به انجمن برهان » سالن اجتماعات تاریخی و مذهبی تاریخ ما. خوش امدید برای عضویت اینجا را کلیک کنید





ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


قوانين انجمن


توهینن و ناسزا به دیگر مکاتب، با هیچ مکتبی سر سازگاری ندارد
ایجاد مبحث یا گذاشتن پاسخ در این انجمن حساس است، لطفاً با تأمل و دقت کافی نسبت به قوانین کشور، پاسخ بگذارید.



ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 32 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي
نويسنده پيغام
پست خوانده نشدهارسال شده در: 8 مهر 1392, 00:35 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 1160
تشکر کرده اید: 1826 مرتبه
تشکر شده:
2015 مرتبه in 814 پست

نام: حنیف

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: بشریت

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خود شناسی

امتیاز: 100

به نظر میاد خودشناسی توسط خودمان دروغی بیش نباشد

زیرا همانطور که دوستان اشاره کردن ذهن ما ازکودکی تا کنون در حال شکل گیری توسط دیگران است ...دیگران شامل خانواده ، رسانه ، مذهب ، علم ، ...

خودشناسی فراغ بال و خیال آسوده و نداشتن دغدغه مالی واقتصادی هم میخواهد ، کسی که از صبح تا شب مشغول سگ دو زدن است برای یک لقمه نان

کی فرصت خود شناسی پیدا می کند ، نهایت فرصت داشته باشد که شب را بدون فکر بخوابد ...

خود شناسی واقعی نیاز به سکوت و آرامش دارد و زمانی به نسبت طولانی ، در دل طبیعت ...شاید در حد چله نشینی ...اینطوری دریای متلاطم ذهن میتونه

لااقل مدتی آرامش بگیره ،و احساسی از وجود داشتن بیابیم .. اگر نهایتا نفهمیدیم چی هستیم لا اقل می فهمیم که هستیم ...

انسان مدرن که به شکل برده ای نوین در حال جان کندن و روز را به شب رساندن است ، و دیدن چهره یخی و چشمان بیروح و غم آلودش انسان رو به گریه وا

میداره ، ابتدا باید فکری به حال زار خودش کند بعد فکر خودشناسی خودش ...

حتی اگر کسی موفق به خود شناسی بشه ، تازه اول بدبختیش ، باید قبل از بلعیده شدن  توسط نگاههای تعجب برانگیز انسان نماها پناهگاهی یا غاری

بیابد یا داوطلبانه خودش راهی دارالمجانین شود...

_________________
نصف حقیقت ، یک دروغ کامل است .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم حنیف به خاطر این پست تشکر کرده اند
soofia (14 مهر 1392, 09:08)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 8 مهر 1392, 01:24 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 13 آبان 1390, 02:52

پست ها : 923

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 2041 مرتبه
تشکر شده:
1520 مرتبه in 730 پست

نام: شهرام

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی-خاورمیانه ای

وبلاگ: tarikhfa.com

شعار: ایمان/امید/محبت

امتیاز: 74

درود برشما

با مشاهده این تاپیک فکر کنم جسارتا به این اقا مهدی باید بگویم بهتر است نگاهی به مفهوم کلمه در فلسفه پست مدرن بیاندازد .
کلمه ها آنقدر که شما فکر میکنید مفاهیم قطعی و ابدی ندارند بلکه محیط اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی ما به آنها معنی میبخشند
برای مثال عرض کنم روزی در بانکوک راهنمایی بودایی ما را به بزرگترین معبدشان برد و در مورد خصوصیات و معجزات انجا و
شنیده شدن دعاها در ان معبد سخن میگفت یکی از دوستان بحثی بیحاصل با او شروع کرد و برای او از خدایی که در همه جا هست
سخن گفت و راهنما هم با اشاره به مجسمه طلایی بودا از نزدیکی خدا صحبت میکرد ! من خنده ام گرفت دوست ایرانی ما از خنده
من عصبانی شد که به او گفتم دوست عزیز میدانی مفهوم خدایی که شما از ان سخن میگویید فقط در ادیان ابراهیمی شناخته شده
و این بیچاره چیزی از ان جز اینکه میگوید نمیفهمد پس کلمات را باید برایش معنی کرد !
مفهوم خود شناسی نیز در هر فرهنگی متفاوت است و نتیجه حاصل از ان نیز متفاوت خواهد بود !
راستی یادتان هست قدیم ها صحبت از بازگشت به خویشتن میکردند ! حالا شما بیایید بگویید بازگشت به کدام خویشتن ؟!

_________________
«   هیچکس چراغ را نمی افروزد تا آنرا زیر کاسه بنهد بلکه آنرا بر   »

«     چراغ
دان میگذارد تا نورش بر همه آنان که در خانه اند بتابد    »


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم shahram42 به خاطر این پست تشکر کرده اند
soofia (9 مهر 1392, 09:43), حنیف (9 مهر 1392, 15:05)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 14:19 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 29 تیر 1392, 04:15

پست ها : 327
تشکر کرده اید: 63 مرتبه
تشکر شده:
524 مرتبه in 244 پست

نام: هادی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشیع

علاقه‎مند به تمدن: اسلامی

وبلاگ: hadigm.blogfa.com

شعار: خودشناسی

امتیاز: 2

حنیف ، نگران نباش.
نیازی به رفتن به غار یا دارالمجانین نیست.


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم hadigm به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (9 مهر 1392, 15:05)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 15:30 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 1160
تشکر کرده اید: 1826 مرتبه
تشکر شده:
2015 مرتبه in 814 پست

نام: حنیف

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: بشریت

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خود شناسی

امتیاز: 100

shahram42 نوشته است:

راستی یادتان هست قدیم ها صحبت از بازگشت به خویشتن میکردند ! حالا شما بیایید بگویید بازگشت به کدام خویشتن ؟!


بازگشت به خویشتن ...این جمله این جور تداعی میکنه که قبلا ما با خود واقعی مان بوده ایم و او را ترک کرده ایم واکنون میخواهیم به ان بازگردیم ..بازگشت  که کاری راحت تر است

تا شناسایی یا پیدا کردن خود ...ولی آیا ما زمانی با خود واقعی مان بوده ایم که  اکنون قصد بازگشت به ان را داریم ؟ آیا خاطره ای از آن دوران همنشینی با خود واقعی مان را اصلا داریم ؟

_________________
نصف حقیقت ، یک دروغ کامل است .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم حنیف به خاطر این پست تشکر کرده اند
shahram42 (9 مهر 1392, 18:29)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 17:28 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 28 مهر 1389, 19:09

پست ها : 686

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 218 مرتبه
تشکر شده:
1736 مرتبه in 538 پست

نام: امید

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: تاريخ ايران

وبلاگ: Ancient ir

شعار: علم هنر عشق

امتیاز: 52

سلام حنیف جان
اگر بخواهیم از دیدگاه مدرنیسم پاسخی به این سوال بدهیم این است .
هیچ خویشتنی از قبل وجود نداشته است یعنی خویشتنی معین و مشخصی که از قبل تعیین شده باشد و من امروز بخواهم ان خویشتن را باز یابم و به ان بازگشت کنم وجود ندارد .
ان چه که وجود دارد ساختن خویشتن است . یعنی من به عنوان یک انسان با کمک عقل می توانم منی را بسازم که ان خویشتن من می شود .
با این نگاه دیگر نیاز نیست که به گذشته هجرت کنیم و ان خویشتنی را که نه می دانیم چگونه است و نه می دانیم کجا گمش کردم را بیابیم بلکه با حرکت به سمت اینده ان خویشتن را که دوست داریم با کمک عقل می افرینیم .

_________________
اوقات خوش ان بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم اميد به خاطر این پست تشکر کرده اند
shahram42 (9 مهر 1392, 18:35), حنیف (9 مهر 1392, 23:49), soofia (14 مهر 1392, 09:28)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 18:32 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 13 آبان 1390, 02:52

پست ها : 923

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 2041 مرتبه
تشکر شده:
1520 مرتبه in 730 پست

نام: شهرام

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی-خاورمیانه ای

وبلاگ: tarikhfa.com

شعار: ایمان/امید/محبت

امتیاز: 74

سخنی در آف ساید !

حنیف نوشته است:
shahram42 نوشته است:

راستی یادتان هست قدیم ها صحبت از بازگشت به خویشتن میکردند ! حالا شما بیایید بگویید بازگشت به کدام خویشتن ؟!


بازگشت به خویشتن ...این جمله این جور تداعی میکنه که قبلا ما با خود واقعی مان بوده ایم و او را ترک کرده ایم واکنون میخواهیم به ان بازگردیم ..بازگشت  که کاری راحت تر است

تا شناسایی یا پیدا کردن خود ...ولی آیا ما زمانی با خود واقعی مان بوده ایم که  اکنون قصد بازگشت به ان را داریم ؟ آیا خاطره ای از آن دوران همنشینی با خود واقعی مان را اصلا داریم ؟


کاش آنروزها یکی پیدا میشد به دکتر شریعتی همینگونه جواب میداد تا امروز اینگونه در خویشتن ، خویش احساس خفقان نکنیم !!!

_________________
«   هیچکس چراغ را نمی افروزد تا آنرا زیر کاسه بنهد بلکه آنرا بر   »

«     چراغ
دان میگذارد تا نورش بر همه آنان که در خانه اند بتابد    »


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم shahram42 به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (9 مهر 1392, 23:50)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 18:38 
آفلاين
کاربرارشد
کاربرارشد
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 13 آبان 1390, 02:52

پست ها : 923

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 2041 مرتبه
تشکر شده:
1520 مرتبه in 730 پست

نام: شهرام

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی-خاورمیانه ای

وبلاگ: tarikhfa.com

شعار: ایمان/امید/محبت

امتیاز: 74

اميد نوشته است:
سلام حنیف جان
اگر بخواهیم از دیدگاه مدرنیسم پاسخی به این سوال بدهیم این است .
هیچ خویشتنی از قبل وجود نداشته است یعنی خویشتنی معین و مشخصی که از قبل تعیین شده باشد و من امروز بخواهم ان خویشتن را باز یابم و به ان بازگشت کنم وجود ندارد .
ان چه که وجود دارد ساختن خویشتن است . یعنی من به عنوان یک انسان با کمک عقل می توانم منی را بسازم که ان خویشتن من می شود .
با این نگاه دیگر نیاز نیست که به گذشته هجرت کنیم و ان خویشتنی را که نه می دانیم چگونه است و نه می دانیم کجا گمش کردم را بیابیم بلکه با حرکت به سمت اینده ان خویشتن را که دوست داریم با کمک عقل می افرینیم .


زنده باد دوست عزیز و گل من
گل کلام را چیدی اصلا آن خویشتن که از آن صحبت میشود خود پوستینی تحمیل شده در شرایط تاریخی دیگر بوده
که اگر پوستینش آنقدر زبر و آزار دهنده و زخم کننده پوست نبود که آنرا از تن خود درنمیاوردیم !

_________________
«   هیچکس چراغ را نمی افروزد تا آنرا زیر کاسه بنهد بلکه آنرا بر   »

«     چراغ
دان میگذارد تا نورش بر همه آنان که در خانه اند بتابد    »


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم shahram42 به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (9 مهر 1392, 23:50)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 9 مهر 1392, 21:07 
آفلاين
کاربر فعال انجمن
کاربر فعال انجمن

تاريخ عضويت: 29 تیر 1392, 04:15

پست ها : 327
تشکر کرده اید: 63 مرتبه
تشکر شده:
524 مرتبه in 244 پست

نام: هادی

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: تشیع

علاقه‎مند به تمدن: اسلامی

وبلاگ: hadigm.blogfa.com

شعار: خودشناسی

امتیاز: 2

نکتۀ جالب دیگر اینست که عموماً ھر کسی خودش را منحصر بفرد و حق بجانب می داند و دیگران را ھمه یک جور
و ناحق می پندارد . سؤال اینست که این " خود " چیست که منشأ ھمۀ تضادھای شدید و آشتی ناپذیر می
باشد . مثلاً ھر کسی در عین حال که " خود " را برحق و منحصر بفرد می داند بشدت از خودش بیزار
وگریزان است و می خواھد در جمع گم شود و مثل دیگران گردد . البته آدمی ھرچند گاھی تلاش می کند تا
وحدانیت و حقّانیّت خود را برمسند اثبات و سلطه بنشاند ولی ھر بار ناکامتر از دفعۀ قبل شده و باز توبه

می کند و به جمع پناه می برد و سعی می کند ھمرنگ جماعت شود و خود را از یاد ببرد . آدمی باید بفھمد
و بیازماید و باور کند که این " خود " ھمان عدم است و لذا قابل اثبات نیست و حضور و ظھور و حاکمیت
خدا که مظھر وجود است در آدمی این توھّم را پدید آورده که این خودش می باشد ولی در ناکامیھای "
خود " باید باور کند که خودش نیست بلکه خداست و منشأ این ھمه تضادھای معرفتی و عملی بشر تضاد
بین " خود " و خداست . ھمۀ تضادھا حاصل این تلاش است که آدمی می خواھد " خود " را ھمان خدا
بداند و بر جای او بنشاند ولی نمی تواند . سایۀ وجود بر عدم یعنی سایۀ خدا بر " خود" است که اینھمه
تضاد آفریده است . ولی این تلاش ماھیتاً تلاش باطلی نیست بلکه برحق ترین تلاش بشراست که خود را
برجای خدا و خدا را بر جای خود قرار دھد زیرا خلقت آدم برای ھمین امر است . ولی روش آدمی عموماً
اشتباه است و بلکه معکوس است آدمی سعی می کند که " خود " را بر خدا تحمیل کند حال آنکه بایستی
خود را تسلیم محض خدا کند تا خدا برجای او بنشیند و عین " خود" گردد و ھمۀ تضادھا برطرف گردد و

توحید آشکار آید .


از کتاب " حق و باطل " استاد علی اکبر خانجانی

دانلود از وبلاگ عرفان زندگی

http://dl.ketabkhane-erfani.com/downloa ... 0batel.zip


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم hadigm به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (9 مهر 1392, 23:54), shahram42 (18 مهر 1392, 22:51)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 مهر 1392, 09:24 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 اسفند 1388, 09:54

پست ها : 818
تشکر کرده اید: 1452 مرتبه
تشکر شده:
1950 مرتبه in 685 پست

نام: سوفیا

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: -

وبلاگ: Ancient ir

شعار: -

امتیاز: 54

سلامی به دوستانم

این بحث را بسیار دوست دارم؛ اما مشغله کاری زیاد به من اجازه بحث نداد.

shahram42 نوشته است:
راستی یادتان هست قدیم ها صحبت از بازگشت به خویشتن میکردند ! حالا شما بیایید بگویید بازگشت به کدام خویشتن ؟!


درست است. بازگشت به خویشتن و اصل خود.
بگذار بگویم اکهارت عارف بزرگ المانی قرن 14 نفس را دو ساحتی میداند. یا همان خود
بین ساحتی که به ذات نفس مربوط می شود و ساحتی که به قوا و افعال نفس مربوط است تمایز قائل می شود. به خاطر همین دو ساحتی بودن است که نفس می تواند به درون خزیده و به بالا عروج کند؛ یعنی از ساحت زمان و مکان بیرون رفته و مدهوش حقیقت شودو در عین حال از ساحت بی زمانی به زمان در همین عالم باز گردد و خویشتن را در این عالم ببیند.
در عمق سطح آگاهی روزمرۀ ما که متعلق به افعال و قوای نفس اعم از تخیل و اراده و احساسات است، ساحتی پنهان و بس وسیع و عظیم وجود دارد که همان ناخودآگاه ماست.
نفس تمامی افعالش را از طریق قوایش انجام می دهد؛ مثلا هرچه را می فهمد با فاهمه می فهمد. هرچه را به یاد می آورد با حافظه به یاد می آورد و اگر محبت می ورزد با اراده و احساس چنین می کند. بنابراین در این موارد با قوایش کار می کند نه با ذات خویش. هرگاه همۀ فعالیت های قوایش را کنار بزند و به ذات داخل شود، همان نهانجای وسیع نفس، که «اصل» خوانده می شود. بازگشت به خویشتن داشته است.
در همانجاست که آرامش را در حد وصف ناپذیر، لذت را در حد نامتناهی و شادی بی بدیل را تجربه میکند.

آن زمان است که بی تاب همانجایی می شود که در زندگی روزمره از آن فاصله گرفته. به قول افلاطون چنین کسی که زیبایی اصیل را دریافته استدیگر حاضر نیست آنرا با تمامی ثروت های دنیا مقایسه و یا عوض کند. کسی که یکبار زیبایی و آرامش را از نزدیک با بازگشت به خویشتن درک کرده باشد، دیگر بدنبال لحظاتی برای بازگشت به خویشتن است.
هموست که فلسفه وجودی خود خواهد فهمید.

سپاس از همراهانم. سوفیا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soofia به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (14 مهر 1392, 13:51), shahram42 (18 مهر 1392, 22:51)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 مهر 1392, 09:41 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 اسفند 1388, 09:54

پست ها : 818
تشکر کرده اید: 1452 مرتبه
تشکر شده:
1950 مرتبه in 685 پست

نام: سوفیا

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: -

وبلاگ: Ancient ir

شعار: -

امتیاز: 54

[/quote]
اميد نوشته است:
یچ خویشتنی از قبل وجود نداشته است یعنی خویشتنی معین و مشخصی که از قبل تعیین شده باشد و من امروز بخواهم ان خویشتن را باز یابم و به ان بازگشت کنم وجود ندارد .
ان چه که وجود دارد ساختن خویشتن است . یعنی من به عنوان یک انسان با کمک عقل می توانم منی را بسازم که ان خویشتن من می شود .
با این نگاه دیگر نیاز نیست که به گذشته هجرت کنیم و ان خویشتنی را که نه می دانیم چگونه است و نه می دانیم کجا گمش کردم را بیابیم بلکه با حرکت به سمت اینده ان خویشتن را که دوست داریم با کمک عقل می افرینیم .



در پاسخ به سخن زیبای امید بگویم ساختن خویشتن پس از بازگشت به خویشتن صورت می گیرد. تا ارزش وجودی خود را نشناسی آنقدر مصمم به ساختن خود نخواهی شد.

آن زمان که به درون بازگشتی و حقیقت و زیبایی اصیل را یافتنی، آرامش را به نوعی بی بدیل آن درک کردی، برای دست یافتن به آن جایگاه خود را شایسته می گردانی. دیگر نمی توانی نسبت به بودنت، به چه بودن و که بودنت بی تفاوت باشی.
تمامی همّ و غم تو ساختن خودی شایسته ی آن درون زیباست.

به این خاطر است هرکس خود را شناخت خدای را شناخته است. با شناخت خود و خدای، زندگی تو دگرگون می شود. کلید زندگی، شادی، ارامش تو زین پس دست خود توست.
حاضر نیستی با هیچ قیمتی خود را نازیبا و نالایق گردانی. خودسازی آغاز می شود. زیبایی ها را جستجو میکنی، محبت و شوق وجودت را فرا میگیرد. زین پس خود می دانی چه چیز تو را زیبا میگرداند و چه چیز نازیبا. می دانی که  بیداری تنها راه دور نماندن از اصل خویش است.

سپاس از همراهانم. سوفیا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soofia به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (14 مهر 1392, 13:47), shahram42 (18 مهر 1392, 22:51)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 مهر 1392, 14:05 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 1160
تشکر کرده اید: 1826 مرتبه
تشکر شده:
2015 مرتبه in 814 پست

نام: حنیف

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: بشریت

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خود شناسی

امتیاز: 100

خویشتن خویش ، که احتمالا همان گوهر زیبا و درخشنده ذات انسان می باشد که زیر لایه های افکار و احساسات و دغدغه های مادی روزانه ، نهفته و پنهان شده است ،

همانطور که خانم سوفیا به خوبی توضیح دادند ، چیزی است که وجود دارد و قدم اول بازگشت به آن خود می باشد ، خودی که با برخورد و مواجهه با آن ، ارزشمندی انرا فطرتا در

می یابیم ، و انرا با چیزی عوض نخواهیم کرد ، اما اینکه چگونه با این خود بمانیم تا بتوانیم بیشتر د ر دریای وجودی خودمان غور کنیم ، به نظرم کاری بس دشوار است ..

احساسی بسیار لغزنده است که با کوچترین اشتباهی لیز می خورد و غیب می شود ..نیاز دارد به یک جهان بینی متفاوت و پایبندی به ان و استقامت در این راه که شاید چیزی های ظاهرا

ارزشمندمان را نیز در را ه ان از دست بدهیم ...

_________________
نصف حقیقت ، یک دروغ کامل است .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم حنیف به خاطر این پست تشکر کرده اند
soofia (14 مهر 1392, 14:26), shahram42 (18 مهر 1392, 22:52)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 14 مهر 1392, 14:39 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 21 اسفند 1388, 09:54

پست ها : 818
تشکر کرده اید: 1452 مرتبه
تشکر شده:
1950 مرتبه in 685 پست

نام: سوفیا

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: -

وبلاگ: Ancient ir

شعار: -

امتیاز: 54

سلام دوستانم


حنیف نوشته است:
اما اینکه چگونه با این خود بمانیم تا بتوانیم بیشتر د ر دریای وجودی خودمان غور کنیم ، به نظرم کاری بس دشوار است ..

احساسی بسیار لغزنده است که با کوچترین اشتباهی لیز می خورد و غیب می شود ..نیاز دارد به یک جهان بینی متفاوت و پایبندی به ان و استقامت در این راه که شاید چیزی های ظاهرا

ارزشمندمان را نیز در را ه ان از دست بدهیم ...


بسیار با دوستمان حنیف موافقم.

من این استقامت را بیداری می نامم. بیداری هر لحظه ای در خواب و بیداری.

با وارد شدن به این وادی، گناه نیز معنا و محدودۀ خاص می یابد.
حساسیت در این مرتبه بسیار بالا و ظریف است.
هرآنچه سبب حجابی بر درون شود، گناه است. و حجاب همان غفلت یه لحظه ای از درون است و کاملا در روح و روان قابل احساس است.
کنار زدن حجاب با بیداری ممکن می شود.
برای بیداری باید شیکبایی داشت.
بنابراین بازگشت به خویشتن، لحظه ای است.
برای بازگشت دوباره و یا شاید ماندن در آن باید شیکبا بود و بیدار
.
.
سپاس از همراهانم. سوفیا


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم soofia به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (14 مهر 1392, 18:56), shahram42 (18 مهر 1392, 00:30)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 15 مهر 1392, 15:18 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 11 مهر 1390, 13:01

پست ها : 1160
تشکر کرده اید: 1826 مرتبه
تشکر شده:
2015 مرتبه in 814 پست

نام: حنیف

یکتاپرست: آری

دین یا مذهب: اسلام

علاقه‎مند به تمدن: بشریت

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: خود شناسی

امتیاز: 100

وقتی به درون خودمان توجه می کنیم ، با کمی تمرکز متوجه برخی ویژگیهایمان میشویم ،..تمایلات ، افکار، هوسها ، اراده انجام کار ، .

مثلا  با دیدن یک نوشابه  ، مغز ما این اطلاعات را دریافت می کند و در صورت تمایل ارگانیزم ما به این نوشیدنی ، تمایل و احساس نوشیدن بدن ر وجود ما شکل

می گیرد ، دوباره با تایید مغز ایندفعه این اراده است که در ما شکل می گیرد ، اراده خوردن نوشابه ، و سپس فعل مربوطه صورت می پذیرد ...

غرض از بیان این جزییات این بود که در هر فرایندی در درون ما فعالیتها ی مختلفی تحت عنوان تفکر ، تمایل و احساس ، اراده و سرانجام انجام کار و فعل ، صورت

می پذیرد ، اما پشت تمام این فعالیتها ، گویی مشاهده گری قرار دارد که حکم ناظر و اپراتور را دارد ، که به نظر می رسد خود اصلی ما باشد ، که به نظرم جدای از تمام

فعالیتهای ذکر شده می باشد ، ...تمام این فرایندها جبرا و بدون اختیار ما صورت می پذیرد ، تفکر ،نیاز و احساس نوشیدن ، ایجاد اراده و طلب جهت خوردن آن ، ..همه خارج

از اختیار ما صورت می پذیرد ولی این نهایتا خود ماست که می تواند تصمیم بگیرد  که این نوشابه را بخورد یا نخورد ..حتی اگر ارگانیزم و بدن ما فوق العاد ع تشته و نیاز ضروروی داشته

باشد با ز این خودما ست که می تواند اراده و اختیار کند که این نوشابه را نحورد ...این هم یک جور خود شناسیه !!

_________________
نصف حقیقت ، یک دروغ کامل است .


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي  
کاربران زیر از شما کاربر محترم حنیف به خاطر این پست تشکر کرده اند
soofia (16 مهر 1392, 10:28), shahram42 (18 مهر 1392, 00:30)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 17 مهر 1392, 16:06 
آفلاين
تازه وارد
تازه وارد

تاريخ عضويت: 17 مهر 1392, 15:30

پست ها : 5
تشکر کرده اید: 14 مرتبه
تشکر شده:
4 مرتبه in 3 پست

نام: کتاب دوست

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: ایرانی

وبلاگ: Tarikhema ir

شعار: من تجربه میکنم

امتیاز: 0

خودشناسی از دیدگاه یونگ

بسیاری از مردم «خودشناسی» را با شناخت شخصیت های منِ آگاه اشتباه می گیرند.

هر کس که دارای یک «منِ آگاهی» است، مطمئن هست که خود را می شناسد.

اما «من» تنها درونه های خود را می شناسد، نه ناخودآگاهی و درونه های آن را.

مردم خودشناسی را با آنچه که شخص متعارف در محیط اجتماعی درباره خود می شناسد،‌‌‌ می سنجند، نه با حقایق ملموس روانی که تا حد زیادی از آنان پنهان است.
از این نظر، روان مانند تن رفتار می کند.

در واقع ساختاری دارد که فرد چیزهای کمی درباره ساختار پیچیده اش می داند، درحالیکه همیشه با جسمِ خود همراه است و با آن می زیَد.
یک فرد عادی شناخت خیلی کمی از جسم خود دارد و شناخت آن به معرفت علمی ویژه ای نیاز دارد تا خودآگاهی را با آن چه که از تن شناخته شده است آشنا کند.

پس آنچه که به طور روزمره «خود شناسی» نام دارد و بخش اعظم آن به عوامل اجتماعی وابسته است، بسیار محدودتر از چیزهایی است که در روان انسان می گذرد.

کارل گوستاو یونگ


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم 712 به خاطر این پست تشکر کرده اند
حنیف (17 مهر 1392, 19:40), shahram42 (18 مهر 1392, 02:05)
پست خوانده نشدهارسال شده در: 18 مهر 1392, 13:30 
آفلاين
کاربر نمونه
کاربر نمونه
نماد کاربر

تاريخ عضويت: 28 مهر 1389, 19:09

پست ها : 686

محل سکونت: تهران
تشکر کرده اید: 218 مرتبه
تشکر شده:
1736 مرتبه in 538 پست

نام: امید

یکتاپرست: آری

علاقه‎مند به تمدن: تاريخ ايران

وبلاگ: Ancient ir

شعار: علم هنر عشق

امتیاز: 52

سلام
ان چه دوست مان در مورد دیدگاه یونگ بیان کرد جالب بود اما در عرفان ما هیچ گاه خودشناسی با ان من اگاهی که بیان شده اشتباه گرفته نمی شود .
خودشناسی در عرفان ما به معنایی رسیدن به ان من معتالی است که از ان دور مانده ایم . منی که همه جهات کامل و زیبا و تمام است . عرفان ما خودشناسی را در قالب شناخت خویشتن خلاصه نمی کنند .

_________________
اوقات خوش ان بود که با دوست بسر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود


بالا
 مشخصات ارسال پيغام خصوصي E-mail  
کاربران زیر از شما کاربر محترم اميد به خاطر این پست تشکر کرده اند
hadigm (18 مهر 1392, 14:45), حنیف (18 مهر 1392, 14:59), shahram42 (18 مهر 1392, 02:05)
نمايش پست ها از پيشين:  مرتب سازي بر اساس  
ارسال مبحث جديد پاسخ به مبحث  [ 32 پست ]  برو به صفحه قبلي  1, 2, 3  بعدي

ساعت سایت بر اساسUTC + 3:30 ساعت [ ساعت تابستانی ] تنظیم شده است


چه کسي حاضر است ؟

کاربران حاضر در اين انجمن: بدون كاربران آنلاين و 0 مهمان


شما نمي توانيد مبحث جديدي در اين انجمن ايجاد کنيد
شما نمي توانيد به مباحث در اين انجمن پاسخ دهيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن ويرايش کنيد
شما نمي توانيد پست هاي خود را در اين انجمن حذف کنيد
شما نمي توانيد فايل هاي پيوست در اين انجمن ارسال کنيد

جستجو براي:
انتقال به:  
با افتخار به قدرت phpBB فارسی مقصد

رستوران های تهران رستوران خاقان آموزش نصب سانترال ورمی کمپوست