و آرمین اینقدر بر مباحث فلسفه غرب مسلط نیستم و از اینکه به خود جرات می دهم در باب این موضوع بحث کنم باید مرا ببخشید.
احساس می کنم که در زمان قرون وسطی هم در عالم غرب و هم در عالم شرق تقریبا ما با یک چهره و تفسیر از خدا مواجه بوده ایم.چهره ای که از خدا در این زمان ها به تصویر کشیده می شد خدای با هیبت و عظمت و قدرتمندی بود که این نوع خدا برای انسانها تولید خشیت و نوعی حقارت می کرد و روحیانیان و کشیشان از انسانها می خواستند که از فرامین این خدا اطاعت کنند وگرنه دچار عذاب بسیار سهمگین می شدند.
در قران ما با تصویر یک خدای با عظمت و هیبت مواجه هستیم که بیش از آنکه بندگان خود را به عشق ورزی نسبت به خود دعوت کند به تقوا و ترس و خشیت دعوت می کند همچنین در عالم مسیحیت نیز مسلمانان نام مسیحیان را ترسا می نهادند یعنی انها نیز یک نوع ترس و احساس شرمی همراه با خشیت نسبت به خداوند داشتند.کشیشان نیز در دوران قرون وسطی با اعمال و رفتار خود بیش از پیش بر ترسناک جلوه دادن این خدا تاثیر می نهادند.در عالم اسلامی نیز خدای اشعریان چنین خدایی بود یعنی آنها تصویر یک خدایی را ترسیم می کردند که به هیچ یک از بندگان خود پاسخگو نیست و حتی اگر او بر بندگان خود ظلمی هم روا می داشت کسی حق نداشت از خداوند در باب این ظلم پرسشی کند این موضوع در این بیت مولانا نمایان است که((بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد/ای زرد روی عاشق تو صبر کن وفا کن))یعنی بر خداوند واجب نیست که حتما بر عهد و پیمان خود باقی بماند و اگر او وفا هم نکرد نمی بایست بر او خرده گرفت.البته این نوع تلقی از خداوند خود یک سری فواید اخلاقی و انسانی داشته و دارد که الان محل بحث ما نیست.
باری عموما این نوع تصویر و تفسیر از خداوند در هر دو عالم حاکم بود که شرق و غرب نسبت به این تصویر از خداوند دو  نوع عکس العمل متفاوت انجام دادند که اصولا جهان را این دو عکس العمل تغییر داد.در عالم شرق کسانی آمدند و در برابر این خدا،خدای معشوق را معرفی کردند و گفتند رابطه بین انسان و خدا می تواند با این تصویر بهتر و زیباتر شود.پرچم دار اصلی این نوع تلقی از خداوند کسی جز مولانا جلال الدین رومی نبود.به قولی عرفا و سر دسته آنها مولانا بود که انسان را بعد از آن طرز تلقی از خداوند دوباره با خداوند آشتی داد.یعنی انسان بعد از خواندن کتب عرفای ما بیش از انکه از خداوند ترس داشته باشد و یک نوع احساس خشیتی به او دست بدهد یک نوع احساس دوستی و نزدیکی با خداوند به انسانها دست می دهد و خلاصه انسان با دید عاشق و معشوقی به خداوند می نگرد.
در عالم غرب قضیه فرق می کرد.علمای جهان غرب آمدند و در مقابل آن طرز تلقی از خداوند انسان را در مقابل خداوند علم کردند.یعنی یک نوع استقلالی انسانها نسبت به خداوند احساس کردند و با خود می گفتند ما نیز در مقابل خداوند کسی هستیم.ما می توانیم ازو پرسش کرده و از او نیز انتظار داشته باشیم که به سوالات ما جواب دهد.ما می توانیم مانند خداوند عمل کرده و چیزهای جدیدی را خلق کنیم.جهان اساسا تحت اختیار ماست و ما می بایست هر چه بیشتر و بهتر ازین جهان به نفع خود بهره برده و استفاده کنیم.
شما می توانید این نوع استقلال را در مواجه میان علم و دین در عالم غرب به وضوح ببینید.علمای قرون 17 و 18 غرب به شدت به دین حمله می برده و انتقادهای بسیاری را نثار دین می کردند.آنها آنقدر به خود و سخنان خود اطمینان داشتند که می گفتند تا دو الی سه قرن آینده دیگر انسان دینداری وجود نخواهد داشت.آنها به خاطر همین اطمینان بود که با دین و دینداران به نوعی مدارا می کردند.یعنی می گفتند که ادیان الهی دیگر پیر و فرتوت شده اند و اگر ما نیز به آنها حمله نکنیم خودشان تا دو سه قرن دیگر از بین رفته و نابود می شوند.
یا فرضا می گفتند که تمام مشکلات بنی بشر را ما انسانها خود می توانیم با دستان خود حل کرده و به هیچ پیامبری و هیچ نوع خدایی احتیاجی نداریم.ما خود می توانیم به جای اینکه به اخلاق مبتنی بر ادیان تکیه کنیم به جای آن می توانیم به معنویت تکیه کرده و بدون اینکه به ادیان احتیاجی داشته باشیم به وسیله معنویت به همان نتایج برسیم.همچنین می توانیم به وسیله علم و دستاورد های ان تمام نیازهای اساسی انسانها را حل کرده و انسانها بدین سبب دیگر هیچ احتیاجی به هیچ نیروی ماوراءی ندارند و ...بعد از این مواجه سهمگین میان علم و دین بود که هر دو آنها کمی خاضغ و فروتن شدند.یعنی همانطور که این انتقادات توانست بر دین و احتیاجات ما نسبت به ادیان تاثیر مثبت بنهد و ادیان توانستند وظایف خود نسبت به انسانها را بهتر درک کنند و هم علم توانست محدوده خود را بهتر درک کرده و پا را فراتر از خود ننهد زیرا آنها نیز نتوانستند همه نیازهای اساسی انسانها را حل و فصل کنند.
حال می پردازم به مباحث دوستان.
احساس می کنم جناب ارمین به این نوع طرز تلقی اومانیستی از جهان و خداوند انتقاداتی داشته اند و سخنش این است که انسان محوری با این طرز تلقی که ما به ادیان الهی و اساسا خداوند نیاز نداریم و خودمان می توانیم مشکلات خود را هر چند سخت حل و فصل کنیم اشتباه است و انسان هیچ وقت نباید تصور کند که خودش برای خودش کافی است و نیازی به بیرون از خود ندارد.
جناب جویا نیز بر بعد دیگری ازین قضیه تاکید می کردند و می گفتند که اومانیسم به این معنا نیست که انسانها تمام حقایق را می دانند بلکه به این معناست که تمام حقایق را نمی دانند.و به خاطر اینکه حق را آنطور که باید و شاید نمی توانند درک کنند نسبت به رای و نظر اکثریت انسانها اعتماد می کنند.این طرز تلقی نیز درست است و فواید خاص خود را دارد ولی این دلیل نمی شود که بگوییم انسانها هیچ نوع نیازی به بیرون از خویش ندارند و خود مردم می توانند همه مشکلات روحی و روانی خود را حل کنند.

_________________
همچو آیینه مشو محو جمال دگران/از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
در جهان بال و پر خویش گشودن آموز/که پریدن نتوان با پر و بال دگران

علامه اقبال لاهوری


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم miad به خاطر این پست تشکر کرده اند
narges e (19 مهر 1390, 10:24), آرمین جلالی (19 مهر 1390, 13:48), JOOYA (19 مهر 1390, 01:48), azade (20 مهر 1390, 12:03)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 19 مهر 1390, 02:36 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1050

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 497 مرتبه
تشکر شده:
2527 مرتبه in 823 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

میعاد جان سلام
مثل همیشه خیلی خوشحال شدم که در مباحثه شرکت کردید .
این بحث به لطف  آن صبوری مثال زدنی جناب آرمین  به جای خیلی خوبی رسیده است  و من به نوبه خود از اینکه نظراتم خوب درک شده اند خیلی خوشحال هستم تنها اشکالش همین بود که دو طرفه بود و با آمدن شما خیلی بهتر شد .

و اما بعد

من جمع بندی  دوستان را قبول دارم تقریبا مطالب دقیق و خوب جمع بندی شده اند همین بسیار نیکوست .

تفهیم شدن و تفهیم کردن مهمترین مرحله رسیدن به تفاهم است ما همه از نظرات هم کمک و بیش تفهیم هستیم .

البته هنوز سئو تفاهم هایی هست و بعض از مطالب هم خیلی گسترده بود و نمی شد در این مقال به همه رسید ( مثل فلسفه کاپیتالیسم و سوسیالیسم ) و سئوال خیلی خوبی هم جا مانده در باره فضای باز اقتصادی و حفظ قدرت و اراده جمعی .

اینها مطالبیست که هنوز نشده باز کنیم البته شاید خودشان پست جدایی بخواهند تا علاقه مندان راحتتر دنبال کنند و حق کلام ضایع نشود و البته بحتهایی که تعداد صفحاتش زیاد شود دیگران کمتر میل به مطالعه و مشارکت دارند و پستهای جدید لازم است و این بحث همین قدر باز شود کافیست .

من فقط به بعض از وجوه بحث می پردازم که فکر می کنم هنوز جای سئوتفاهمش وجود دارد .

ببینید وقتی صحبت از خود اتکایی انسان می شود الزاما معادل بی نیازی از دین نیست دین بخشی از وجود همین انسان خود متکیست .

امروز در جوامع اومانیستی تعداد دینداران کم نیستند ( گرچه آمار ندارم اما حداقل مطمئن هستم که در دینداریشان از جوامع دیندار صادقانه ترند ) .

امروز دین نه از عرصه نیازهای شخصی و روحی که از عرصه حکومت جابرانه عزل شده .

آن برداشتی از خداوند که جایی برای اندیشه ها و انگیزه های انسان نمی گذاشت از خدایی خلع شده .

خدای  نگاه اومانیستی از قلب ها فرمان می راند نه اینکه غالبهای تن و جان ما را تشکیل دهد او خدای درونیست نه غالب بیرونی .

انسان اومانیستی غالب شکن است در هیچ  غالب تنگی نمی تواند نفس بکشد .

اخیرا در نامه ای از آقای تاج زاده به آقای مطهری مطلب جالبی خواندم شاید شما هم خوانده باشید ایشان به مضمون می فرمایند :

وقتی در افغانستان طالبان سقوط کرد مردم به آرایشگاها هجوم بردند و وقتی در عراق صدام سقوط کرد مردم به حسینیه ها .

منظورشان این است که روح و علاقه مردم را غالبهای بیرونی عوض نمی کنند .

مخصوصا این غالبها اگر به اجبار برتنشان رفته باشد .

من هم می خواهم بگویم اتفاقا جایگاه قلب خانه خداست او وقتی از عرصه فرماندهی و انتقام و فرمان و حکومت و قدرت و حشمت  پایین می آید و در خانه خود یعنی قلب مردم می نشیند بسیار موفق تر عمل می کند و بسیار به رسالت وعده داده شده نزدیکتر می گردد .

بعض از کسانی که در جوامع دینی در قبال  تاسیس حکومت دینی به نان و نوایی رسیده اند چنین وانمود می کنند که دین چون در حکومت و قدرت وآلاف و علوف نباشد دیگر دین نیست دیگر بدرد نمی خورد و این تفسیرشان را هم قطعی و مقدس می شمارند اما چه دلیل قطعی به این برداشت و قرائت دینی دیده اید .

کدام سبقه تاریخی ثابت کرده که دینداری زیر لوای حکومت شمشیر به دست دینی تام تر و وسیع تر و عمیق تر و مفید نر بوده است ؟

اومانیسم نه حق دارد نه می تواند نه می خواهد که مردم و انسانها را از علائق مذهبی و معنوی خود برهاند او اصلا خلاف این مسیر را می رود او حق دستور دادن و توصیه کردن ندارد او مردم را  با تمام علائق و وابستگی های عاطفی و دینی و علمی و تجربیشان می خواهد .

این سئوتفاهم را که هر کس گفت دین نباید با شمشیر رسالتش را انجام دهد حتما ضد دین است باید کنار گذاشت این سئو تفاهمیست که دینداران حرفه ای ساخته و بر طبلش کوبیده اند .

با باقی مباحث موافقم .

خسته نباشید و بحث بسیار شیرین و خوبی بود .

فراموش نکنید که سئوالهای مانده را در پستی جداگانه باز کنیم .

با تشکر
جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
آرمین جلالی (20 مهر 1390, 10:49), azade (20 مهر 1390, 12:03), masoudhasani (20 مهر 1390, 12:12)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 مهر 1390, 12:10 
آفلاين
ناظر انجمن
ناظر انجمن

تاريخ عضويت: 17 شهریور 1390, 22:06

پست ها : 222
تشکر کرده اید: 644 مرتبه
تشکر شده:
616 مرتبه in 189 پست

نام: masoud

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: eslam

علاقه‎مند به تمدن: irani

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: ba ham baraie azadie iran

امتیاز: 16

با سلام خدمته اساتید گرامی جنابه جویا و آرمینه جلالی من از ابتدا بحثه شما رو دنبال کردم و بیش از10 بار تمام پست ها رو خوندم.واقعا متشکرم بسیار آموزنده بود زحمته ساعت ها مطالعه رو بر من به آسانی هموار کردید و چقدر شیرین از دو دیدگاه متقاوت به بحث و در اصل تبادله نظر پرداختید.از دید دو انسانه فرهیخته که هرکدام به طوره نسبی از جامعه ای که آرمانه فکریشان بود حرف زدند وحتی یک کلمه توهین به اعتقاداته هم نکردند.میدونم که این پست ربطی به موضوع بحث نداره اما گفتم که بدونید ما اگرچه مثله شما توانایی شرکت در این قبیل مباحثات رو نداریم اما از خوندنه اون کماله استفاده رو میبریم واین رو هم به دستاورد هایه خودتون اضافه کنید.حال که این تاپیک به صلاح دیده بزرگان رو به بسته شدنه من منتظره تولده دوباره ی این مباحث در تاپیک هایه جدید هستم.به امید روزی که همه ی مردم مثله شما به عقایده هم احترام بگزارند

_________________
من از آنچه تو میگویی متنفرم اما تا پای جان از حق تو برایه گفتن آن دفاع میکنم "ولتر"


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم masoudhasani به خاطر این پست تشکر کرده اند
azade (20 مهر 1390, 12:43), آرمین جلالی (20 مهر 1390, 13:31)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 مهر 1390, 13:29 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 19 مرداد 1390, 12:29

پست ها : 838
تشکر کرده اید: 585 مرتبه
تشکر شده:
2663 مرتبه in 716 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان و تاریخ معاصر

وبلاگ: Ancient ir

شعار: عرفان ، آزادی ، برابری

امتیاز: 81

متشکرم مسعود عزیز همچنین از میعاد گرامی هم بسیارمتشکرم که به جمع ما اضافه شدند مدتها بود کمتر از مطالب ایشان استفاده می کردیم دیگر داشتم نگران می شدم!
جویا جان ، یک کلام ، ختم کلام!
جانا سخن از زبان ما می گویی

البته اگر موافقید بحث اقتصاد کاپیتالیستی را جایی دیگردنبال می کنیم اما روند و فرآیند بحث موجود به نتایج مطلوبی ختم شد.

     
در خانه دل ، ما را جزدوست نمی گنجد  چون خلوت یار اینجاست ، اغیارنمی گنجد


گر عاشق دلداری ، باغیر چه دل داری؟  کان دل که در او غیراست ، دلدار نمی گنجد


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 20 مهر 1390, 17:40 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 15 اسفند 1389, 22:30

پست ها : 807

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 1016 مرتبه
تشکر شده:
1753 مرتبه in 574 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان شیعه

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: بر خویشتن شهریاری کن تا جهانی تو را اطاعت کنند

امتیاز: 100

به نام یزدان پاک.

سلام بردوستان گرامی،به ویژه جویای حکیم، آرمین صبور و میعاد عادل.

در صفحات نخستین این مبحث پیامی گذاشتم تا این بحث رو پیگیری کنم،

و از اونجایی که فکر می کردم دیدگاهم درباره اومانیسم تفاوت های جدی با سایر دوستان دارد، فکر می کردم وارد شدن به بحث چندان فایده نداشته باشد و فقط گفتگوی دوستان رو دنبال می کردم.

اما امروز احساس کردم بحث به انتها رسیده و دوستان به تدوین یک الگوی اشتراکی از اومانیسم رسیده اند. این بود که خواستم در این انتها چند دیدگاه دیگر رو هم طرح کنم.

اومانیسم هم مانند همه مکاتب دیگر یک مجموعه از پیش فرض های اعتقادی است، که در بین جمعی از متفکرین در مکان ها و زمان های مختلف گسترده شده است. و همین امر باعث پدید آمده تلقی های مختلفی از اومانیسم در بین افراد می شود. اومانیسم به طور قطع در تاریخ بشر ریشه چند هزار ساله دارد و یک موضوع معاصر نیست. اما صورت مدون در دوره رنسانس طرح شد.

برای شناخت یک مکتب باید وارد ساختار شناخت شناسی (Epistemology) شد. در شناخت شناسی مشخصاتی عمومی برای همه مکاتب معرفی می شود:


معبود
انسانگرایی همواره مبتنی بر نوعی احترام متقابل در میان انسان ها و در عین حال فرد گرایی است. ساختار فکری این مکتب انسان را معبود قرار می دهد. زیرا در مکتب شناسی موضوعی که معیار تشخیص درستی و نادرستی، بدی و خوبی و زشتی و زیبایی قرار می گیرد را معبود آن مکتب معرفی می کنند. و معبود انسانگرایان، فقط انسان است. از این جاست که در رم باستان هنر به سمت پیکر تراشی متمایل می شود و مبنای زیبایی تناسبات جسمی انسان قرار می گیرد. در دوره رنسانس هم درست کسانی که دم از انسانگرایی می زنند همان کسانی هستند که به دنبال احیای هنر رومی (نتو رومانسک یا سبک رنسانس در هنر) هستند.
انسان و خواسته های او مقدس می شود و البته از آنجا که تعریف انسان کاری مشکل و بی سرانجام است، تبیین دیدگاه های انسان شناسی بر خواسته های شخصی و معمولاً سایر نحله های فکری که متفکرین انسانگرا بدان معتقد بوده اند متمایل شده است.


غایت
در شناخت شناسی غایت(هدف و مقصد) هر مکتب تعیین کننده وجه دیگری از مشخصات مکتب است، در انسانگرایی همواره لذت پرستی و لذت گرایی غایت بوده است. اما لذت چیست؟ اپیکورس لذت را در گفتگو می داند و برخی انسانگرایان روم باستان لذت را هر بهره ای که انسان بتواند از محیط ببرد تا بوسیله آن ارضاء شود را لذت می نامند. این است که شهوت را به نهایت می رسانند و بعد از خوردن بسیار تلاش می کنند که خورده ها را غی کنند تا بتوانند دوباره به خوردن مشغول شوند!

زیبایی
هر چیزی که در انسانگرایی به انسان منسوب شود زیبا و هر چه به غیر انسان منسوب شود پست و زشت و بی ارزش است. حتی نقاشان انسانگرا در دوران رونسانس و پس از آن هرگز طبیعت را ترسیم نمی کردند!

پیامبر
هر مکتبی یک پیامبر یا موسس دارد که گفتار او تعیین کننده خط سیر آینده مکتب است، اگر چه نمی توان شخصی واحد را به عنوان پیامبر انسان گرایی معرفی کرد، اما تدوین انسانگرایی توسط کانت، روسو و بعدتر ها پوزتیویست ها می تواند به عنوان پیامبران انسانگرایی شناخته شود.

محصول
آنچه نتیجه گرایش به یک مکتب است و در دورانی پس از توفیق آن مکتب در رشد جامعه صورت می گیردرا محصول مکتب می نامند. درباره انسانگرایی، بسیاری از انسانگرایان به تدریج به خداناباوری رسیدند اگر چه کانت یک موحد واقعی بود اما زمینه انسانگرایی همواره چه پیش از رنسان و چه پس از آن پیوند عمیق و مستحکمی با بی خدایی و خداناباوری دارد.

اگر روسو را پیامبر انسانگرایی بدانیم، در این صورت این جمله معروف او درباره انسانگرایی را با نتایج آن می توان مقایسه کرد:

« اکنون پس از سال ها وعده بهشت توسط خداوند، ما می خواهیم خدا را کنار گذاشته و بهشت را خود روی زمین بسازیم»(1)

این سخن در قرن 19 به سرعت مشهور و به یک شعار مهم تبدیل شد، حوادث قرن بعد را می توان نتیجه این حرف و تجسم بهشت در اروپا دانست:
در ابتدای قرن بیستم در سال 1914 جنگ جهانی نخست سراسر اروپا را فراگرفت! شدت جنایت ها و کشتارها در این جنگ در تاریخ بشری بی سابقه بود و نتیجه ها بیش از 10 میلیون کشته برآورد شده است. پیر زنی سال ها بیش برام تعریف می کرد که اون دوران انقدر قحطی شده بود که مردم به فکر خوردن فرزندان خودشون افتاده بودن.
بعد جنگ جهانی دوم یا پر هزینه ترین جنگ تاریخ بشر.
بعد قحطی،و گرسنگی تا سال ها
بعد شروع جنگ سرد و تحت فشار قرار گرفتن مردم حتی در امریکا به دلیل مشکلات امنیتی و اقتصادی
و...

این دقیقاً بهشتی بود که روسو ازش دم می زد!

***

و خیلی مشخصات دیگه که می شه درباره شناخت مکتب انسان شناسی معرفی کرد: مانند: پیروان، حکومت ها، رابطه با دیگر مکاتب و ...

بر می گردم به گفته های دوست گرامی جناب جویا:

JOOYA نوشته است:
ببینید وقتی صحبت از خود اتکایی انسان می شود الزاما معادل بی نیازی از دین نیست دین بخشی از وجود همین انسان خود متکیست .

امروز در جوامع اومانیستی تعداد دینداران کم نیستند ( گرچه آمار ندارم اما حداقل مطمئن هستم که در دینداریشان از جوامع دیندار صادقانه ترند ) .

امروز دین نه از عرصه نیازهای شخصی و روحی که از عرصه حکومت جابرانه عزل شده .

...

اومانیسم نه حق دارد نه می تواند نه می خواهد که مردم و انسانها را از علائق مذهبی و معنوی خود برهاند او اصلا خلاف این مسیر را می رود او حق دستور دادن و توصیه کردن ندارد او مردم را  با تمام علائق و وابستگی های عاطفی و دینی و علمی و تجربیشان می خواهد .



خوب هیچ مکتبی ذاتاً نابود کننده سایر مکاتب یا پیروانشان نیست. اما کشورهای مذهبی معمولاً دارای محدودیت هایی هستند که افراد را در رفتارها محدود می کند و به قول شما «...می خواهد که مردم و انسانها را از علائق مذهبی و معنوی خود برهاند»


به نظر شما کدام کشور امروز نماد انسانگراییه؟
مثلاً فرانسه یا ایتالیا که مهد اومانیسم هستند؟ و شما نمی توانید در فرانسه با حجاب به مدرسه و دانشگاه بروید! یا در ایتالیا تجاوز مجازات ساده ای دارد! حتی برای دختران مذهبی! یا امریکا یا...؟

هر مکتبی هم در تبیین ازادی های فردی نقش دارد و هم آزادی های اجتماعی، بسیاری از مکاتب به دنبال تشکیل حکومت مبتنی بر آموزه های خود هستند و طبیعتاً مشخصات حکومت های اومانیستی با سایر حکومت ها در تعارض است و همین نقطه آغاز محدودیتی است که انسانگرایان برای سایرین پدید می آوردند.


والسلام.


پی نوشت:

1- ارنست کاسیرر، فلسفه روشنگری، موقن، نیلوفر، تهران، 1370


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم الف به خاطر این پست تشکر کرده اند
آرمین جلالی (21 مهر 1390, 14:38)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 مهر 1390, 06:20 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 8 آذر 1389, 22:36

پست ها : 1050

محل سکونت: Montreal
تشکر کرده اید: 497 مرتبه
تشکر شده:
2527 مرتبه in 823 پست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: MOASER

شعار: جویا باش

امتیاز: 106

با سلام به همه دوستانی که در این مباحثه با ما بودند .

امیدوارم در بحث بعدی همه مشارکت فعالتری داشته باشیم .

از تذکر بجا و مفید جناب الف هم متشکرم که به ما یاد آوری شد که مواضعی که در این مباحثه طرح شد تنها مواضع موجود و تنها دیدگاهای موجود در این باره نمی باشد و البته نگاه ها و نظرات متفاوت  دیگری هم هست که هنوز طرح نشده .

در هر صورت یک بار دیگر تاکید می کنم  که در اینگونه مباحثات اصل در تفهیم شدن است .

تفاهم به این سادگی ها بدست نمی آید و نباید انتظار داشته باشیم که در این مباحثات حتما به نتایج قطعی برسیم .

دوست خوبمان جناب الف یک سئوالاتی از من داشتند که مختصرا عرض می کنم .

در یک نظام اومانیسمی اکثریت قوانین را تعیین می کنند  حال اگر دینداران اکثریت بودند قوانین دینی خواهد بود و اگر اکثریت غیر دیندار بودند قوانین غیر دینی خواهد بود  .

جویا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم JOOYA به خاطر این پست تشکر کرده اند
الف (21 مهر 1390, 13:48)
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 21 مهر 1390, 15:24 
آفلاين
مدیر انجمن
مدیر انجمن
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 15 اسفند 1389, 22:30

پست ها : 807

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 1016 مرتبه
تشکر شده:
1753 مرتبه in 574 پست

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: مسلمان شیعه

علاقه‎مند به تمدن: هخامنشیان

شعار: بر خویشتن شهریاری کن تا جهانی تو را اطاعت کنند

امتیاز: 100

به نام یکتی بی همتا

سلام بر دوستان گرامی.


JOOYA نوشته است:
با سلام به همه دوستانی که در این مباحثه با ما بودند .

امیدوارم در بحث بعدی همه مشارکت فعالتری داشته باشیم .

از تذکر بجا و مفید جناب الف هم متشکرم که به ما یاد آوری شد که مواضعی که در این مباحثه طرح شد تنها مواضع موجود و تنها دیدگاهای موجود در این باره نمی باشد و البته نگاه ها و نظرات متفاوت  دیگری هم هست که هنوز طرح نشده .

در هر صورت یک بار دیگر تاکید می کنم  که در اینگونه مباحثات اصل در تفهیم شدن است .

تفاهم به این سادگی ها بدست نمی آید و نباید انتظار داشته باشیم که در این مباحثات حتما به نتایج قطعی برسیم .


کاملاً موافقم. کاش تعداد دوستانی که با متانت و حسن نیت در مباحث شرکت می کنند بیشتر باشه تا احساس نکنیم زمانی را که به شرکت در مباحث صرف می کنیم به بطالت گذشته. در برخی مباحث به شدت از شرکت در بحث پشیمان می شم وقتی می بینم شرکت کنندگان بیشتر در گیر گفتن هستند تا فکر کردن.

JOOYA نوشته است:

دوست خوبمان جناب الف یک سئوالاتی از من داشتند که مختصرا عرض می کنم .

در یک نظام اومانیسمی اکثریت قوانین را تعیین می کنند  حال اگر دینداران اکثریت بودند قوانین دینی خواهد بود و اگر اکثریت غیر دیندار بودند قوانین غیر دینی خواهد بود  .

جویا


البته همه سامانه های اومانیستی بر دموکراسی استوار نیستند. مهد اومانیسم را ایتالیا و آلمان می دانند که پس از رونسانس هر دو دارای نظام های غیر دموکراتیک بودند. و ساختار های اومانیستی بی تعارف با فاشیسم همراهی عجیبی داشت.

اما درباره دموکراسی دیدگاهتون کاملاً درسته، و در بررسی نظام های موجود هر عقل سلیمی گواهی می ده که نظام مبتنی بر قانون مصوب رای اکثریت عادلانه ترین روش اداره جامعه ست.

اما سوال اینجاست که آیا می توان این ایده نظری را به عمل تبدیل کرد؟ یعنی به یک راهبرد(strategy) برای اجرای آن رسید؟

و همون طور که در مبحثتفکیک سه قوا صحبت کردیم، تعادلی که میان قوای حاکمه در این ساختار ایجاد می شه یک طرح راهبردی (strategic planning) برای پش برد این هدفه. ولی همه متفکرین فلسفه سیاسی معتقدند که نقاط ضعفی هم در این سامانه وجود داره.

پیش از پرداختن به این موضوع دو نکته رو درباره دموکراسی باید طرح بشه:

1. رای اکثریت در معنی مطلقش امری کاملاً ضد اخلاق و ناکارآمده! یعنی اگر مثلاً فرض کنیم راهی وجود داشته باشد که همه تصمیمات گشور مستقیماً با استفاده از رای اکثریت مردم گرفته شود (که شاید با رشد تکنولوژی در آینده چنین چیزی محقق شود) در واقع این روش معمولاً بدترین تصمیمات رو برای خودش می گیره! چرا؟

چون هر چه این اکثریت عام تر در نظر گرفته بشه، به سطح درک ضعیف تری می رسیم! در واقع اگر همه جامعه رو در نظر بگیریم با سطح پایینی از ادراک روبرو هستیم ولی اگر مجموعه های خاص تری را در نظر بگیریم با سلیقه ها و منش آگاهانه تر و مناسب تری روبرو می شویم. یک مثال خوب برای این موضو پژوهش یکی از دانشمندان آلمانی در این رابطه است، او پرسشنامه ای را برای حجم عظیمی از مردم مطرح کرد، تا نتیجه را بررسی کند، او سه انتخاب به هر فرد در نظر گرفته بود که به ترتیب شرایطی بسیار راحت اما موقتی، شرایطی نیمه راحت و طولانی مدت تر و در نهایت یک شرایط سازنده و مشکل که درآینده باعث پیشرفت های مهمی در همه چیز می شه. و خوب با این روش ثابت کرد که مردم نه گزینه دوم رو انتخاب می کنن و نه گزینه سوم رو بلکه بیش از 80% گزینه اول رو انتخاب می کنن!

پوپولیسم عملی یعنی همین! مردمسالاری مطلق!

2. به جای این گزینه، یک گزینه دیگر وجود داره، که معمولاً مراد از دموکراسی اونه، این گزینه می گه افرادی که از نظر جامعه برگزیده هستند به جای اکثریت انتخاب کنن، و البته اون ها رو هم مردم انتخاب کنن، ولی اینجا اولین نکته ورود مکتب پیش کشیده می شه، و اون نکته اینه که اون افراد بر مبنای چه معیار هایی برگزیده بشن؟

اگر انتخاب معیار ها را فقط به خود مردم واگذار کنیم، اون وقت مشکل خیلی بزرگتری پیش میاد و اون اینه که افراد صاحب قدرت و ثروت از این فرصت پیش آمده استفاده کرده و با استفاده از امکاناتی که دارن افراد مورد نظر خودشون رو به مردم تحمیل می کنن و حتی این کار رو کامل قانونی انجام می دن. تبلیغات، اقدامات مردمی کوتاه مدت در دوره پیش از انتخابات و هم نشینی با گروه ها و انجمن های مردمی از جمله روش های قانونی است.

بنابراین در یک سامانه مردمسالاره موفق، اقشار برجسته و فرهیخته جامعه باید دارای مکانیزم هایی باشند تا از خارج شدن جریان حرکت حکومت از مسیر درست خودش جلوگیری کنن.
برخی مجلس دوم و برخی اشخاص خاصی که حق اعمال نظر های فرا قانونی داشته باشن، را پاسخی به این پرسش عنوان کرده اند، اما سامانه های اومانیستی عموماً با این دیدگاه ها مخالفند و به همین دلیل هم همواره در کشورهای اومانیستی این اکثریت نیستند که حکومت می کنند بلکه گروهی از افراد صاحب نفوذ هستند که بیش از سایر گروه های با نفوذ توانسته اند نظر مردم را به خود جلب کنند.


والسلام.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
 موضوع پست: Re: اومانیسم
پست خوانده نشدهارسال شده در: 4 خرداد 1391, 19:37 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 4 خرداد 1391, 19:15

پست ها : 63
تشکر کرده اید: 3 مرتبه
تشکر شده:
59 مرتبه in 40 پست

نام: ايران من

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: اريايي

شعار: همه باشيم اگر وسعتمان تنهاييست.

امتیاز: 0

انسان

_________________
[FONT=Arial Narrow]همه باشيم اكر وسعتمان تنهاييست[/FONT]


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 38 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان رستوران ته دیگ